گفتار درمانی و توانبخشی پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر
از بيش فعالي تا اوتيسم
-اختلال فرو پاشنده كودكي:
اين اختلال بسيار نادر با پسرفت واضح در موارد متعددي
از عملكرد ها نظير كنترل ارادي روده و مثانه و مهارتهاي گفتاري و اجتماعي متعاقب دو
سال رشد و نمو واضح طبيعي رخ مي دهد با اين مفهوم علائم اختلال فروپاشنده كودكي
فقط بعد از حداقل 2 سال رشد و نمو نرمال رخ مي دهد و شروع پسرفت پيش از سن 10
سالگي باشد .
اين اختلال بر اساس DSM IV به شرح
زير هستند
A. رشد و نمو نرمال در حد اقل 2 سال اول بعد از تولد كه با وجود مهارتهاي
ارتباطي غير گفتاري ، روابط اجتماعي، بازي و رفتارهاي تطابقي متناسب با سن مشخص مي
شود
B. از دست دادن واضح مهارتهاي قبلي كسب شده ( قبل از سن 10 سالگي) در حد اقل 2
مورد از موارد زير
1- زبان بياني و دريافتي expressive&receptive language
2- رفتارهاي تطابقي و مهارتهاي اجتماعي
3- كنترل روده و مثانه
4- بازي
5- مهارتهاي حركتي
C. عملكرد غير طبيعي در حداقل 2 مورد از موارد زير
1- نقص كيفي در تعاملات اجتماعي مثل نقص در رفتارهاي غير كلامي ، نقص در ايجاد
روابط بين فردي ، نقص در روابط اجتماعي و هيجاني متقابل
2- نقص كيفي در ايجاد ارتباط مثل تاخير يا كمبود در مهارتهاي گفتاري يا ناتواني
در شروع يا نگهداري يك مكالمه يا بروز گفتار كليشه اي و تكراري و عدم انجام بازيهاي
خود باورانه كودكانه
3- رفتارها، علائق و فعاليتهاي محدود ، تكراري و كليشه اي مشتمل بر حركات كليشه
اي
D. اختلال دليل موجهي براي ديگر اختلالات نافذ رشد يا اسكيزوفرني نباشد
2- سندرم آسپرگر:
اختلال آسپرگر كه همچنين سندرم آسپرگر نيز ناميده مي شود يك اختلال نموي است كه با
نقص در مهارتهاي اجتماعي ، دشواري در ايجاد روابط اجتماعي و تمركز و هماهنگي ضعيف ،
و علائق محدود اما هوش معمولي و مهارتهاي گفتاري كافي در زمينه هاي لغت و گرامر
مشخص مي شود . اختلال آسپرگر تا حدي ديرتر از اوتيسم ظهور مي كند يا حد اقل دير تر
تشخيص داده مي شود . يك فرد آسپرگري تاخير واضحي در شروع صحبت كردن ندارد . به هر
حال اين كودكان داراي مشكل در فهم ظرافتهاي گفتاري مثل طعنه ها يا شوخي ها ي مورد
استفاده در مكالمات هستند . در حاليكه بسياري از كودكان اوتيستيك داراي عقب ماندگي
ذهني هستند اما اين كودكان داراي هوش نرمال يا بالاتر از نرمال هستند . آسپرگر گاهي
اوقات به اشتباه به اوتيسم هاي با عملكرد بالا خوانده مي شوند
كرايترياي
تشخيصي آسپرگر در DSM IV به شرح زير مي باشند
(A) نقص كيفي
در تعاملات اجتماعي كه با حد اقل 2 مورد از
موارد زير مشخص مي شود:
1- اختلال مشخص شده در استفاده از
رفتارهاي غير كلامي نظير تماسهاي چشمي يا
بيان صورتي يا حالات بدني و ژست ها و تنظيم
تعاملات اجتماعي
2- ناتواني در ايجاد روابط با هم سن و
سالان متناسب با مراحل رشد و نمو
3- ناتواني در به اشتراك گذاردن لذات و
علايق يا دستاوردها مثل ناتواني در نشان دادن
يا آوردن يا اشاره به چيز هاي مورد علاقه
4- ناتواني در تعاملات دو جانبه هيجاني
(B)رفتارها علايق و فعاليتهاي محدود و
تكراري كه با حداقل يكي از موارد زير مشخص مي
شود
1- اشتغال فراگير ذهني با يكي يا بيشتر از
علايق محدود و كليشه اي كه از لحاظ شدت يا
تمركز غير نرمال است
2- شيفتگي غير قابل انعطاف واضح با عادات
يا روشهاي غير عملي nonfunctional routines
and rituals
3- رفتارهاي تكراري و كليشه اي حركتي مثل
بازي با انگشتان يا فشار دادن يا پيچاندن آنها
يا حركات تركيبي كل بدن
4- اشتغال ذهني فراگير با قسمتهاي اشيا
(C) اختلال باعث نقص مشخص باليني در روابط
اجتماعي و اشتغال با ديگر زمينه هاي مهم
عملكردي مي شود.
( D) عدم وجود اختلال واضح باليني در
شروع صحبت كردن مثلا" بيان يك كلمه اي تا سن
دو سالگي يا عبارات ارتباطي تا سن 3 سالگي
(E) عدم تاخير باليني مشخص در نمو شناختي
يا در رشد مهارتهاي متناسب با سن خودياري(self
help skills) يا رفتارهاي تطابقي ( بجز در
روابط متقابل اجتماعي) و كنجكاوي درباره محيط
در دوران كودكي
(F) كرايتريا براي ديگر اختلالات خاص
PDD يا اسكيزوفرني نباشد
5- اختلال
نافذ رشد غير طبقه بندي شده PDD NOS
علائم اين گونه
كودكان نه شامل علائمي مي شود كه پزشكان براي
ناميدن چهار بيماري فوق استفاده مي كنند و نه
شامل درجاتي از نواقص شرح داده شده در هريك از
چهار مورد مذكور مي باشد
مطابق DSM IV اين عنوان بايد براي مواردي
بكار برده شوند كه يك نقص فراگير و شديد در
نمو روابط متقابل اجتماعي يا مهارت يابي
ارتباط كلامي يا غير كلامي وجود داشته باشد يا
وقتي رفتارها، علايق يا فعاليتهاي كليشه اي
وجود داشته باشند اما هيچكدام از كرايتريا هاي
بيماريهاي فوق يا اسكيزوفرني يا اختلال شخصيت
اسكيزوتايپي يا اختلال شخصيت اجتنابي را شامل
نشود.
سر درگمي عناوين
تشخيصي
تمايل نهفته
موجود پشت DSM IV اين است كه كرايتريا هاي
تشخيصي به عنوان چك ليست براي تشخيص استفاده
نشود بلكه به عنوان راهنمايي براي تشخيص PDD
بكار رود . راهنماي واضحي براي اندازه گيري
شدت علائم بيماران وجود ندارد بنابر اين خط
بين اوتيسم و PDD NOS مبهم و غير واضح است
همچنانكه قبلا" توضيح داده شد هنوز بين پزشكان
توافقي كامل بر سر عنوان PDD NOS وجود ندارد
. بعضي پزشكان اختلال اوتيسم را فقط براي
كساني در نظر مي گيرند كه علائم اساسي را در
تمام زمينه هاي نموي مرتبط با اوتيسم نشان مي
دهند اما عده اي ديگر بيشتر با عنوان اختلال
اوتيستيك راحت تر هستند و عنوان اختلال
اوتيستيك را براي طيف وسيعي از اختلالات در
گير كننده گفتار و عملكرد مختل اجتماعي بكار
مي برند . بنابر اين يك بيمار ممكن است توسط
يك پزشك به عنوان اختلال اوتيستيك تشخيص داده
شود و توسط يك پزشك ديگر به عنوان PDD NOS
تشخيص داده شود.
