گفتار درمانی و توانبخشی     پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر

             پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر          ارائه دهنده کاملترین و جامع ترین اطلاعات توانبخشی             گفتار درمانی      کاردرمانی       فیزیو تراپی          اپتومتری        شنوایی سنجی          ارتوپدی فنی                   

                                           پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر          ارائه دهنده کاملترین و جامع ترین اطلاعات توانبخشی             گفتار درمانی      کاردرمانی       فیزیو تراپی          اپتومتری        شنوایی سنجی          ارتوپدی فنی           


                   مدیریت سایت : سیاوش عطایی  آسیب شناس گفتار و زبان         همراه   :  09121623463


      صفحه اصلی       درباره ما       تماس با ما        نظر سنجی     تماس با شما      نحوه تبلیغات در سایت     مشاوره      لینکهای ما   

                    گفتار در مانی           کاردرمانی           فیزیو تراپی        شنوایی شناسی       بینایی سنجی         ارتوپدی فنی

 

                 

 انجمنها             مجلات علمی           دانشگاه ها و دانشکده ها            کلینیکهای تخصصی               مراکز توانبخشی                        

مراکز تشخیصی و  درمانی                تجهیزات پزشکی                     مراکز آموزشی خصوصی    

اطلاعات  پزشکان تهران                                                  اطلاعات  پزشکان کرج                

page:  1     2      3        5     6    7    8    9     10    11    12      13     14     15   16    17   18    19    20     NEXT   ..


 

 

جنین شناسی حنجره :
 

شش قوس آبششی در تشکیل صورت و حفره دهان و گردن و حلق و حنجره نقش عمده دارند . زوج اول قوسهای آبششی تبدیل به فکین فوقانی و تحتانی می گردد و عصب سه قلو عضلات این قوس را عصب دهی می کند .
 

قوس دوم و سوم استخوان لامی را شکل می دهند . غضروف شکمی این قوس تبدیل به شاخ بزرگتر استخوان لامی می گردد و بخش کودال تبدیل به تنه استخوان می گردد . عصب زبانی- حلقی قوس سوم را عصبد هی می کند .
 

 قوسهای چهارم و پنجم غضروف درقی را بوجود می آورد که ممکن است به غضروفهای هرمی شاخی و میخی تبدیل گردد .

عصب قوس چهارم عصب حنجره ای فوقانی از عصب مبهم می باشد . قوس ششم از قوسهای آبششی و غضروف انگشتری یا حلقه نایی را تشکیل

 می دهد . عصب راجعه ممکن است عصب قوس ششم باشد .

 از قوس دوم تا ششم توده های عضلانی که بوجود می آید به شکل عضلات حنجره حلق و کام نرم در می آید .

 عضله نیزه ای حلقی به قوس سوم و انگشتری - درقی به قوس چهارم نسبت داده شده است . بقیه عضلات حنجره از قوس ششم مشتق می گردد .

هر قوس آبششی از یک لایه خارجی اکتودرمی یک محور مزانشیمی و یک لایه داخلی آندودرمی تشکیل شده است . قسمتی از مزانشیم عنصر استخوانی را ایجاد می کند و باقیمانده های محور مزانشیمی بصورت عضلات مخطط در می آید .
 

اعصاب حرکتی از مغز خلفی مجاور مستقیما به داخل قوسی که نسبت به آن در موقعیت شکمی قرار دارند وارد می گردند .

پیش ساز اولیه حنجره ناودان حلقی - نایی است که از سمت شکمی توسط بخش کودال بر آمدگی زیر آبششی و در هر طرف توسط دو انتهای شکمی

قوسهای ششم محدود می گردند .

 

   دو اتساع هرمی در هر طرفاین ناودان ظاهر می گردد و همینطور که آنها رشد می کنندبه یکدیگر و به بخش کودال بر آمدگی زیر آبششی که از آن اپیگلوت شکل می گیرد نزدیک می شوند .
 

سوراخ آن به داخل حنجره ابتدا یک شکاف قائم است که با افزایش حجم اتساعات هرمی به یک شیار  تی   شکل تبدیل می گردد .

شاخ قائم شیار  تی  بین دو بر آمدگی هرمی و شاخ افقی آن بین آنها و اپیگلوت قرار می گیرد .

بر آمدگیهای هرمی به غضروفهای هرمی و شاخی متمایز می گردد و چینهایی که آنها را به اپیگلوت می پیوندد چینهای هرمی - اپیگلوتی نامیده می گردد .

غضروفهای میخی از مشتقات اپیگلوت بوجود می آید .

غضروفهای درقی از انتهای شکمی غضرفهای قوسهای آبششی چهارم و پنجم و ششم ایجاد می  گردد که در خط وسط به یکدیگر می پیوندند غضروف انگشتری از دو مرکز غضروفی بوجود می آید که در میانه بتدریج گسترش می یابد و نهایتا بر روی سطح پشتی به یکدیگر می پیوندند .
 


حنجره :

حنجره در گردن سومین تا ششمین مهره گردنی قرار گرفته و در بالای آن حلق و در زیر آن نای قرار گرفته است . غشاءها و رباطها و ماهیچه ها ساختاراصلی حنجره را تشکیل می دهند . عملکرد اولیه حنجره  محافظت نای از ورود مواد خارجی بداخل نای می باشد . در جلو حنجره مری قرار گرفته و ورود مواد غذایی به مری در حدود پنجم توسز اسفنکتر انگشتری - حلقی می گردد.

 


غضروفهای حنجره:

غضروفهای حنجره 9 عدد می باشند که سه عدد آنها زوج و طرفی و سه عدد آنها فرد و میانی و بزرگتر از غضروفهای زوج می باشند . غضروفهای فردو میانی عبارتند از : غضروف درقی - غضروف اپیگوت و غضروف انگشتری . غضروفهای زوج و طرفی عبارتند از : غضروف هرمی - غضروف شاخی و غضروف میخی . ولی غضروفهای انگشتری -درقی و هرمی غضروفهای اصلی حنجره را تشکیل می دهند .

 


غضروف درقی :

این غضروف به شکل کتاب نیمه بازی است که پشت آن به سمت جلو قرار دارد . این غضروف از دو تیغ ساخته شده است . هر تیغه دارای دو سطح و چهار کنار است که کناره های آن عبارتند از : کناره فوقانی - تحتانی - قدامی و خلفی .
 

 

کناره قدامی :

  قسمت تحتانی کنار قدامی تیغه ها به یکدیگر متصل گشته و ایجاد زاویه ای را می کنند به نام زاویه درقی که این زاویه به سمت عقب باز می گردد اما برآمدگی این زاویه به سمت جلو می باشد که سیب آدم نامیده می گردد. در خانمها این زاویه 120 در جه و در آقایان 90 درجه می باشد .
 

قسمت فوقانی :

 قسمت فوقانی کنار قدامی تیغه ها به یکدیگر متصل نمی گردد  و ایجاد یک بریدگی می نماید بنام بریدگی درقی فوقانی - اما کنار خلفی تیغه ها ا ز قسمت فوقانی کنار خلفی زایده به سمت بالا می رود که شاخ فوقانی غضروف در قی نامیده می شود. کناره های فوقانی و تحتانی این  غضروفموارد مهمی که قابل ذکر باشد ندارد .
 

سطوح غضروف درقی :

هر تیغه دارای دو سطح داخلی و خارجی است . در قسمت  خلفی سطح خارجی تیغه خط مایلی داریم که بنام خط مایل نامیده می گردد . اما سطح داخلی تیغه صاف می باشد .
 

غضروف انگشتری :

از نظر موقعیت در بالای اولین حلقه نای قرار گرفته است و یک حلقه غیر قابل انعطاف را بوجود می آورد .

 

 

این غضروف از لحاظ ساختاری از دو قسمت تشکیل گردیده است :

 1-  قوس در جلو غضروف .

  2-  نگین در عقب غضروف

 

 

قوس قسمت قدامی غضروف انگشتری را تشکیل داده  و دارای دو سطح است  که یکی سطح داخلی و دیگری سطح خارجی است . در سطح خارجی

قوس درست در محلی که می خواهد به تیغه متصل گردد در هر طرف یک رویه مفصلی مفصلی وجود دارد که این رویه مفصلی با شاخ تحتانی غضروف

درقی مفصل می گردد و تشکیل مفصل انگشتری - درقی را می دهد .سطح داخلی قوس صاف می باشد . غضروف هرمی بر روی کنار فوقانی تیغه غضروفانگشتری قرار گرفته است .
 


غضروف اپیگلوت :

از لحاظ شکل شبیه برگ می باشد که از بالا به پایین در عقب زبان و عقب استخوان لامی و عقب غشاء  درقی -لامی قرار گرفته است . این غضروف

دارای دو سطح و دو انتها می باشد که سطوح آن عبارتند از :1- سطح قدامی  2- سطح خلفی

در سطح خلفی یک برآمدگی داریم بنام برآمدگی اپیگلوت . دو انتها ی آن عبارتند از : انتهای فوقانی که آزاد است و در پشت قاعده زبان قرار  دارد و

انتهای دیگر انتهای متصل یا ساقه اپیگلوت می باشد که این ساقه توسط یک رباط بنام رباط درقی - اپیگلوت به قسمت فوقانی زاویه درقی متصل است

این غضروف علاوه بر دو سطح و دو انتها دارای دو کنار طرفی نیز می باشد . اپیگلوت در آوا سازی نقشی را ایفا نمی کند .


غضروف هرمی :

از جمله غضروفهای زوج و حنجره می باشد . غضروف هرمی بر روی زویه های مفصلی  که در کنار فوقانی تیغ غضروف انگشتر است قرار دارد .

این غضروفها چون هرمی هستند بنابر این یک راس در بالا و یک قاعده در پایین داشته و دارای سه سطح می باشند و مفاصل آنها از نوع مفاصل سینوویال می باشد که چرخش و حرکت را ایجاد می کند

سطح غضروف عبارتند از :

 اولین سطح قدامی است که در این سطح دو حفره داریم :

 1- حفره بالایی بنام حفره مثلثی

 2- حفره پایینی بنام حفره بیضی دومین سطح سطح خلفی .

سومین سطح - سطح داخلی است . سطح داخلی دو غضروف روبروی یکدیگر قرار گرفته است . قاعده غضروف دارای سه زاویه است زاویه قدامی که این زاویه بنام زایده صوتی نیز نامیده می گردد م محمل اتصال طنابهای صوتی حنجره می باشد زاویه خارجی که به آن زایده عضلانی گفته می گردد
 

زاویه خلفی که سومین زاویه این غضروف می باشد . راس غضروف در بالا به غضروف شاخی متصل گردیده است .


 

غضروف شاخی :

از غضروفهای زوج حنجره است که غضروفهای کوچکی شبیه به شاخ می باشد و با راس غضروف هرمی مفصل می گردد که این مفصل از نوع مفصل ثابت است .
 


غضروف میخی :

این غضروف نیز جزء غضروفهای زوج حنجره است که در ضخامت چین هرمی - اپیگلوتی قرار گرفته است .

مفاصل حنجره :

در حنجره سه نوع مفصل داریم :

1- مفصل هرمی - شاخی : مفصلی که بین راس غضروف هرمی و شاخی قرار گرفته است .

2- مفصل انگشتری -هرمی : بین قاعده غضروفهای هرمی و رویه مفصلی کنار فوقانی تیغه غضروف انگشتری قرار گرفته است .

این مفصل از نوع متحرک بوده ودر سطح این مفصل غضروف هرمی می تواند دو حرکت انجام دهد :

1- حرکت لغزشی که می تواند به سمت داخل یا خارج باشد .

2-حرکت چرخشی که می تواند به سمت داخل یا خارج بچرخد .

3- مفصل انگشتری - درقی :

این مفصل از نوع متحرک است و در این مفصل قاعده غضروف درقی بر روی رویه مفصلی که در سطح خارج قوس غضروف انگشتری قرار دارد

مفصل شده است و غضروف درقی می تواند به سمت جلو یا عقب حرکت کند .


 

غشاءهای حنجره :

1-غشاء درقی - لامی : غشایی است که از کنار فوقانی درقی و سطح قدامی شاخ فوقانی غضروف درقی به سمت بالا آمده و به غضروف لامی متصل

می گردد .

2- رباط انگشتری - نایی : بین کناره تحتانی غضروف انگشتری واولین حلقه نای کشیده شده است .

3- رباط درقی - اپیگلوتی : از ساقه اپیگلوت شروع شده به سمت جلو رفته و به قسمت فوقانی زاویه درقی متصل می گردد.

4- غشاء داخل حنجره :  مهمترین غشاء حنجره بوده و فضای درونی حنجره را پوشانیده است . این غشاء را نسبت به چینهای صوتی حقیقی در هر طرفبدو قسمت تقسیم می نماییم . قسمتی که در بالای چینهای صوتی حقیقی است غشاء چهار گوش نامیده می گردد و قسمتی که در زیر چینهای صوتی

حقیقی است غشاء انگشتری - درقی نامیده می گردد. غشاء چهار گوش غشایی است که دارای دو کنار فوقانی و تحتانی است .

کنار فوقانی از کنار طرفی اپیگلوت شروع شده و به سمت عقب آمده و به غضروف هرمی متصل می گردد و تشکیل رباط هرمی - اپیگلوتی را می دهد

کنار تحتانی غشاء چهارگوش را در هر طرف  چینهای صوتی کاذب یا رباط دهلیزی می نامیم .

طنابهای دهلیزی در  جلو به قسمت فوقانی زاویه درقی متصل می گردد و در عقب به سوراخ مثلثی که در سطح قدامی غضروف هرمی قرار دارد متصل

می شوند . غشاء انگشتری - درقی را بدو قسمت طرفی و یک قسمت میانی تقسیم می نماییم . قسمت قدامی - میانی غشاء کمی ضخیم تر شده و مخروط

ارتجاعی نامیده می گردد .

قسمت طرفی غشاء انگشتری - درقی دارای دو کنار است که عبارتند از :

 کنار فوقانی و کنار تحتانی . کناره تحتانی قسمت طرفی به کناره قوس غضروف انگشتری متصل شده اما کنار فوقانی قسمت طرفی آزاد است این کناره ضخیم تر شده و در جلو به زاویه درقی - درست در زیر چینهای صوتی کاذب -متصل می گردد و در عقب به زایده صوتی هرمی متصل می شود . کناره فوقانی قسمت طرفی را به نام چینهای صوتی حقیقی می نامیم .


عضلات حنجره :

عضلات حنجره به دو دسته عضلات خارجی حنجره و عضلات داخلی حنجره تقسیم می گردد.


عضلات خارجی حنجره :

عضلات خارجی حنجره بدو دسته عضلات فوق لامی و تحت لامی تقسیم می گردند که تغییر دهنده وضعیت حنجره در گردن می باشند .عضلات فوق لامی حنجره را بالا می برند که شامل عضلات نیزه ای -لامی حنجره را بالا می برند که شامل عضلات نیزه ای - لامی و لامی مایل و چانه ای -لامی و دو بطنی می گردد. عضلات عضلات تحت لامی که این عضلات نقش نگه دارنده را برای حنجره دارند و حنجره را پایین برده  و تواتر اصوات تولیدی  را کم می کنند عضلات تحت لامی متصل عضلا ت در قی  - جناغی و لامی - جناغی و لامی -مایل می باشند . اگر چه عضلات تنگ کننده حلق (تنگ کننده فوقانی و تحتانی حلق و درقی حلقی و انگشتری حلقی ) و عضلات خارجی زبان ( نیزه ای -زبانی - چانه ای - زیر زبانی ) بر موقعیت حنجره اثر می گذارند ولی بطور معمول در نظر گرفته نمی گردند .

 


عضلات داخلی حنجره :

عضلات داخلی حنجره بر اساس محل اتصال آنرا به غضروفهای حنجره نامگذاری می گردند . این عضلات بر چینهای صوتی و کنترل آوا سازی تاثیر

دارند . این عضلات همه زوج بوده بغیر از عضله عرضی - هرمی که یک عضله منفرد می باشد . عضلات حنجره از نظر عملکرد به سه دسته تقسیم می گردند :
 

 1- تغییر دهنده اندازه چاکنای 2- تنظیم کننده کشش چین صوتی 3- تغییر دهنده اندازه مذخل حنجره .


 

عضله انگشتری - درقی :

این عضله زوج بوده در پایین از سطح خارجی قوس غضروف انگشتری مبدا می گیرد و پس از آن الیاف عضلانی بدو دسته تقسیم می گردند :

1- دسته قدامی که در جلو به کناره تحتانی تیغه درقی متصل می گردد.

2- دسته مایل یا خلفی که به سمت بالا و عقب رفته و به شاخ تحتانی درقی متصل می گردد.