عموما" بيماري كه به عنوان PDD NOS تشخيص
داده مي شود داراي بعضي علائم اوتيسم مي باشد
اما داراي كرايترياتي كامل اوتيسم مطابق با
DSM IV نيست .
گرچه در DSM IV بيماري اوتيسم را از نوع PDD
NOS كاملا" مجزا دانسته اند اما شواهد باليني
پيشنهاد مي كنند كه اين دو گروه در پي يكديگر
هستند و براي مثال يك بيمار با اختلال
اوتيستيك مي تواند در طي رشد به يك PDD NOS
تبديل شود يا يك نوع PDD NOS به يك اوتيسم
تيپيك تبديل شود و بعدها به عنوان اوتيسم
تشخيص داده شود
دسته بندي ديگري جديدا" توسط ZERO TO THREE
: موسسه ملي براي شير خواران، نوپايان ، و
خانواده ها (1994) منتشر شده است و درجه
بنديها و عناوين جديدي را اضافه نموده است
تحت سيستم دسته بندي تشخيصي اختلالات رشد و
نمو و سلامت رواني دوران شير خوارگي و كودكي
ناميده شده است به نام اختلال نمو چند سيستمي
يا multi system developmental disorder
(MSDD) ، كه براي توضيح اختلال نافذ رشد بكار
مي رود.
به هر حال در ميان همه اين تشخيص هاي گيج
كننده يك چيز صرف نظر از نوع تشخيص مهم است و
آن اين است كه عنوان بيماري هر چه باشد اوتيسم
يا PDD NOS يا MSDD درمان يكسان است .
اتيولوژي
اما همه اين
اختلالات داراي يك علت مشترك مي باشند و آن
مجموعه اي از علل است كه با تشديد يكديگر عمل
مي كنند و استرسي كه به ارگانهاي مختلف مثل
عضلات و سيستم حسي وارد مي شود در نهايت به حد
نهايت تحمل آن مي رسد مثل فشار بر يك پل و در
نهايت مجموعه اي از علائم ايجاد مي كند كه
كودك را به يك تشخيص از اين طيف مي رساند. هر
شخصي داراي يك حد تحمل بار مي باشد مثل يك پل
كه داراي حدي از تحمل مي باشد و وقتي از حد
تحمل فرد گذشت اختلالات پوستي، ريوي،
گوارشي، ايمونولوژيكي ، زبان ،گفتار و مشكلات
توجه و تمركز آغاز مي شود و اين همزمان مي شود
با مشكلات حسي شناختي و نموي . اما بسياري از
اپتومتريست هاي رفتاري مي توانند به ياد
بياورند بيماري را كه وقتي مشكلات بينايي او
بر طرف شد آلرژيهاي او نيز برطرف شد. برطرف
كردن فشاري كه اختلال بينايي بر بدن ايجاد مي
كرد سبب غلبه بدن بر آلرژيها شد. كودكان بسيار
مستعد تر از بزرگسالان نسبت به حمله استرسورها
هستند چرا كه سيستم نموي كوچكتر آنها تحمل
كمتري نسبت به استرسورها دارد . انتهاي سال
دوم زندگي مشخصا" ضربه پذيرترين دوران زندگي
محسوب مي شوند زيرا بينايي ، زبان ، و
مهارتهاي اجتماعي با سرعت در حال بالغ شدن
هستند . اپتومتريستها مي دانند كه در يك زمان
مشخص كودك از محيطهاي نزديك دور مي شود و
دستكاريها و تعاملات حركتي بينايي با محيط
شروع مي شود. همچنانكه آگاهي از خود كودك به
آگاهي از ديگران تبديل مي شود زبان شروع به
شكل گيري و مهارتهاي اجتماعي سر بر مي آورند .
والدين كودكان خاص مي بايست در اين سنين از يك
پاتولوژيست گفتاري يا متخصصان عقب ماندگان
ذهني كمك بگيرند. بسياري از وضعيتهاي پيش از
تولد نظير ديابت مادر يا آلرژيهاي مادر يا
سندرم خستگي مزمن مادر يا فيبرو ميالژيا يا
حتي تروماهاي خفيف در زمان وضع حمل يا
كمبودهاي اكسيژن در حين وضع حمل همگي سبب
زمينه ساز بودن استعداد كودك به اختلالات نموي
مي شوند. ديگر نشانه هاي خطر در سال اول زندگي
كوليك، حساسيت به شير گاو ، استفراغهاي جهنده
، ريفلاكس ، اگزما ، عفونتهاي گوشي مزمن و
استفاده مكرر از آنتي بيوتيك ها و واكنش به
ايمن سازي و محروميت هاي حسي مي باشد .
بر اساس DR. Viola fryman يك متخصص استخوان
كه بطور وسيعي در دانشگاه كاليفرنيا كار
مي كند تروما هاي زمان تولد مهمترين و
شايعترين علت بروز اختلالات نموي از جمله
اوتيسم ، اختلال كمبود توجه و اختلالات
يادگيري در كودكان است كه حداقل در 80 درصد
موارد اين بيماران ديده ميشود و فشارهاي منتقل
شده بر سيستم مغزي و ستون فقرات مي توانند بر
مغز و مايع مغزي و ستون فقرات و حتي ديگر
ارگانها اثر بگذارد. كه اينها گاهي در موارد
شديدتر مي توانند همراه با تشنج يا فلج مغزي
باشند.
اختلالات ساختماني ناشي از تروما مي تواند در
خلال رشد عصبي اگر رشد رضايت بخش باشد تصحيح
شود و سپس همگرايي حركتي ، حسي حركتي ، زباني
، شناختي ، هيجاني اجتماعي و رفتاري مي توانند
با رشد آناتوميك- فيزيولوژيك تصحيح شوند.
علل PDD NOS
مطالعات
بيولوژيكي و رفتاري شواهد كافي ايجاد كرده اند
كه PDD NOS به علت اختلالات نورولوژيكي ايجاد
مي شوند و به هر حال هيچ علت يا علل مشخصي
مشخص نشده است.
درحاليكه مطالعات مشكلات سيستم عصبي متنوعي را
مشخص كرده اند هيچ مشكل مشخص واحدي بطور
هميشگي وجود ندارد و علت دقيقي واضح نيست .
اين ممكن است به دليل رويكرد رفتاري تشخيص
علت PDD NOS باشد ) درست برعكس تستهاي
ژنتيكي) بنابر اين ممكن است كه PDD NOS در
نتيجه حالات مختلفي ايجاد مي شود. در اين صورت
پيش بيني مي شود كه در آينده طيف علل مختلفي
تعريف شود.