 این عضله چینهای صوتی را به وضعیت نزدیک به وسط می آورند و با انقباض آن لبه های آزاد چینهای صوتی تیز می گردند و در همین زمان عضله انگشتری - هرمی خلفی آریتنوئیدها را به عقب می آورد.
 

این عضله مهمترین عضله برای بالا بردنی ارتفاع صوت می باشد . چنانچه این عضله فلج گردد شخص یکنواخت و آهسته صحبت خواهد کرد .

برای بالا بردن ارتفاع صو ت  عضلات انگشتری هرمی - کناری و هرمی - درقی نیز موثر می باشند .


 

عضله انگشتری هرمی - خلفی :

جزء عضلات زوج حنجره بوده و از سطح خلفی تیغه غضروف انگشتری مبدا می گیرد و بعد از آن الیاف عضلانی به سمت عقب بالا و خارج رفته وبه

زایده عضلانی - هرمی متصل می گردد. مهمترین دور کننده چینهای صوتی می باشد و زواید صوتی را به بالا و عقب می کشد و طول چینهای صوتی

را افزایش می دهد . این عضله دو محل اتصال جداگانه دارد که هر یک به یک رباط وصل  می گردد و بنابر این دو عضله تشکیل عضله انگشتری -

هرمی خلفی را می دهد . یکی تارهای مایل دارد و از تارهای عمودی و خارجی ترکیب شده که با انقباض آن غضروفهای هرمی از یکدیگر دور می گردندو دیگری که تارهای افقی دارد و هرمی ها را از راس می چرخاند و بدین - وسیله چینهای صوتی بخارج حرکت می کند . اگر چنانچه این عضلات فلج گردند شخص دچار خفگی می گردد.
 


عضله انگشتری - هرمی خارجی :

مبدا این عضله کنار فوقانی قوس غضروف انگشتری بوده که بعد از آن الیاف عضلانی به سمت بالا و عقب آمد ه وبه زایده عضلانی غضروف هرمی

متصل می گردد و عمل آن اینست که غضروفهای هرمی را به سمت داخل چرخانده و در نتیجه زواید صوتی و چینهای صوتی به یکدیگر نزدیک می گردندو شخص براحتی می تواند صحبت کند .
 


عضله هرمی - عرضی :

تنها عضله فرد حنجره است که از سطح خلفی غضروف هرمی یک طرف شروع شده و به سطح خلفی غضروف هرمی مقابل متصل می گردد و عمل آن

اینست که دو غضروف هرمی را با حرکت لغزشی به یکدیگر نزدیک می کند و در نتیجه چینهای صوتی به یکدیگر نزدیک می شوند .

عضله هرمی - مایل :

ایندو عضله در قسمت سطحی عضله عرضی هرمی قرار گرفته است و مانند ضربدر یکدیگر را قطع می نمایند . هر یک از این عضلات از زایده عضلانی غضروف هرمی یک طرف شروع شده و به راس غضروف هرمی مقابل متصل می گردد.
 

بعضی از الیاف این عضله از راس غضروف هرمی به سمت بالا رفته و در داخل رباط هرمی اپیگلوتی به کنار طرفی اپیگلوت متصل می گردد.

این قسمت را بنام هرمی - اپیگلوتی می نامیم . عمل این عضله این است که غضروفهای هرمی را به سمت بالا و داخل حرکت می دهد و در نتیجه

غضروفهای هرمی به یکدیگر نزدیک می شوند . قسمت هرمی - اپیگلوتی غضروف اپیگلوت را به سمت عقب کشیده ودر نتیجه مدخل حنجره بسته

می گردد. ترکیب  عضلات هرمی - عرضی و هرمی ها ی مایل را عضلات هرمی داخلی می نامند .


عضله  هرمی - درقی :

مبدا این عضله در جلو از زاویه درقی است . پس از آن الیاف عضلانی به سمت عقب آمده و به سطح قدامی - خارجی غضروف هرمی متصل می گردد.

کار این عضله این است که غضروفهای هرمی را به سمت جلو یعنی بطرف غضروف درقی کشید و در نتیجه طول چینهای صوتی کاهش یافته و چینهای شل و کلفت می گردند و شخص می تواند بم صحبت کند . قسمت فوقانی عضله هرمی - درقی چینهای صوتی کاذب یا شکمی یا دهلیزی را تشکیل می دهد که بطور معمول در آواسازی نقشی ندارد.

 

چینهای صوتی کاذب نقش عمده ای در بلع مواد دارند که مجرا را تنگ می کنند . یک فضا از زیر بین  چینهای صوتی کاذب و حقیقی وجود دارد که به عنوان بطن حنجره ای سینوس یا دهلیز شناخته می گردد.
 

این فضا کاملا از غدد مخاطی پوشیده شده است که عمل نرم کردن چینهای صوتی را انجام می دهند . تا از تاثیر سایش حفظ شوند . قسمت پایین تر عضله هرمی - درقی چینهای صوتی حقیقی را شکل می دهد که لبه های آزاد این دو چین توسط لایه پوششی مطبق از سطح پوشاننده فوقانی و لایه های زیرین از تارهای ارتجاعی و کلاژن رباط صوتی تشکیل می گردد. چینهای صوتی در مشاهده توسط آیینه حنجره ای بدو صورت دیده می گردند چینهای  صوتی حقیقی که سفید می باشند و چینهای صوتی کاذب که قرمز رنگ می باشند .

چینهای صوتی حقیقی خاصیت ارتجاعی بالایی دارند و از لحاظ  ساختار سلولی پیچیده می باشند که این ساختار لازمه اعمال روزمره ای است که انجام می دهند .
چه از لحاظ دامنه گسترده ارتفاع تولیدی و چه از لحاظ حجم و کیفیت صوت عضله هرمی - درقی از یک لایه سلولهای مطبق پوشیده است که یک پوشش نازک را تشکیل می دهد که این پوشش نازک شکل چینهای صوتی را حفظ می کند .

 زیر این پوشش غشایی سه لایه از بافت همبند وجود دارد که غشا عمقی نامیده می گردد .

سطحی ترین لایه غشا عمقی از یک ماده زمینه ای بافت همبندی تشکیل شده است که هیرانو در سال 1974برای اولین بار آنرا تشریح کرد و شبیه ژلاتین بود .

این قسمت فضای رینکه نامیده می گرددکه در شرایط آسیب شناختی از قبیل التهاب حنجره یا بد و نادرست استفاده کردن از چینهای صوتی می تواند از خیز پر گردد. این فضا فاقد غده و لنف است .

ایجاد خیز در این فضا بسیار خطر ناک است زیرا غشا الاستیک ی در مقابل فشار ناشی از خیز مقاومت می کند ولی مخاط حنجره مقاومتی در مقابل

این فشار ندارد و در نتیجه تورم این فضا باعث انسداد چاکنای می گردد .

دومین سطح از غشا عمقی تشکیل شده است از تارهای ارتجاعی و بالاخره سومین سطح از غشا عمقی از تار های کلاژن تشکیل شده است .

سطوح میانی و عمقی از غشا عمقی تشکیل طناب صوتی را می دهند . این ساختار لایه لایه از لحاظ ضخامت متغیر است .

لایه چهارم توسط غشا مخاطی انگشتری - صوتی و مخروط ارتجاعی تشکیل می گردد .

هر یک از لایه های چینهای صوتی خواص مکانیکی مهمی در ارتعاش دارند لایه هایی که غیر فعال هستند تار عضلانی ندارند اما توسط عضله صوتی و تقابل با فشار و جریان هوا کنترل می گردد .


تقسیم بندی چین صوتی :

دو سوم چین صوتی از قسمت غشایی تشکیل شده است که بطور معمول به عنوان به عنوان بخش صوتی شناخته می گردد.

 

این قسمت در آواسازی بصورت فعال شرکت کرده و از خاصیت ارتجاعی بالایی برخوردار است و قسمت میانی این بخش است که به دلیل ساختار و

موقعیت دچار بیشترین صدمات و ضایعات می گردد . در قسمت یک سوم خلفی چینهای صوتی زواید صوتی غضروف هرمی قرار  دارد و این قسمت

غضروفی قسمت تنفسی نامیده می گردد که نفش اساسی در تولید ارتعاش و آواسازی ندارد مگر آنکه در نتهای بسیار بالا ارتعاش در آنها دیده شود .