علائم و نشانه
هاي PDD NOS
عموما" كودكان
3 تا 4 ساله هستند كه والدين به دنبال بروز
علائم به جستجوي تشخيص مي گردند . گروه علائم
خاصي براي اين كودكان وجود ندارد مهم است كه
تصور كنيم كه يك طيف وسيع متنوع و گوناگوني در
اين گونه كودكان وجود دارد همه عناوين رفتاري
توضيح داده شده در اين فصل در اين كودكان
متداول است اما به ندرت يك كودك همه علائم را
نشان مي دهد . به عبارت ديگر همه كودكان
داراي شدت و حدت يكساني از علائم نيستند .
PDDNOS مي تواند خفيف با يك يا چند علامت كه
در مدرسه يا محيط همسايگي ديده شود يا ممكن
است علائم شديدي داشته باشد و داراي مشكلات
فراوان در زمينه هاي مختلف زندگي باشد . به
دليل اينكه ممكن است PDD NOS و اوتيسم به
دنبال يكديگر باشند بسياري از علائم ممكن است
در يك بيمار اوتيستيك نيز ديده شود.
اختلال در
رفتارهاي اجتماعي
بعضي كودكان با
PDDNOS تمايل براي اجتناب از تماسهاي چشمي
دارند و علاقه كمي به شنيدن صداي انسان دارد.
اين كودكان تمايل ندارند كه مانند ديگر كودكان
دستهايشان را بالا بياورند تا بلندشان كنند يا
بغلشان كنند آنها ممكن است به نظر برسند كه
عاطفه ضعيفي دارند و به ندرت با حركات عضلات
صورت پاسخ مي دهند در نتيجه كودك به نظر مي
رسد ناشنوا باشد به علاوه در كودكاني با تاخير
هاي نموي كمتر و ضعف توانايي در پاسخهاي
اجتماعي ممكن است تا سالهاي دوم و سوم زندگي
واضح نباشد . در دوران ابتدايي كودكي كودكان
با PDD NOS ممكن است به اجتناب از تماسهاي
چشمي ادامه دهند اما ممكن است از خاراندن يا
قلقلك دادن لذت ببرند يا ممكن است تماسهاي
فيزيكي را بطور انفعالي بپذيرند . آنها
رفتارهاي تيپيك ارتباطي را از خود نشان نمي
دهند و به نظر مي رسند قادر به ايجاد ارتباط
نزديك اجتماعي يا دوستي نمي باشند . عموما"
اين كودكان رفتارهاي والدين را در منزل پيروي
نمي كنند و بيشتر اين كودكان اضطراب جدايي يا
اضطراب در برخورد با غريبه ها را از خود نشان
نمي دهند و به راحتي به غريبه ها درست به
اندازه والدين خود نزديك مي شوند. بسياري از
اين كودكان تمايلي به بودن در بين كودكان
ديگر يا بازي با آنها نشان نميدهند يا كمتر
نشان مي دهند يا گاهي اوقات بطور جدي از آن
اجتناب مي كنند .
در دوران ميانه كودكي ممكن است اين كودكان
آگاهي بيشتر و تماسهاي بهتري با والدين يا
ديگر بزرگسالان آشنا نشان دهند اما همچنان
مشكلات ارتباط اجتماعي ادامه مي يابد . آنها
همچنين داراي مشكل در انجام بازيهاي گروهي و
شكل دهي روابط دوستي با همسن و سالان خود
هستند اما در كودكان با شدت كمتر ممكن است با
بازي ديگر كودكان همراه شوند.
همچنان كه اين كودكان بزرگتر مي شوند ممكن است
بيشتر با والدين و خواهر برادرهاي خود عاطفي
شوند ولي به هر حال مشكل در فهم پيچيدگي هاي
روابط اجتماعي داراي مشكل هستند . بعضي كودكان
با شدت كمتر بيماري ممكن است داراي علاقه وافر
براي ايجاد دوستي با ديگران باشند اما كمبود
در پاسخ به علائق و هيجانات ديگران و كمبود در
فهم شوخي ها و لطيفه هايي كه كودكان مي گويند
يا انجام مي دهند مي توانند ايجاد و گسترش
روابط با ديگران را آهسته كند.
نقص در ارتباطات غير كلامي
در ابتداي دوران كودكي ممكن است اين كودكان
براي خواست چيزي دست بزرگتران را به سختي
بكشند آنها اين كار را بدون بيان احساسات با
عضلات صورت انجام مي دهند . آنها معمولا" به
ندرت دستهايشان را يا سرشان را به نشانه قبول
چيزي در جايگزيني براي صحبت كردن تكان مي دهند
. اين گونه كودكان به ندرت در بازيهايي كه در
آن كاري يا چيزي را تقليد مي كنند شركت مي
كنند. آنها به احتمال كمتر از كودكان معمولي
فعاليتهاي والدين خود را كپي برداري مي كنند.
در ميانه و اواخر دوران كودكي چنين كودكاني
بطور معمول از ژست گرفتن استفاده نمي كنند حتي
وقتي كه آنها به خوبي ژست هاي ديگران را به
خوبي مي فهمند . بعضي كودكان بازيهاي تقليدي
را انجام مي دهند اما تمايل به تكراري كردن آن
را دارند .
عموما" كودكان با PDD NOS قادر به نشان دادن
لذت ، عصبانيت ، يا ترس هستند اما ممكن است
فقط قادر باشند به نشان دادن حد اكثر هيجان
خود باشند. آنها اغلب از بيان صورتي كه به
طور معمول در هيجانات ظريف بكار مي رود
استفاده نمي كنند.
نقص در درك
گفتار :
درك مكالمات در
كودكان PDD NOS در درجات متنوعي بسته به اينكه
در كجاي طيف PDD NOS قرار دارد مختل است
كودكان PDD NOS كه داراي عقب ماندگي ذهني
نيز مي باشند ممكن است از يك سطح محدود دركي
از گفتار ديگران بالاتر نروند .كودكان با شدت
كمتر ممكن است دستورات ساده را با يك زمينه
مساعد يا با ديدن ژست فرد بفهمند.( مثلا"
بگوييد ليوان را روي ميز بگذار با اشاره به
ميز ). در موارد خفيف بيماري ممكن است فقط
مفاهيم شوخي ها يا طعنه ها درك نكند مثلا"
جمله (آسمان سوراخ شده و تو افتاده اي ) مي
تواند براي بيشتر موارد خفيف PDD NOS گيج
كننده باشد.
نقص در نمو
گفتاري :
بسياري از
كودكان با PDD NOS قادر به ورور كردن
((babble نمي باشند يا ممكن است در اولين سال
زندگي شروع كنند اما بعدا" متوقف شود . وقتي
كودك شروع به صحبت كردن ميكند اغلب حالتهاي
غير نرمال از خود نشان مي دهد . اكولاليا
( تكرار مداوم كلمات يا عبارات نامفهوم) ممكن
است تنها نوع گفتاري باشد كه بعضي از كودكان
دارند. گرچه اكولاليا ممكن است بطور واضحي
ايجاد شود اما ممكن است فهم خاصي از كلمات
نداشته باشند در گذشته فكر مي شد كه اكولاليا
نقش و خاصيت واقعي ندارد . بيشتر مطالعات اخير
يافته اند كه اكولاليا مي تواند چند خاصيت
داشته باشد ممكن است كودك اين كلمات را توليد
كند چون اين حالت براي او خوشايند است يا به
عنوان مرحله اي بين ايجاد ارتباط كلامي و غير
كلامي يا راهي براي ايجاد ارتباط با ديگران
باشد . ديگر كودكان از عبارتهايي كه از ديگران
كپي برداري كرده اند استفاده مي كنند . اين
حالت اغلب با همراهي معكوس در پاسخ همراه است
مثلا" وقتي سوال مي شود حالت چطور است پاسخ
مي دهد شما خوب هستيد
توليد واقعي كلام ممكن است مشكل داشته باشد .