عضله صوتی :

عضله صوتی به دور شدن چینهای صوتی از یکدیگر کمک می کند و طول و ضخامت چینهای صوتی را کنترل می کند . این عضله می تواند کوتاهتر

و ضخیم تر گردد . عضله درقی -هرمی بخش خارجی این عضله از سطح داخلی غضروف درقی در خط میانی شروع شده و به غضروف هرمی ختم

می گردد. ستو ن  نزدیک کردن دو چین صوتی به یکدیگر می باشد . بخش داخلی این عضله که به زایده صوتی می چسبد و عضله صوتی خوانده می گردد و کشنده چینهای صوتی است .


 

اعصاب حنجره :

 حنجره کلیه اعصاب حسی و حرکتی خود را از عصب دهم مغزی عصب مبهم می باشد عصب حنجره ای فوقانی از عصب واگ به دو شاخه داخلی و

خارجی  تقسیم می گردد .

شاخه داخلی حسی و خودکار بوده و برخی شاخه های آن تا قاعده زبان واپیگلوت بالا می رود و برخی شاخه ها در زیر چینهای صوتی متوجه پایین

می گردند . شاخه خارجی در  جدار خارجی حنجره پایین آمده شاخه ای به عضله تنگ کننده تحتانی حلق می دهد و سپس وارد عضله انگشتری -درقی

می گردد.عصب حنجره ای تحتانی که عصب راجع نیز نامیده می گردد از زیر عضله تنگ کننده تحتانی حلق وارد حنجره می گردد و به تمام عضلات

داخلی حنجره به استثناء عضله انگشتری -درقی عصب می دهد .


عروق حنجره :

شریانهای عمده حنجره عبارتند از شاخه های حنجره ای شریانهای درقی فوقانی و تحتانی شریان درقی فوقانی نخستین شاخه جانبی شریان کاروتید

خارجی است که شاخه ای به قسمت فوقانی حنجره می فرستد.

 

شریان درقی تحتانی از شریان زیر چنبری منشعب می گردد و شاخه ای به قسمت تحتانی حنجره می فرستد وردیدهای حنجره همراه با شریانها می باشد

سیستم خونرسانی چینهای صوتی ساختارش برای ارتعاش یافته است . هنگامیکه چینهای صوتی مرتعش می گردند یک کاهش قابل ملاحظه در حجم

صوتی مشاهده می گردد به نحوی که این جریان و متابولیسم باعث اختلال در ارتعاش نگردد. طنابهای صوتی توسط رشته های خونی تغذیه نمی گردند

به همین دلیل در لارنگوسکوپی سفید به نظر می رسند .

پوشش مخاط حنجره ادامه پوشش مخاطی حلق تحتانی است که در پایین با پوشش مخاط نای یکی می گردد. مخاط حنجره بر روی چینهای صوتی

اپیگلوت و غضروفهای کوچک حنجره بخوبی چسبیده است . ولی در ناحیه زیر چاکنای لغزنده می باشد به همین دلیل ناحیه اخیر به ویژه در کودکان

در معرض خطر خیز می باشد . پوشش مخاطی حنجره شامل دو نوع بافت پوششی مختلف است . بافت پوششی مطبق و بافت پوششی استوانه ای مژکدار.

روی چینهای صوتی حقیقی و ربع فوقانی سطح خلفی اپیگلوت را بافت پوششی مطبق سنگفرشی پوشانیده است ولی سایز قسمتهای حنجره از بافت

پوششی استوانه ای مژکدار پوشیده شده است . در ناحیه فوق چاکنای غدد مترشح موکوس و گره های لنفی به فراوانی موجودند . ناحیه چاکنای فاقد

غدد موکوس و حاوی گره های لنفاوی اندکی می باشند ناحیه زیر چاکنای تعداد اندکی غدد موکوسی دارند و گره های لنفاوی این ناحیه نسبت به چاکنای

بیشتر می باشد . خشکی و التهابی که توسط عفونت تغییرات اتمسفری و هیجانات خاص بوجود می آید روی صوت اثر مستقیم داشته و در هوای خشک نیز غشاء به مخاطی پوشاننده چینهای صوتی خشک می گردد.


 

لنفاتیک ها :

به علت چسبندگی زیاد مخاط حنجره بر روی چینهای صوتی لنفاتیکهای آن بدو دسته تقسیم می شوند . در قسمت بالای چینهای صوتی لنفاتیکها از

برجستگی گلابی گذشته به قسمت فوقانی از ردیف عقده های عمقی گردن منتهی می گردد . لنفاتیکهای قسمت تحتانی آن بعضی به عقده های بیش نایی و فوق نایی و بقیه همراه با عصب راجع به عقده های عمقی در قسمت پایین گردن می روند و ممکن است برخی تا گره های فوق ترقوه ای هم برسند.


اولین عملکرد حنجره جلوگیری از ورود مواد غذایی به مجرای تنفسی در طول بلع می باشد . این عمل اسفنکتری توسط چینهای هرمی - اپیگلوتی و

چینهای صوتی کاذب و حقیقی که با بالا رفتن حنجره همراه می با شد صورت می گیرد و به همراه بسته شدن چاکنای می باشد .

به محض تماس غذا یا مایع با دیوار ه خلفی حلق سطح خلفی پشت زبان و ستونهای لوزه ای تنفس خود به خود متوقف می گردد .

این نواحی از عصب زبانی - حلقی عصب می گیرند و توقف تنفس نیز ناشی از رفلکسی است که عصب آوران آن عصب زبانی حلقی می باشد .

اهمیت بالا رفتن حنجره در کنترل فشار و عملکرد اسفنکتر انگشتری - حلقی می با شد تا غذای مایع شده بتواند از مری عبور کند .

عملکرد حمایت کننده حنجره منجر به تنفس در طول بلع می گردد .


رفلکس سرفه :

در صور تیکه ریزه های غذا به هر علتی وارد نای گردد بر اثر رفلکس سرفه به خارج پرتاب می گردد . سرفه توسط یک انقباض قوی در چینهای

صوتی کاذب و حقیقی ایجاد میگردد و به دنبال یک دم سریع که ناشی از پایین آمدن دیا فراگم می باشد صورت می گیرد .

سپس فشار هوا زیر چینهای نزدیک شده به یکدیگر که از بالا آمدن دیافراگم حاصل می گردد ایجاد می شود و ما هیچه های شکمی به این فشار کمک کرده تا زمانیکه چینهای صوتی ناگهان از یکدیگر دور شده و سرفه ایجاد می گردد .


2- تنظیم جریان هوا :

حنجره تنظیم کننده عبور هوا است و تنظیم عبور هوا در حنجره به وسیله رفلکسهای تنظیم کننده فاصله بین دو چین صوتی صورت می گیرد .

حنجره به همین علت نقش مهمی در تعادل اسید و باز بدن به وسیله احتباس یا خارج کردن دی اکسید کربن دارد .


3- ثابت نگه داشتن قفسه سینه :

با بسته شدن چاکنای قفسه سینه ثابت می گردد . این وضع نقش مهمی در هنگام صعود یا نزول از ارتفاعات دارد و همچنین به هنگام زور زدن

(  مثلا در موقع بلند کردن جسمی سنگین یا هل دادن یا ادرارو مدفوع کردن و زایمان ) پس از یکدم عمیق چاکنای بسته می گردد و در نتیجه فشار داخل قفسه سینه افزایش یافته و این فشار به ازدیاد فشار داخل حفره شکم که در اثر انقباض عضلات دیواره شکم و دیافراگم ایجاد می گردد اضافه

 می شود و شخص را قادر به انجام اعمال فوق الذکر می نماید .


4- اعمال اسفنکتری حنجره :

حنجره به صورت یک اسفنکتر سه طبقه (فو قانی - میانی و تحتانی ) عمل می کند .

طبقه فو قانی شامل :  چین هرمی - اپیگلوتی است که مهمترین بخش اسفنکتر حنجره می با شد .

طبقه میانی :شامل چینهای صوتی کاذب است این چینها در برابر فشار هوا از پایین مقاومت می نماید و بصورت دریچه ای عمل می نمایدکه هوا را در سطح پایین تر از خود محبوس نگاه می دارند این عمل به ازدیاد فشار داخل قفسه سینه کمک می کند .

طبقه تحتانی : شامل چینهای صوتی حقیقی است . این چینها در برابر فشارهایی که از بالا وارد می آیند مقاومت می کنند و علاوه بر این به صورت

کنترل شدهای فضای چاکنای را باز می کنند یا می بندند .