كلام ممكن است شبيه يك ربات باشد كه بصورت
كلام مونو تون و يكنواخت در حالتهاي تاكيد يا
هيجان باشد
اشكال در تلفظ در اينگونه كودكان بسيار شايع
است اما به مرور زمان با بزرگتر شدن كودك كاهش
مي يابد. ممكن است تضاد مشخصي بين تلفظ واضح
اكولاليك و تلفظ خود بخودي ضعيف باشد.
بعضي كودكان كلام كشيده و آهنگين با كشيدن
عجيب اصوات و كلمات دارند. گاهي حالت سوالي در
جملات غير سوالي مي سازند. ريتم تنفسي عجيب
غريب ممكن است در كودكاني كه بصورت بريده
بريده صحبت مي كنند ديده شود.
گرامر غير طبيعي بطور متناوب در اين گونه
كودكان كه قادر به صحبت هستند ديده مي شود در
نتيجه
- عبارات ممكن است تلگرافيك ( مختصر و
مونو تون ) باشد
- كلمات داراي اصوات يكسان يا با
مفاهيم مرتبط ممكن است در هم بر هم شوند
- بعضي اشيا ممكن است با عملكردشان
عنوان شوند
- ممكن است كلمات جديد ابداع كنند
- حروف اضافه افعال ربطي و تلفظ ها
ممكن است از عبارات حذف شوند يا اشتباه بكار
برده شوند
گاهي اوقات وقتي كودكان با PDD NOS شروع به
صحبت مي كنند ممكن است بطور معمولي از كلمات
استفاده نكنند چنين كودكاني تمايل به تكيه به
عبارات تكراري دارند گفتار آنها شامل تصورات،
نتيجه گيري هاي انتزاعي و يا هيجانات ظريف نمي
باشند . آنها عموما" داراي اشكال در صحبت كردن
در خصوص چيزهايي است كه خارج از مورد صحبت در
حال حاضر است . آنها ممكن است در خصوص چيزهايي
كه بسيار علاقمند هستند بسيار صحبت كنند و هر
وقت چيز مشابه اي بروز كند در مورد آن صحبت مي
كنند . اشخاص بسيار توانا ممكن است در موارد
مورد علاقه به تبادل اطلاعات بپردازند اما به
محض تغيير موضوع ممكن است به سرعت ادامه
ارتباط اجتماعي را قطع كنند. گفتگوي رفت و
آمدي در مكالمات در اين كودكان ديده نمي شود .
بنابراين آنها با ديگران صحبت مي كنند تا با
همديگر صحبت كنند.
رفتارهاي غير
معمول:
پاسخهاي غير
معمول رفتاري اين كودكان با محيط خود چند شكل
دارد.
مقاومت در برابر تغيير
بسياري از كودكان با تغيير محيط آشفته مي شوند
حتي يك تغيير كوچك در كارهاي روز مره ممكن است
باعث كج خلقي آنها شود . بعضي كودكان اسباب
بازيهاي خود را رديف مي كنند و اگر رديف آنها
به هم بخورند بسيار پريشان مي شوند . در برابر
ياد دادن فعاليتهاي جديد ممكن است مقاومت نشان
دهند .
رفتارهاي مراسمي يا اجباري
رفتارهاي مراسمي ritualistic يا اجباري
معمولا" كارهاي روزمره را سخت درگير مي
كند(براي مثال اصرار بر خوردن غذاهاي خاص ) يا
اعمال تكراري نظير flapping انگشتان يا بازي
با انگشتان ( مثل پيچاندن يا ضربات كوتاه و
پشت سر هم انگشتان نزديك صورت و لبها ). بعضي
كودكان ممكن است اشتغال ذهني پيدا كنند : آنها
ممكن است زمان زيادي را صرف كنند با بخاطر
آوري اطلاعاتي پيرامون آب و هوا پايتختها يا
مراكز استانها يا تاريخ تولد افراد خانواده
صرف كنند .
رفتارها و تعلق خاطر هاي غير نرمال
بعضي كودكان تعلق خاطر شديدي به چيزهاي عجيب
غريب دارند نظير جارو برقي باطري ها يا قوطي
فيلم . بعضي كودكان ممكن است اشتغال ذهني با
بعضي مظاهر مطلوب اشيا نظير بافت مزه يا بو يا
شكل آن دارند.
پاسخ غير طبيعي به تجربه هاي تحريكي
بعضي كودكان ممكن است كم پاسخ يا بيش پاسخ به
محركهاي حسي باشند بنابر اين آنها ممكن است
مشكوك به ناشنوا بودن يا نقص بينايي داشتن
باشند و براي اين كودكان بسيار متداول است كه
به متخصص هاي چشم يا گوش ارجاع شوند . بعضي
كودكان از برقراري تماسهاي فيزيكي ملايم
ممانعت مي كنند و با خرسندي به بازيهاي خشن و
چرخشي واكنش نشان مي دهند . بعضي كودكان
غذاهايي را كه ترجيح مي دهند بسيار زياد حمل
مي كنند و در مقادير زياد مي خورند ولي از طرف
ديگر بعضي كودكان تغذيه خود را محدود به موارد
انتخابي خاص مي كنند در حاليكه ديگران با دل
و جان مي خورند و نمي دانند كي سير مي شوند.
اختلالات حركتي:
حركات عضلاني
مشخص مثل پرتاب كردن ،گرفتن يا لگد زدن ممكن
است با تاخير شروع شود اما در زمان طبيعي
هستند كودكان كم سن تر با PDD NOS معمولا" در
تقليد كردن با عضلات صورت و ادا در آوردن مثل
دست زدن مشكل دارند . بسياري از اين كودكان
بيش فعال هستند و تازه در دوران نوجواني آرام
تر مي شوند . بسياري از اين كودكان ممكن است
حالتهايي را نشان دهند نظير شكلك در آوردن يا
با انگشتان بازي كردن flapping يا پيچاندن
انگشتان ، روي انگشتان راه رفتن ، حملات
ناگهاني انجام دادن، پريدن، حركات تند انجام
دادن ، مرتب قدم مي زدن ، بدنشان را تكان مي
دهند يا و به اين طرف آن طرف نوسان مي دهند ،
يا سرشان را مي چرخانند يا به جايي مي زنند.
در بعضي موارد رفتارها گاهكاهي ديده مي شوند و
در بعضي موارد بطور مداوم وجود دارند.
هوش و نقصهاي
شناختي:
عموما" كودكان
با PDD NOS تستهايي را كه نياز به مهارتهاي
دستي يا مهارتهاي بينايي يا حافظه فوري دارند
به خوبي انجام مي دهند در حاليكه آنها در
كارهايي كه نياز به تفكر سمبليك يا انتزاعي
يا تفكر منطقي سلسله وار دارند ضعيف هستند.