5- ارتعاش چینهای صوتی و آواسازی :

چینهای صوتی ساختاری لایه لایه دارند که هر یک از این لایه ها اثری جدا گانه بر روی حرکت چینهای صوتی دارد .

این امر به تطابق لایه های مختلف و میزان کشیدگی چینهای صوتی بستگی دارد . قبل از آواسازی چینهای صوتی از یکدیگر دور می گردند

هوا به درون ریه فرو می رود . این مرحله به مرحله تنفس پیش از  آواسازی معروف است . بازدم پیش از آواسازی زمانی صورت می گیرد که عضلات دیافراگم و سایر ما هیچه های تنفسی آرام و شل می با شند .

چینهای صوتی قبل از آنکه هوای بازدمی به آنها برسد خیلی سریع به یکدیگر نزدیک می گردند . در تولید نت ها ی با ارتفاع متوسط ماهیچه های میان

هرمی یک سوم خلفی غضروفی چینهای صوتی را به یکدیگر نزدیک می کند و فشار می دهد در این زمان دو سوم قدامی هر یک از چینهای صوتی

بطور ملایم به یکدیگر نزدیک می گردند . در تولید نتهای با ارتفاع متوسط ماهیچه های میان هرمی یک سوم خلفی غضروفی چینهای صوتی را به

یکدیگر نزدیک می کند و فشار می دهد در این زمان دو سوم قدامی هر یک از چینهای صوتی بطور ملایم به یکدیگر نزدیک می گردند .

با بوجود آمدن فشار هوا در زیر چاکنای چینهای صوتی از پایین بطرف بالا از یکدیگر دور می گردد رها شدن هوا و عبور هوا منجر به یک کاهش

فشار در زیر چاکنای چینهای صوتی از پایین بطرف بالا از یکدیگر دور می گردد رها شدن هوا و عبور هوا منجر به یک کاهش فشار در زیر چینهای

صوتی می گردد به نحوی که از پایین دوباره به یکدیگر نزدیک می گردند . این اثر به قانون برنولی معروف است هر دوره ارتعاشی ازسه مرحله

تشکیل شده است :

1- مرحله آمادگی 

 2- مرحله تماس و نزدیک شدن چینهای صوتی

 3- دور شدن چینهای صوتی بر اثر فشار هواترکیبی از فشار

هوای افزایش یابنده و اثر برنولی می تواند عامل بوجود آورنده موج باشد . هنگامیکه چینهای صوتی با روش استروبوسکوپی از بالا دیده می گردند

در ناحیه میانی چینهای صوتی و در خط وسط موج شروع شده و به اطراف حر کت می کند . هنگامیکه یک حالت شلی بین سطح پوشاننده و سطح

زیرین چین ها بوجود آید موج مخاطی تشکیل می گردد. موج مخاطی درست شبیه حرکت موج در طول چینهای صوتی از زیر چینهای صوتی حرکت

می کند بطرف جلو و در طول چینها تا به سطح بالاتر و گوشه های خارجی چینهای صوتی برسد و این روند حرکت درست شبیه به موجهای بوجود

آمده بر سطح در یا چه در هنگام پرتاب سنگ درون آب می باشد . موج مخاطی معمولا در هماهنگی بالاتر فرکانسهای پایه یا اصلا دیده نمی گردد و

یا کم می باشد چون در ارتفاع بالا صوتی چینهای صوتی کشیده هستند و تطابق  بین لایه ها خیلی زیاد است .

فرضیه های تولید صوت :

دو عامل مهم در ارتعاش چیزهای صوتی وجود دارد . 

 اولین عامل : خاصیت ارتجاعی - عضلانی  چینهای صوتی است .

 دوم : عامل جریان هوا

 خاصیت ارتجاعی - عضلانی چین ها ی صوتی شامل عضلاتی که چینهای صوتی را می سازد یا سایر بافتهای غیر عضلانی که سازنده

چینهای صوتی می باشند در تغییر اندازه شکل و کشیدگی چینهای صوتی موثر می باشند .

ارتجاعی بودن یک خاصیت مکانیکی است که بعد از اعمال فشار بر چینهای صوتی آنها را به شکل اولیه شان بر می گرداند و کشیدگی نیز یکی دیگر از خواص مکانیکی است که در برابر تغییر حالت چینهایصوتی توسط یک نیروی خارجی مقاومت می کند . ایندو خاصیت مکانیکی و چگونگی تطابق لایه های مختلف چینهای صوتی با یکدیگر الگوی ارتعاش را تعیین می کند و بر اثر تواتر و شدت صوت تولیدی اثر می گذارد .

 دومین عامل موثر در ارتعاش چینهای صوتی عامل (فشار هوا و جریان هوا ) می باشد .
 

 تنظیم فشار زیر چاکنای وابسته است به 1- نیروی سیستم تنفسی 2- تنظیم میزان نزدیک شدگی چینهای صوتی  آنچه که چینهای صوتی را در طول ارتعاش و آوا سازی باز می کند فشار زیر چینهای صوتی می باشد .
 


ارتفاع و حجم صوت :

مدت زمانی را که یک دوره ارتعاشی طول می کشد تعیین کننده تواتر پایه نت می باشد و بر اساس هرتز اندازه گرفته می گردد. میزان حجم هوا عبوری

نیز توسط چینهای صوتی تعیین می گردد اگر عدم کفایت چینهای صوتی وجود داشته باشد صوت نفس آلود می گردد. ضعیف و سست شدن چینهای

صوتی در طول بخش غشایی بهمراه اندکی افزایش شکاف بین بخش غضروفی منجر به ایجاد آشفتگی بیشتر صوتی هوا می گردد که این آشفتگی در

صوت قابل شنیدن است . میزان ارتعاش چینهای صوتی را تغییرات طول و ضخامت و مقاومت در برابر فشار هوای زیر چاکنای تعیین می کند .


شیوه های ارتعاشی چینهای صوتی :

چندین شیوه ارتعاشی برای چینهای صوتی وجود دارد رایج ترین شیوه همان است که در گفتار روزمره شنیده می گردد. تعبیر شیوه های ارتعاشی

عبارتند از :

 صدای غژغژ / صدای زیر غیر طبیعی / صوت بسیار بم / توانگ و گریه  .

 زمانیکه چینهای صوتی دچار ضایعه ای آسیب شناختی گردندشیوه های ارتعاش ممکن است تغییر کند وحتی شیوه جدیدی در ارتعاش بوجود آید . برخی از این شیوه های آسیب شناختی و نابهنجار عبارتند از :
 

نفس آلوده بودن صدا /خشونت صدا / لرزان بودن صدا   شیوه های خاص ارتعاش به وسیله بسیاری عوامل معین می گردد. برخی از آنها فیزیولوژیکی

برخی صوتی و برخی دیگر ادراکی می باشند .با تغییر یکی از عوامل موجود در صوت ماهیت موج صوت بوجود آمده می تواند تغییر کند .


 

ویژگیهای صوت بهنجار:

ساده ترین تعریف صوت طبیعی آنست که بطور عادی و روزمره شنیده می گردد برای رسیدن به این معیار قابل قبول صوت باید به اندازه کافی بلند

باشد تا شنیده گردد و متناسب با سن و جنس گوینده باشد . یکنواخت خشن و یا نفس آلود نباشد . با میزان اصوات زمینه محیط متناسب باشد و خیلی

بلند نباشد و نیز از لحاظ تولید و تشدید نامعقول نباشد . تجزیه و تحلیلهای صوتی پیچیده است اما اصول اولیه که تولید و رفتار موجهای صوتی را

کنترل می کند میتواند بطور ساده نشان داده گردد. در دنیای فیزیکی انرژی لازمه و قوع هر چیزی می باشد و قابل تبدیل از صورتی به صورت دیگر

می باشد .ایجاد یک نت موسیقی نیازمند انرژی  برای فعال سازی یک مرتعش شوند ه و یک تشدید کننده برای ایجاد نتهای پایه می باشد . در نت

تولید شده از لحاظ درکی ویژگیهایی از قبیل ارتفاع  بلندی  و کیفیت صوت وجود دارد . در صورتیکه از لحاظ فیزیکی اصطلاحات فوق برابرند با تواتر

شدت و تشدید . هوا خروجی انرژی لازم را برای فعال سازی ارتعاش حنجره و تولید موجهای صوتی که از مجاری صوتی می گذرد فراهم می کند .