پروسه تفكر و يادگيري در اين كودكان خصوصا" در
توانايي براي تقليد كردن، درك مفاهيم لغات در
صحبتها و درك مفاهيم ژستها و در ابداع كردن
يا انعطاف پذير بودن يا در ياد گيري قوانين
كاربردي و استفاده از اطلاعات كسب شده مختل
است . تازه يك تعداد كمي از كودكان با PDD NOS
از خود خاطرات عادتي گذشته را خيلي عالي به
ياد مي آورند و داراي مهارتهاي خاص در موسيقي
، مكانيك ، رياضيات و خواندن ( Reading)
هستند.
به علت اينكه بسياري از اين كودكان يا بدون
توانايي گفتار عملي هستند يا قابل تست نيستند
بسياري از افراد ارزش تستهاي هوش را زير سوال
مي برند . به علاوه مشاهده شده است كه تعدادي
از اين كودكان بدون تغيير در ميزان IQ اندازه
گيري شده بهبودي بسيار خوبي را در ديگر زمينه
هاي رشدي در طي دوران پيگيري نشان مي دهند .
مطالعات نشان مي دهند كه عقب ماندگي خفيف
موجود در زمان تشخيص تمايل به ماندن دارد .
كودكان باIQ پايين نقص بيشتري را در ايجاد
روابط اجتماعي از خود نشان مي دهند . اين
كودكان به احتمال بيشتر پاسخهاي غير طبيعي
اجتماعي مثل لمس كردن يا بوييدن مردم يا
رفتارهاي مراسم گونه يا خود آزاري از خود
نشان مي دهند.
حالات مرتبط
Associated features
بيان هيجانات
بعضي از اين كودكان با PDD NOS ممكن است سطحي
، زياد از حد يا نامتناسب با موقعيت باشد .
بدون علت واضح آنها ممكن است جيغ بزنند يا
گريه تسلي ناپذير داشته باشند در حاليكه گاهي
ممكن است ول خندي و خنده هاي هيستريك داشته
باشند . خطرهاي واقعي نظير حركت وسايل نقليه
يا بلندي ها را ممكن است در نظر نگيرند
درحاليكه ممكن است از يك جسم بدون خطر مثل يك
حيوان تاكسي درمي شده بترسند.
تشخيص PDD NOS
بر اساس DSM IV
پيشنهاد شده است كه عنوان PDD NOS وقتي بكار
برده شود كه يك اختلال نافذ همه گير شديد در
تعاملات اجتماعي ، مهارتهاي ارتباطي گفتاري و
غير گفتاري و بروز رفتارها، علائق يا
فعاليتهاي تكراري وجود داشته باشد اما
كرايتريا بطور كامل شامل اختلالات تعريف شده
گروه PDD نشود ( مثلا" اختلال اوتيستيك ،
اختلال رت و آسپرگر) . به هر حال DSM IV
تكنيك خاص يا كرايترياي خاصي را براي PDD NOS
تعريف نكرده است.
آزمايش خاصي در
دسترس نيست
در حال حاضر هيچ
آزمايش خاص يا راديوگرافي خاصي وجود ندارد كه
بتواند تشخيص PDD NOS را تاييد كند . تشخيص
PDD NOS درست شبيه ساختن يك جور چين است كه
خود عكس و حاشيه آن مشخص نيست بنابر اين وقتي
تشخيص PDD NOS گذاشته مي شود اين نشان دهنده
بهترين حدس يك پزشك است . بدست آوردن تشخيص
براي اين گونه كودكان نيازمند ارزيابي توسط يك
متخصص متبحر در زمينه كنترل رشد و نمو كودكان
نظير يك روانپزشك كودك يا متخصص اطفال در پايش
رشد و نمو يا يك نورولوژيست اطفال يا يك روان
شناس رشد است
ارزيابي PDD NOS
هدف از ارزيابي
PDD NOS دو جنبه دارد اول جمع آوري اطلاعات
براي فرموله كردن يك تشخيص دقيق و دوم تهيه
اطلاعاتي كه پايه يك مداخله درماني مناسبي را
براي كودك فراهم كند . ارزيابي PDD NOS
معمولا" شامل موارد زير است
1- ارزيابي پزشكي : ارزيابي پزشكي بايد شامل
گرفتن يك تاريخچه كامل از زمان بارداري ، وضع
حمل ،چگونگي زمان رشد كودك و تاريخچه خانوادگي
به همراه يك معاينه باليني و عصبي كامل باشد.
همه كودكان با PDD NOS نياز به تستهاي
آزمايشگاهي نظير مطالعات كروموزومي مشتمل بر
سندرم X شكننده يا EEG يا MRI ندارند و
بسته به معاينات نياز مشخص مي شود. گرچه علت
PDD NOS مشخص نيست اما پزشك ممكن است به
حالاتي فكر كند كه باعث PDD NOS نمي شود اما
در چنين كودكاني به احتمال بيشتري دارد ديده
مي شوند مثل صرع . حالتهاي مرتبط مي توانند
باعث يا سبب بدتر شدن مشكلات كودك شوند. يك
كودك با PDD NOS ممكن است توانايي هاي مختلفي
را در زمينه هاي متفاوتي از خود نشان دهد .
والدين و معلمان ممكن است اطلاعاتي را بدست
آورند كه در انجام تستهاي روتين مشخص نشوند.
مقياسهاي اندازه گيري رفتاري
چك ليستهاي مشكلات ممكن بايد توسط والدين و
درمانگرهاي آشنا با كودك پر شود. بسياري از
تشخيص دهندگان از اينگونه چك ليستها براي
تشخيص اوتيسم استفاده مي كنند ولي براي تشخيص
اختلال PDD NOS چك ليستي تعيين نشده است.
مطالعات رفتاري مستقيم
رفتار كودك ثبت مي شود و نتايج ارزشيابي آن
براي كمك به مداخلات درماني اغلب تحت نمودار
در مي آيد . اين نوع از ارزشيابي هم ميتواند
در محيط ساختگي مثل يك جلسه ارزيابي هوش انجام
شود و هم مي تواند در موقعيتهاي طبيعي مثل
مدرسه يا منزل انجام شود .
ارزيابي رواني:
از آنجاييكه يك
روان شناس از وسايل استاندارد شده براي
ارزيابي توانايي هاي شناختي ، اجتماعي ،
هيجاني ، رفتاري ،و عملكرد تطابقي استفاده مي
كند. والدين مي توانند بدانند در چه زمينه اي
فرزندشان داراي تاخير است .