ویژگیهای فیزیکی  امواج  صوتی :

امواج صوتی تولید شده توسط مرتعش شونده ها از گازها جامدات ومایعات می گذرند و یک ارتعاش اضافی در ساختارهای مجاور وفضاهای اطراف

ایجاد می کند . امواج صوتی بصورت موجهای طولی انتشار می یابند و این ارتعاشات طولی از مناطق متناوب انبساط و انقباض تشکیل شده است .

در سیارات حرکت رفت و آمد ملکولها در جهت انتشار پدیده صوتی است و بهمین سبب این نوع ارتعاشات را طولی می نامند . در جامدات انتشارات

عرضی هستند و عمود بر جهت انتشار دوره تناوب یک ارتعاش عبارتند از زمان یک ارتعاش کامل . و تواتر یک ارتعاش تعداد دوره های کامل در

ثانیه ( واحد زمان ) می باشد . ارتعاشات لرزشهای منظمی در عصب شنوایی ایجاد می کند که سبب احساس صوت موسیقی می گردد. انتقال صوت در

محیط هایی که متجانس هستند براحتی صورت می گیرد ولی در اجسامی که ساختار متجانس ندارند نظیر رشته های پنبه ..... جذب می گردند .


خواص فیزیولوژیک صوت عبارتند از :

 کیفیت صوت :

 دو صوت را می توان بر اساس شدت ار تفاع و طنین از یکدیگر تمیز داد آنچه که باعث این تمیز می گردد کیفیت نامیده می شود .

 شدت صوت :

از نقطه نظر فیزیکی شدت عبارتست از مقدار انرژی که در واحد زمان از واحد سطح عمود بر جهت شعاع صوتی بگذرد .

 ار تفاع صوت :

 علاوه بر شدت کیفیت دیگری که دو صوت را از یکدیگرمتمایز می کند ارتفاع صوت نامیده می گردد.

این خاصیت باعث زیر بودن یا بم بودن صوت می گردد. ارتفاع یک صوت با تواتر ارتعاش بستگی دارد.

 طنین صوت :

 آنچه که باعث تشخیص صوتهای هم ارتفاع از یکدیگر می گردد طنین صوت نامیده می گردد که بستگی به طرز تولید دارد .
 

اختلاف بین طنین اصوات به پیچیدگی منحنی ارتعاش صوت بستگی دارد و ساده ترین ارتعاش صوتی که بشکل منحنی منظم سینوسی دیده می گردد در دیاپازون می باشد ارتفاع مرتعش شونده یعنی تعداد ارتعاشات کامل در واحد زمان که به اندازه شکل و خاصیت ارتجاعی مرتعش شونده بستگی دارد . اگر عوامل فو ق الذکر ثابت باقی ارتفاع هرگز تغییر نمی کند ودر صورت ادامه ارتعاش مرتعش شونده توان ارتعاش فقط حجم صوت راتغییر می دهد . اصوات موسیقی اصواتی تناوبی می باشند و الگوهای تکرار شونده دارند در صورتیکه نوفه غیر تناوبی بوده و مخلوطی از اصوات نامنظم می باشد. یک شکل موج منظم و تنها و ساده همانگونه در دیاپازون تولید می گردد صوت خام نامیده می شود و ساده ترین شکل ارتعاش است .


ویژگیهای صوت :

تواتر صوتی :

 تواتر اصلی در صوت توسط طول و حجم و کشیدگی چینهای صوتی بهمراه فشار زیر چاکنای تعیین می گردد. افزایش ارتعاش چینهای صوتی با افزایش کشش یا کاهش حجم چینهای صوتی همراه می باشد .


آشفتگی ارتفاع ( جیتر) :

هنگامیکه دوره های ارتعاشی چینهای صوتی بطور متوالی از لحاظ تواتر تغییر کند . همانگونه که تغییرات ارتفاع در یک مدت کوتاه در سیگنال صوتی

رخ  می دهد . این پدیده را بنام آشفتگی ارتفاع یا جیتر می نامند .این اصطلاح در تغییرات تواتر به علت تغییرات آگاهانه در تواترهای پایه بکار میرود.

اگر چه پدیده جیتر در صوت افراد عادی نیز رخ می دهد ولی در بیماران دچار گرفتگی صوت این تغییرات مشخص تر می باشد . اندازه گیری جیتر

در ارزیابی گرفتگی صوت و ناهنجاریهای حنجره ای مهم می باشد .


تواتر پایه در گفتار :

بطور معمول سطح ارتفاع عادتی صوتی افراد به شرح زیر می باشد : آقایان  128 هرتز   خانمها  225 هرتز   کودکان  265 هرتز  لوکسینگر و

آرنولد در سال 1965 عنوان کردند که کودکان و خانمها دارای جثه کوچک تواتر پایه گفتاری حدود 300 هرتز دارند . در صورتیکه یک صوت بم

مردانه حدودا 100 هرتز می باشد .


سبکهای صوتی :

همانگونه که قبلا توضیح داده شد شکل طول و میزان ارتجاعی بودن چینهای صوتی بطور پیوسته درتولید نتهایی با تواترهای مختلف موثر است .

بطور معمول سبکهای صوتی بر اساس الگوی ارتعاشی چینهای صوتی و شاخصهای تولیدی صوت به صورت خیلی بم / صوت متوسط / صوت خیلی

زیر تقسیم می گردد . صوت خیلی بم که به عنوان صدا غژغژ شناخته می گردد به وسیله شاخصهای زیر مشخص می گردد : یک مرحله بسته طولانی

در دوره ارتعاشی که آشکارا نشان دهنده بد استفاده کردن از چینهای صوتی است و تواتر صوت تولیدی بین 20  تا 60 هرتز می باشد . سبک میانی

که به سبکهای سینه ای - میانی و سری تقسیم بندی می گردد. در این سبک قسمت غشایی چینهای صوتی در هر مرحله بسته به یکدیگر نزدیک شده

ویک تماس کامل را ایجاد می کند . این سبکی است که بطور معمول در گفتار استفاده می گردد. صوتهای بم با ارتعاش جداره های سینه همراه است و

بهمین دلیل آنرا سبک سینه ای می نامند . صوتهای زیر در حفرات فوق حنجره تشدید می شوند بدینجهت آنرا  صدایی که از سر می آید می نامند .

در سبک صدای زیر غیر طبیعی دو سوم خلفی صوتی بسته می گردد و ارتعاش در قسمت با ز 3/1  قدامی صورت می گیرد حنجره در این بین بالا

می رود و حلق کوتاه می گردد .


تولید صوت طبیعی :

شدت صوت : بلندی صوت بر اساس میزان جریان هوای تنفسی و فشار زیر چاکنای تغییر می کند افزایش بلندی صوت توسط افزایش مقاومت چینهای

صوتی در برابر جریان هوا صورت می گیرد .فرای در سال 1979 واحد دسی بل را برای شدت صوت انتخاب کرد و شدت متوسط گفتار محاوره ای را

در 60 دسی بل ثبت نموده است در صورتیکه این میزان در طول مدت گفتار صدا در سطح بلندی متوسط تقریبا 40-35 دسی بل و در طول مدت فریاد

زدن 75 دسی بل می باشد .


آشفتگی بلندی ( شمیر) :

آشفتگی بلندی به بی ثباتی شدت در یک زمان کوتاه اتلاق می گردد اندازه گیریهای شمیر تغییرات شدت را در نت اصلی تعیین می کنند و اهمیت شمیر

در ادراک است .


نسبت هماهنگها به غیر هماهنگها :

صوت از امواج تکرار شونده و غیر تکرار شونده و تصادفی تشکیل شده است اگر اجزا غیر تکرار شونده افزایش پیدا کند و جایگزین ساختار

هماهنگ گردد کیفیت خشونت در صوت ادراک می گردد.


تشدید صوت :

حداکثرتشدید  صوت زمانی است که تواتر تشدید شونده با دامنه طبیعی تواتر تشدید کننده برابر باشد این تواتر طبیعی بستگی به ویژگیهای فیزیکی

تشدید کننده دارد . بدنه یک وسیله موسیقی تشدید کننده آنرا تشکیل می دهد و ویژگیهای آهنگ را تعیین می کند . فضاهای فوق چاکنای و تحت آن

که پر از هوا می باشند سیستم تشدید کننده صوتی را تشکیل می دهد . سینه و مجاری صوتی به عنوان یک تشدید کننده هماهنگی عمل می کند .

ارتفاع امواج صوتی تشدید شده بستگی به اندازه وشکل تشدید کننده و جنسیت و حجم دیواره ها دارد . اگر سطوح صاف و کشیده باشند امواج منعکس

شده از لحاظ ارتفاع بلند تر خواهد بود نسبت به امواجی که توسط سطوح شل عضلانی که جذب کننده می باشند تولید می گردند .