ارزيابي آموزشي:
هر دو هم به
صورت رسمي مثل تستهاي استاندارد و هم بصورت
ارزيابي هاي غير رسمي مثل مشاهده مستقيم و
مصاحبه با والدين بايد براي ارزيابي كودك در
موارد زير انجام پذيرد
-مهارتهاي پيش از آموزش مثل شكل و نام گذاري
حروف
- مهارتهاي آموزشي مثل خواندن و حساب
- مهارتهاي امور روزمره مثل دستشويي رفتن ،
لباس پوشيدن و خوردن
- روش يادگيري و روشهاي حل مشكل
ارزيابي توانايي
برقراري ارتباط
تستهاي رسمي ،
ارزيابي مشاهدات و مصاحبه با والدين همگي
راهكارهاي مناسبي براي ارزيابي مهارتهاي ايجاد
ارتباط هستند . ارزيابي طيف ايجاد ارتباط
مشتمل بر علائق كودك در ايجاد ارتباط چرا و
براي چه منظوري كودك ايجاد ارتباط مي كند،
زمينه و محتواي ايجاد ارتباط و چگونگي ايجاد
ارتباط ( شامل بيان صورتي ، حالات بدني و ژست
ها ) و چه مقدار كودك در زماني كه با او
ارتباط برقرار مي كنند مي فهمد مهم است. نتايج
ارزيابي بايد براي طراحي يك برنامه آموزش
ايجاد ارتباط استفاده شود. ممكن است به يك
مورد يا بيشتر شكل جايگزين براي ارتباط گفتاري
نظير زبان اشاره و يا استفاده از تخته هاي
يادگيري مثل اشاره به عكس ها براي بيان نام
آنها نياز باشد.
آموزش خاص و اختلال نافذ رشد NOS
بر اساس قانون،
مدارس بايد خدمات ويژه اي را دسترس كودكان
داراي ناتواني قرار دهند. اين خدمات به نام
آموزش اختصاصي و خدمات مرتبط ناميده مي شود .
اين قانون به نام كار آموزشي كودكان ناتوان
ناميده مي شود Individual with Disabilities
Educatin Act (IDEA) در اين قانون كودكان
ناتوان بايد توسط مدارس عمومي بدون هزينه
ارزيابي شوند و براساس نتيجه ارزيابي شرايط
سرويس ويژه اي را به كودك داراي شرايط خاص
ارائه دهند.
IDEA گروه ناتواني را مشخص مي كند تا كودك بر
اساس آن گروه تحت حمايت قرار گيرد اين گروههاي
مشخص شده به صورت زير هستند. اوتيسم ، كري و
كوري ، كم شنوايي شامل كري ؛ عقب ماندگي ذهني
و ديگر نواقص سلامتي ؛ نواقص ارتوپديك ؛
اختلالات هيجاني جدي ؛ ناتواني هاي خاص
يادگيري ؛ نواقص گفتاري ؛ صدمات مغزي ناشي از
ضربه ؛ كم بينايي و كوري و كودكان با نواقص
متعدد . اگر مدرسه داراي مجوز باشد مي تواند
خدمات آموزشي را از سن 3 سالگي تا 9 سالگي تحت
گروه جداي تاخير در رشد برقرار كند . والدين
بايد با واحد آموزش اختصاصي براي يافتن
راهنمايي مناسب هماهنگ نمايند .
اين مهم است كه بدانيم كه يك كودك ممكن است
داراي ناتواني باشد اما آنقدر نيست كه نياز
به آموزش اختصاصي و خدمات خاص باشد. و برعكس
كودكي كه آموزشهاي آن بطور خاص به علت ناتواني
اش تحت تاثير قرار گرفته مي بايست تحت برنامه
ويژه قرار بگيرد.
آموزش اختصاصي نوعي از آموزش است كه براي كودك
ناتوان متناسب با ميزان ناتواني او در نظر
گرفته مي شود و خدمات مرتبط بر اساس نوع ميزان
ناتواني مي تواند كار درماني occupational
therapy ؛ گفتار درماني يا فيزيوتراپي باشد
خدمات مرتبط نيز هزينه اي براي والدين ندارد و
هر دو قسم آموزش و خدمات مرتبط مي تواند براي
كودكان PDD NOS مفيد و لازم باشد.
خدمات براي كودكان كوچكتر كه از زمان تولد تا
2 سالگي تعريف شده است داراي هزينه اي است كه
متناسب با درآمد والدين در نظر گرفته مي شود.
مداخلات زود رس بر اساس نماي رشد و نمو
كودكان مشتمل بر نمو فيزيكي ؛ نمو شناختي؛ نمو
ارتباطي ؛ و رشد و نمو هيجانات و روابط
اجتماعي يا تطابقي تعريف مي شود. خدمات شامل(
و نه محدود به) آموزش خانواده ها ، ويزيت
خانگي ، دستورات خاص ، آسيب شناسي گفتاري و
زباني ، خدمات بينايي ، و كار درماني مي باشد.
برنامه هاي
آموزشي فردي براي كودكان و خانواده ((IEP -
IFSP
بيشتر كودكان
سنين مدرسه با PDD NOS به آموزشهاي اختصاصي
نياز دارند و تنها كودكان كوچكتر نياز به
مداخلات درماني زود رس دارند . اگر كودكي واجد
برنامه آموزشي خاص گرديد والدين و مسئولين
مدرسه برنامه آموزشي خاص را تهيه مي بينند
Individualized Education Program ( IEP) بر
اين اساس ليست كليه موارد ضعف و موارد قدرت
كودك تهيه مي شود و متناسب با آنها برنامه
ريزي مي كنند . اگر كودك در كمتر از سن 3
سالگي باشد يك برنامه خانوادگي فردي نياز
داردIndividualized family service plan (
IFSP)
درمان :
در كل كودكان با
PDD NOS ناتواني هاي مشتركي در ايجاد
ارتباطهاي اجتماعي با كودكان اوتيستيك دارند .
اين كودكان اغلب نياز به خدماتي مشابه كودكان
اوتيستيك دارند.
روشهاي سنتي:
يك روش درماني
يكسان براي كودكان اوتيستيك يا PDD NOS وجود
ندارد . بسياري از پزشكان و خانواده ها طيفي
از درمان همزمان مشتمل بر رفتار درماني ،
آموزشهاي زيربنايي راهبردي ، دارو درماني
،گفتار درماني و كار درماني و مشاوره را در بر
مي گيرد .اين درمانها رفتارهاي خوب اجتماعي
را تقويت و رفتارهاي نامناسب مثل بيش فعالي ،
بي معنايي ، رفتارهاي تكراري و خود آزاري و
رفتارهاي تهاجمي را تضعيف مي كنند كه اين با
عملكرد و آموزش كودك مداخله مي نمايد. در حال
حاضر توجهي خاص روي درمان در دوران پيش از
دبستان و كار با والدين براي كمك به اين
كودكان در سنين پيش از دبستان وجود دارد تا بر
مشكل خود غلبه كنند بسياري اوقات هرچه اين
كودكان زودتر درمان را شروع كنند نتيجه بهتري
مي گيرند.
رفتار درماني
همچنانكه كودكان
با PDD NOS در حال تلاش و تقلا براي دريافت
دركي از بسياري چيزهايي هستند كه برايشان گيج
كننده است. آنها در يك محيط سازمان دهي شده
يعني جايي كه قوانين و انتظارات واضح و دائمي
هستند بهترين واكنش را از خود نشان مي دهند.
محيط كودك نياز است كه خيلي مشخص و ساخته شده
و قابل پيش بيني باشد.
بسياري از اوقات يك مشكل رفتاري نشان دهنده
اين است كه كودك سعي مي كند با يك چيز گيج
كننده يا مشمئز كننده frustration يا ترسناك
ارتباط برقرار كند.