ارتفاع تشدید و حداکثر تشدید :

تشدید کننده ها یک تواتر طبیعی تشدید دارند . بدین معنی که صوتی که تواتری هماهنگ با تواتر تشدید کننده دارد تقویت می گردد.


روش کاوش الکتریکی بافتها :

موجودات زنده غالبا اختلاف پتا نسیلها یی بسیار ضعیف که بین 01% تا 0001% ولت است از خود ظاهر می سازند . بعلاوه در طی فعالیت اختلاف

پتانسیلهای مذکور تغییراتی با سرعت در حدود 0001% ثانیه از خود نشان می دهند بنابراین  مطالعه پتانسیلهای بیولوژیک مستلزم دارا بودن

ابزارهای مخصوصی است که این ابزارها شامل :

1- الکترودها  رسانه هایی به منظور اندازه گیری پتانسیل هستند که در تماس با پوست قرار می گیرند . 2- اسبابهای اندازه گیری کلیه گالوانومترهای

حساس قادرند نیروهای الکتروموتوری را به مقداری که به وسیله موجود زنده ایجاد می گردد کشف نمایند .ولی اغلب آنها حرکاتشان به قدری کند است

که قادر نیستند از تغییرات سریع پتانسیلهای مزبور هنگام فعالیت فیزیولوژیک پیروی نماید . در حال حاضر برای منظور فوق از اوسیلوگرافهای

الکترومانیتیک و انواع تغییر یافته آن استفاده می کنند .


برخی از ابزارهای اندازه گیری :

الکترومیوگرافی : تجسس پتانسیلهای فعالیت عضلانی در نزد انسان مستلزم استعمال سوزنهای ظریفی است که شامل دو رسانای عایق پوش بوده و

آنها را در عضله فرو می برند .  می توان پتانسیلهای حاصله از یک فعالیت ارادی یا خود به خودی یا پاسخ الکتریکی به یک تحریک خارجی را که

غالبا خارجی است مورد مطالعه قرار دارد . کوچکی دامنه آنها غالبا در حدود 50 میکروولت است ثبت چنین پتانسیلهای کوچکی بکار بردن تقویت

کننده افتراقی دیفرانسیل را ایجاب می نماید . اینگونه تقویت کننده ها  اختلاف پتانسیلهایی را که در موقع ورود فاز موافق دارند خیلی کمتر از

پتانسیلهایی که در فاز مخالف یکدیگرند تقویت می نمایند . در حالت انقباض سبک یک پتانسیل سبک یک پتانسیل یک یا دو فازه 400 تا 800

میکرو ولتی که 5 تا 10 هزارم ثانیه طول می کشد پدیده می آید و با تواتر 5 تا 10 مرتبه در ثانیه تکرار می گردد.


منحنی ساده :

انقباض متوسط به وسیله عملکرد دو گانه  و یک منحنی بسیار غنی نمونه واسط می دهد . بالاخره انقبا ض حداکثر تولید یک منحنی را می کند که باز

هم غنی تر است تا جایی که شناسایی پتانسیلهایی که در رشته های عضلانی مختلف متفاوت است غیر ممکن می گردد .


الکترومیوگرام مرضی :

جنبه تجزیه و تحلیلی آن تجسس پتانسیلهای مرضی می باشد که اصول آن عبارتند از : 1- پتانسیلهای فیبریلاسیون : دامنه آنها از 10 تا 200

میکروولت می باشد و زمان آن 1 تا 3 هزارم ثانیه می باشد و دارای تواتری است که معولا کمتر از 10 عدد در ثانیه می باشد .این پتانسیلها ممکن

است به هنگام استراحت در یک عضله ظاهر گردد یا هنگام یک امتحان کشف تحریکی که معمولا ظهور پتانسیلهای مزبور یکی از فواید مهم آنست

ایجاد گردد. این پتانسیلها به وسیله زمان نهانی که بزرگتر از زمان نهان پاسخ طبیعی است مشخص شده اند و دارای دامنه ضعیف تری بوده و همچنین

دارای روش تکراری می باشند .

 2- پتانسیلهای قطع عصب : فوق العاده نادر هستند و فازه و غیر متقارن بوده و دامنه ای از 200 تا 1000 میکرو ولت دارا می باشند .
 

 3- پتانسیلهای مربوط به دستجات عضلانی : این پتانسیلها مربوط به دستجات عضلانی در کلینیک است که بطور غیر منظم منقبض می گردند .
 

موضوع مورد بحث پتانسیلهای واحد محرکه ایست که در حال استراحت ضربانی با تواتر 3 تا 15 در ثانیه دارند . اگر قطع عصب کامل صورت گرفته باشد منحنی فقط فعالیتی را که از پتانسیلهای فیبریلاسیون نتیجه شده نشان می دهد . اما اگر قطع جزیی باشد تنها یک منحنی ساده ظاهر خواهد شد . هنگانی که رشته عضلانی مبتلاست پتانسیلها برای یک انقباض متوسط دارای دامنه کوچک و بسیار متعدد می باشد .


کاربرد بالینی الکترو میوگرافی :

الکترومیوگرافی اطلاعات بسیار ارزنده ای در تمام انواع ابتلائات واحد محرکه در یک نقطه غیر مشخص به ما می دهد . در بیماریهای مربوط به

اعصاب محیطی که نرون ثانویه را گرفتار کرده است یک منحنی فقیر و پتانسیلهای فیبریلاسیون خود بخودی یا حاصل شده از تحریک نشان داده

 می گردد. ضعف عضلات بصورت کاهش تدریجی دامنه پتانسیلهای عضلانی در موقع انقباضات پیوسته یا به وسیله تحریک تکراری عصب مشخص

می گردد.


پتانسیل مراکز عصبی :

پیچیدگی بافت عصبی مطالعه الکتروفیزیولوژی آنرا مشکل می سازد بنابراین عنصری که ایجاد پتانسیل عصبی می نماید در تمام مراکز دارای ساختمان

واحدی است و آن نرون می باشد که شامل جسم سلولی عصب و زایده های سیتوپلاسمی یا دندریت و آکسون می باشد . جسم سلولی نسبت بخارج آن

در سظح الکتریکی 70-  میلی ولت می باشد ولی گاهی این پتانسیل نوسانی را نشان می دهد وقتی پتانسیل غشاء از نظر قدر مطلق به مقدار بحرانی

نزول پیدا می کند جریان فعالیت به شکل سر نیزه ای تشکیل می گردد که در طول آکسون انتشار می یابد . مطالعه الکتروفیزولوژی مراکز عصبی بطور

عمده معطوف به نواحی زیر است :

قشر مخ : تشکیلات شبکه ای - سینا پسها که هم به وسیله ساختمان و هم به وسیله خصوصیات تظاهرات الکتریکی آنها مشخص می گردند .

پتانسیلهای قشر مخ در سلولهای هرمی شکل جایگزین می باشند . قاعده سلولهای مزبور بطرف عمق مغز چرخیده و از آنها اکسونهایی که دستجات

راههای حرکتی را بوجود می آورند خارج می شوند . سلولهای مزبور منطقا در چندین ردیف تقسیم شده اند - و به علت چنین وضعی - و همچنین

همزمانی نوسانات پتانسیلهای آنها جریانهایی با دامنه کافی که قابل مشاهده در سطح مخ می باشند بدست می آید و یا حتی می توان آنها را در سطح

خارجی جمجمه نیز مشاهده نمود. الکتروانسفالوگرافی  امواج الکتریکی مغز را می توان در انسان با قرار دادن الکترودهای کوچک پلاریزه نشدنی

بر روی پوست جمجمه که چربی آن زایل گشته است بدست آورد .

پتانسیلهای امواج مغزی در حدود هزارم ولت می با شند بهمین دلیل باید تقویت گردند تا بتوان آنها را ثبت نمود . در منحنی هایی که بدست می آید

 می توان  چند  نوع موج را تشخیص داد :

الکترو انسفالو گرام برای تمام قسمتهای مغز یکسان نیست بلکه هر ناحیه قشر مغز فعالیت مخصوصی را نشان می دهد .

تحت اثر تحریکات دستگاه های حسی دامنه امواج آلفا بطور قابل ملاحظه ای تغییر می کند . کافی است به شخصی که قبلا در تاریکی نگه داشته شده

نوری ارائه کنیم تا مشاهده کنیم که دامنه نوسانات الکتریکی کاهش یافته و بر تواتر آنها افزوده می گردد .

ریتم امواج الکترو انسفالو گرام در ابتدای کودکی در خواب عمیق و همچنین در بیهوشی و لحظه از دست دادن شناسایی آهسته است .

بطور خلاصه الکترو انسفالو گرام انسان عادی که شامل کودک و فرد در حالت خواب نیز می گردد با ریتم های زیر تظاهر پیدا می کند :

در برخی تغییرات مرضی  E.E.G  تغییراتی را نشان می دهد که بر روی تواتر دامنه و شکل امواج اثر می گذارد . از عوامل فوق الذکر تواتر از همه مهم تر است .


پتانسیلهای پوستی و غده ای :

غدد نیز تظاهرات الکتریکی بسیار مهمی را نشان می دهند . از پوست جریانی از خارج بداخل عبور می کند قسمت عمده ای از جریان مزبور در نتیجه وجود غدد پوستی می با شد و سلولهای ترشح کننده علت اصلی وجود نیرو های الکترو موتوری مشا هده شده می با شند .


تشخیص ناهنجاریهای صوتی :

با ظهور و تکمبل آزمایشگاه صوت در طول یک ربع قرن گذشته یک گسترش در تشخیص و درمان بیماریهای صوت بوجود آمد .

در سال 1970 میلادی فقط در سیراکوس و شیکاگو آزمایشگاه صوت وجود داشت در صورتیکه اکنون فقط یکصد مرکز آزمایشگاهی در کانادا و ایالات

متحده امریکا وجود دارد .

تجزیه و تحلیل آواسازی بستگی به مطالعه سیستمهای تنفسی حنجره و تو لیدی دارد . سیستم تنفسی نقش منبع قدرت را دارا می باشد و سیستم

 حنجره ای نقش مرتعش شونده را ایفا می کند . سیستم تولیدی بهمراه تشدید کننده ها به صوت شکل می دهد و صوت تولید می گردد .

نیرو هوا از سیستم تنفسی حاصل می گردد و به تبع تغییرات سیستمهای حنجرهای می باشد . تطبیق و تنظیم مجاری صوتی باید توسط سیستم تولیدی

صورت گیرد .

سیستمهای فوق الذکر در آزمایشگاه های صوتی گوناگون در حال مطالعه هستند و اکنون آزمایشگاه های صوت قادرند که اطلاعات گوناگونی در

  زمینه های بصری شنیداری تنفس در اختیار ما قرار دهند .


اندازه گیری عملکرد سیستم آوایی :

اندازه گیری عملکرد حنجره :

الف . تغییرات سطح چاکنای در طول یک دوره آواسازی چین های صوتی : الگوی حرکتی چینهای صوتی بر فضای باز چاکنای اثر می گذارد و برای

ثبت این فضای باز روشهای مختلفی وجود دارد از قبیل : استروبوسکوپی حنجره - استروبوسکوپی ویدئویی - عکسبرداری چاکنای - عکسبرداری

چاکنای با سرعت بسیار زیاد . موج نگار الکتریکی چاکنای  دوره ارتعاس چینهای صوتی با استفاده از کلیه روشهای فوق الذکر قابل محاسبه است

و از موج نگار الکتریکی حنجره نیز می توان برای مشاهده مرحله بسته و مرحله باز دوره ارتعاش چینهای صوتی استفاده نمود . اندازه گیری مستقیم

اندازه گیریهایی هستند که با مشاهده چینهای صوتی همراه می باشند .


استروبوسکوپی حنجره :

استروبوسکوپی یک تصویر بعدی از شی ء که بطور سریع و تکرار شونده حرکت کند ایجاد می کند و حرکت آنرا خیلی آهسته و آرام نمایش می دهد.

این تصویر به وسیله اثر بقای تصویر در چشم بطور پیوسته و متناوب ولی منظم برای بیننده به وجود می آید .بدین صورت که هر تصویر در شبکه

2/0 ثانیه بعد از بین رفتن تصویر باقی می ماند اگر این اصل برای ارتعاش چینهای صوتی بکار رود ارتعاشات خیلی سریع چینهای صوتی ساکن یا

آهسته بنظر می رسد . اساس استروبوسکوپی نور استروسکوپی نقاط  مورد نظر در ارتعاش را روشن می سازد .همزمان تغییرات روشن سازی با

تواترارتعاش منجر به بروز یک وقفه در چینهای صوتی در هر موقعیت دلخواه می گردد. و یک تصویر واضح از آواسازی به ما می دهد . تغییرات

اندک در میزان تغییرات روشن سازی در ارتباط با تواتر منجر به یک حرکت آهسته می گردد زیرا هر تکانه نوری به موقع نشانگر یک مرحله متفاوت

از دوره ار تعاش می باشد معاینه توسط استروبوسکوپی یک روش غیر مستقیم لارینگوسکوپی می باشد. اگر تواتر روشن سازی نور استروبوسکوپی

هم تواتر با ارتعاش چینهای صوتی باشد یک تصویر ثابت از حرکت چینهای صوتی به ما می دهد . امواج صوتی در واحد کنترل کننده الکتریکی

تفکیک  گشته و تقویت می گردد. تواتر پایه به وسیله تکانه های الکتریکی به یک لامپ گزونون منتقل گشته و این لامپ یک روشنایی متناوب

متناسب با تواتر دریافتی  می تاباند . بنابراین میزان تکرار جرقه های نورانی پاسخی است به تواتر ارتعاشات چینهای صوتی . معاینه استروبوسکوپی

از طریق لارینگوسکوپی غیر مستقیم میکروفون تماسی زیر حنجره تواتر صوتی را به واحد کنترل کننده الکترونیک راست هدایت می کند و ا زآنجا

تواتر دریافتی به لامپ استروبوسکوپی منتقل می گردد. پرتو نور توسط یک آینه پیشانی معمولی به آینه حلقی و پس از آن به حنجره هدایت می گردد.

در هنگامیکه آزمایش کننده برای آزمایش آماده می گردد یک سیستم نوری الحاقی روشن سازی حنجره قبل از آوا سازی را انجام می دهد .در این

سیستم پدال پایی وجود دارد که یک تغییر زاویه مرحله ای در جرقه های نورانی در ارتباط با تکانه های صوتی بوجود می آورد . به نحوی که یک

تصویر ثابت ا زچینهای صوتی در هر لحظه ارتعاش آنها را بدست می آورد ویا حرکت آنها آهسته می گردد. وسایل اضافی دستگاه اجازه می دهد که

تغییرات تواتر و شدت بطور خودکار ثبت گردد تا بتوان مطالعات مقایسه ای انجام داد یا اطلاعات را بایگانی کرد . تصاویر بدست آمده از

استروبوسکوپی اطلاعات عمومی درباره عملکرد چینهای صوتی و توانایی بیمار در ثابت نگه داشتن یک ارتفاع ثابت را به ما می دهد . همچنین

اطلاعاتی در باره چینهای صوتی و مراحل تغییرات آنها در دروره ارتعاشی در سطوح مختلف ارتفاع و شدت به ما می دهد . سنجش تغییرات مراحل

مختلف تصاویر در یک دوره کامل 360 درجه ارتعاش معیارهای ظریف رفتار حنجره ای راتشریح می کند . معاینه استروبوسکوپی یک روش

غربالگری مفید و موثر و ساده برای ناهنجاریهای آسیب شناختی و فیزیولوژیک می باشد . کاربردهای مهم این ابزار تشخیصی شامل تشخیص

 بیماریهای عضوی تشخیص بین نئوپلاسمهای بدخیم و خوش خیم و درجات مختلف فلجی حنجره و ارزیابی تغییرات آسیب شناختی در چینهای صوتی

می باشد . استروبوسکوپی ویدئویی ابزاری است که روز به روز در کلینیکهای گوش و حلق و بینی بیشتر استفاده می گردد و اگر بخوبی از آن

استفاده گردد ابزار تحقیقی مفیدی می باشد این وسیله یک تصویر آهسته از ارتعاش چینهای صوتی بوجود می آورد که به طریق ویدئویی قابل ثبت

است . این وسیله از یک لوله انعطاف پذیر دارای فیبر نوری تشکیل شده که به وسیله آن می توان حنجره چینهای صوتی و سایر اندامهای گویایی را

مشاهده کرد و در صورت وصل به دوربین فیلمبرداری ویدئویی که برای این کار طراحی شده است ارتعاشات چینهای صوتی و عملکرد سایر اندامهای