فكر در مورد مشكل رفتاري كودك به عنوان يك
پيام مي بايست رمز گشايي شود. سعي كنيد علت
ممكن بروز رفتار را مشخص كنيد . آيا كودك
اخيرا" تغييري در كارهاي روزمره خود داشته است
؟ آيا چيز جديدي به كودك معرفي شده است كه او
را در اضطراب يا گيجي انداخته است.؟ وقتي
مهارتهاي ارتباطي كودك بهبود مي يابد مشكلات
رفتاري اغلب كاهش پيدا مي كنند . حال كودك
بدون نشان دادن رفتارهاي منفي داراي منظوري از
آن چيزي است كه او را آزار مي دهد.
اثبات شده است كه استفاده از تقويت رفتارهاي
مثبت براي كودكان اثر مثبتي دارد . مهم است كه
به خاطر داشته باشيد
1- برنامه بايد بر اساس خصوصيات فردي
طراحي شود زيرا كودكان از لحاظ توانايي ها و
ناتوانايي هايشان با همديگر بسيار متفاوت
هستند و يك برنامه مفيد براي يك كودك براي
ديگري ممكن است مفيد نباشد.
2- كودكان با PDD NOS داراي مشكل در
تعميم دادن يك موقعيت به موقعيتي ديگر است .
مهارتي را كه در مدرسه فرا مي گيرند تمايل
دارند كه به منزل يا ديگر جاها منتقل نكنند .
بسيار مهم است كه درمان در همه زمينه هاي
زندگي كودك مثل مدرسه ، اجتماع و منزل تداوم
داشته باشد
3- يك رويكرد خانه- جامعه كه والدين و
معلمان ويژه آموزشي را براي تقويت رفتارهاي
مثبت آموزش مي دهد مي تواند براي بدست آوردن
حد اكثر نتيجه بسيار كاربردي باشد.
برنامه آموزشي
مناسب
آموزش ابزار
اوليه براي درمان كودكان PDD NOS است. بسياري
از اين گونه كودكان سختي بسياري را در مدرسه
يعني جايي كه درخواست براي توجه و كنترل واقعي
تكانه ها يكي از ضروريات است تجربه مي كنند.
مشكلات رفتاري مي توانند بعضي كودكان را از
تطابق با كلاس درس منع كنند ولي به هر حال با
كمكهاي آموزشي مناسب مي تواند در مدرسه موفق
باشد.
مهمترين عامل در
كيفيت برنامه آموزشي دانش معلم مي باشد ديگر
عوامل كيفي برنامه به قرار زير مي باشند:
1- كلاسهاي
قابل پيش بيني ، سازگار و ساخته و پرداخته شده
با زمانبنديها وماموريت هاي مشخص شده و واضح
2- اطلاعات علاوه بر گفتاري بايد بصورت
بصري نيز ارائه شوند.
3- ايجاد فرصت براي تعامل با هم سن وسالان
غير ناتوان كه شكل مناسب زباني ، اجتماعي و
مهارتهاي رفتاري دارند
4- تمركز بر بهبود مهارتهاي ارتباطي با
استفاده از وسايل نظير وسايل ارتباطي
5- كاهش اندازه كلاس و بكار بردن مناسب
ترتيب صندلي ها براي كمك به كودك براي جلوگيري
از حواس پرتي او
6- كار برد برنامه آموزشي مناسب با
توانايي هاي كودك
7- استفاده از تركيب تقويت رفتارهاي مثبت
با ديگر مداخلات آموزشي
8- ايجاد ارتباط كافي و متناوب با معلمان
و والدين و درمانگران اوليه كودك
درمان طبي
هدف اوليه از
درمان كودكان PDD NOS مطمئن شدن از سلامت
فيزيكي و رواني اينگونه كودكان است . يك
برنامه پيشگيرانه خوب بايد شامل چك آپ فيزيكي
كودك براي مطمئن شدن از رشد فيزيكي بينايي ،
شنوايي ، و فشار خون او باشد . برتامه ايمن
سازي او مطابق برنامه و ويزيت هاي مرتب
دندانپزشكي و توجه به تغذيه و بهداشت بايد مد
نظر باشد. يك برنامه درماني منظم با ارزيابي
كامل پزشكي شروع مي شود . ارزيابي پيش از
درمان براي يافتن وضعيتهاي خاص پزشكي مثل صرع
ضروري است.
يك درمان خاص دارويي كه براي همه كودكانPDD
NOS مفيد باشد وجود ندارد. بعضي درمانهاي
دارويي مفيد ديده شده اند اما براي بسياري از
كودكان با PDD NOS يا اوتيسم تركيبات دارويي
بايد متناسب با ارزيابي وضعيت كودك و يافتن حد
مطلوب دوز تغيير داده شود. بنابر اين در هر
كودك مي تواند متفاوت باشد و دستور دارويي
مشخصي وجود ندارد و هر كودك دستور دارويي
متناسب با خودش را دارد. مهم است كه در نظر
داشته باشيد درمان دارويي ميتواند در مواردي
كه ممكن است همراه با PDD NOS وجود داشته
باشد موثر باشد نظير حالتهاي كمبود توجه يا
اختلال وسواسي جبري .
تصميم نهايي والدين كه آيا از درمان دارويي به
عنوان قسمتي از درمان كودكشان استفاده كنند يا
نه يك تصميم شخصي است و بايد به آن احترام
گذاشت. درمان دارويي هميشه بايد همراه با ديگر
درمانها انجام پذيرد و اثر آن بايد توسط
گزارشات و مشاهدات كودك ، والدين و معلمان
پيگيري شود.
دي متيل گليسين
DMG
اين ماده يكي
ديگر از مواد مغذي است كه بنا بر گزارشهاي
هزاران خانواده كاملا" براي بسياري از كودكان
مفيد تشخيص داده شده است . شبيه ويتامين ب 6 و
منيزيم DMG بي خطر و نسبتا" ارزان است و به
نيمي از كودكان و بالغين مبتلا به اوتيسم كمك
مي كند
تحقيقات روي انسانها و حيوانات آزمايشگاهي
نشان داده است كه اين ماده سيستم ايمني را
تقويت مي كند. سيستم ايمني در بسياري از افراد
اوتيستيك بد عملكرد است . بعضي كودكان و
بالغين اوتيستيك مبتلا به تشنج مي شوند و دو
گزارش منتشر شده تشنج بعد از مصرف اين ماده
كاهش يافته است New England journal of
medicin 1982,307, 1081-1082 Epilepsia,1989
30,90-93
در دو مطالعه نيز گزارش شده كه بهبودي در اين
افراد ديده نشده اما در حداقل يكي از آنها دوز
تجويزي نصف دوز مناسب بوده است. در يك مطالعه
ديگر كه اخيرا" صورت گرفته است روي 84 مبتلا
در مقايسه با گروه كنترل اين ماده آزمايش شده
است كه كاهش بارزي در مشكلات رفتاري نشان داده
است ( مطالعه منتشر نشده توسط Drs shin suing
jung, Bernard ,and Stephan M Edelson)
دوز توصيه شده روزانه DMG بين 1 تا 4 قرص 125
ميلي گرمي براي كودكان و بين 2 تا 8 قرص براي
بالغين است . در ابتدا فرد بايد با دوز يك
قرص 125 ميلي گرمي ( در كودكان با نصف قرص)
شروع كند و به تدريج بايد دوز آن را هر دو تا
سه روز افزايش داده تا به دوز مورد نظر برسد .
اين دارو همچنين بصورت كپسول ، شربت و قرصهاي
شيرين محلول شونده موجود است.
عوارض جانبي ثبت شده در مطالعات طولاني مدت
وجود ندارد اما بعضي والدين بيش فعالي و تحريك
پذيري و آشفتگي (agitation) را گزارش نموده
اند. در اين موارد توصيه مي شود كه اسيد فوليك
نيز به اين كودكان داده شود دوز توصيه شده
براي فوليك اسيد دو كپسول 800 ميلي گرمي به
ازاء هر قرص 125 ميلي گرمي DMG است. بعضي
متخصصين پيشنهاد مي كنند كه DMG بايد همواره
با اسيد فوليك تجويز شود چرا كه اسيد فوليك
ضرري به بدن نمي رساند و در عوض بيش فعالي و
آشفتگي Agitation را نيز كاهش مي دهد و از
زمانيكه به تنهايي DMG تجويز مي شود موثرتر
است
والدين گزارشهاي مثبتي را نيز از محصولي مشابه
به نام Tri methyl glycin ( TMG) ارائه
نموده اند اما تاكنون مطالعه اي در اين زمينه
منتشر نشده است . TMG به DMG و SAMe در
داخل بدن شكسته مي شود . SAMe يك ماده مغذي
است و گاهي براي درمان اختلالات خلقي مانند
افسردگي مورد استفاده قرار مي گيرد.
ملاتونين
يكي از متداول
ترين و مشكل سازترين حالاتي كه ما و
كودكانمان تجربه مي كنيم زماني است كه نمي
توانيم به خواب مفيد برويم . كودكان اوتيستيك
به نظر مي رسند نسبت به اين حالت بسيار مستعد
باشند كما اينكه تخمين زده مي شود بيش از نيمي
از اين كودكان داراي اختلال خواب هستند. اين
پيشنهاد مي نمايد كه كمبودي در سيستم مغزي اين
افراد وجود دارد كه خواب نرمال را ايجاد نمي
كند. در خلال دهه گذشته پيشرفتهاي بسياري در
زمينه شناخت مكانيسمهاي نرمال مغزي كه يك خواب
راحت را ايجاد مي كنند انجام شده است . از
آنجا كه تعداد متعددي از موادي كه سبب خواب مي
شوند در بدن جود دارد اما كمبود يكي از آنها
مي تواند سبب بيماري شود كه ما آن را اوتيسم
مي ناميم. در اين قسمت ما بر يكي از موادي
متمركز مي شويم به نام ملاتونين كه ثابت
گرديده است كه نه تنها در كودكان بي قرار
اوتيستيك موثر است بلكه براي والدين ناراحت
خواب آنها نيز مفيد است. گرچه دلايل تئوريك
بسياري وجود دارد كه كودكان اوتيستيك يا
ملاتونين را بسيار زياد مي سازند (
chamberlain& Herman 1990) يا بسيار كم مي
سازند اما به نظر ما بسياري از كودكان اين
ماده را به اندازه مطلوب توليد نمي كنند
(panksepp ,lensing, leboyer&bouvard 1991)
متاسفانه اطلاعات كافي براي تصميم گيري در
مورد صحت و سقم نقطه نظرات وجود ندارد اما اين
حقيقت اثبات شده كه ملاتونين مي تواند در
ايجاد و تقويت يك خواب خوب و تنظيم ريتم بدن
در طي روز موثر باشد. اما بايد نحوه استفاده
از اين ماده بي خطر و قدرتمند عاقلانه باشد .
ساعت بيولوژيك در مغز انسان در هسته سوپرا
كياسماتيك قرار دارد كه همچنانكه از اسم آن
بر مي آيد در بالاي محل تقاطع اعصاب اپتيك دو
طرف مي باشد بسياري از اعصاب خروجي از اين
هسته ها ريتم رفتارهاي انسان را از تغذيه تا
خواب كنترل مي كند. وقتي كه هر دو اين هسته ها
در حيوانات تخريب مي شوند رفتارهاي حيوانات از
فعاليتهاي منظم روتين به رفتارهاي نامنظم و
تصادفي در طي روز تبديل مي شود. ترشحات طبيعي
ملاتونين ما كه بطور نرمال در اوايل صبح وقتي
در عميق ترين قسمت خواب قرار داريم ترشح مي
شود به دقت ساعت هسته سوپراكياسماتيك را تنظيم
مي كند. افراديكه بينايي خود را از دست داده
اند و بنابر اين قادر به تنظيم ساعت خود از
طريق چرخه طبيعي روز و شب نيستند مي توانند با
مصرف كمي ملاتونين در دقيقا" همان زمان ريتم
خواب خود را تثبيت نمايند.
در داخل بدن بطور طبيعي ملاتونين از غدد پينه
آل ترشح مي شود. اين غده در داخل مغز بين دو
نيمكره مخ قرار دارد و فيلسوف بزرگ فرانسوي آن
را صندلي روح ناميد. در اين غده ملاتونين در
طي دو مرحله از پيشساز سروتونين ساخته مي شود.
ذخيره ملاتونين غده پينه آل بطور تيپيك وقتي
روشنايي روز كاهش مي يابد در جريان خون ترشح
مي شود و ممكن است اين مطلب را توضيح دهد كه
چرا همه ما وقتي نور كم مي شود بهتر مي خوابيم
و در خلال زماني كه سطح ملاتونين شروع به كاهش
پيدا مي كند پرندگان شروع به آواز خواندن مي
كنند و ما تمايل به بيدار شدن و شروع فعاليت
روزانه داريم و به سادگي قابل فهم است كه چرا
كمبود خواب باعث بروز علائم رفتاري و رواني در
طي روز مي شود. به علاوه نه تنها ملاتونين
سيستم خوتاب را تنظيم مي كند بلكه بسياري از
مراحل جسمي از بلوغ مغز گرفته تا تقويت سيستم
ايمني را نيز تنظيم مي كند. كاهش رشد بعضي
سرطانها و بدون ارتباط با اثرات ذكر شده اثر
مفيد ديگر آن مي تواند كاهش اضطراب و افسردگي
باشد. اين هورمون حتي مي تواند در كنترل ظهور
بلوغ در دوران نوجواني موثر باشد.
زمان مصرف : فقط يك بار در روز و درست نيم
ساعت قبل از زمان خواب منظم داده شود . يك دوز
اضافي در نيمه شب ممكن است اثر آن را موثرتر
كند اما توصيه موكد نيست چرا كه ممكن است ساعت
بيولوژيك را مختل كند.
مقدار مصرف: گرچه ملاتونين دارويي بي خطر مي
باشد و كسانيكه چند گرم آن را در طي روط ها
مصرف نموده اند اثرات جانبي بيمار گونه نداشته
است اما مقدار بسيار كمي از آن كافي است . در
توليدات تجاري قرصهاي 5/2 تا 3 ميلي گرمي
وجود دارد اما براي كودكان يك سوم اين قرصها
كافي است و مقدارهاي بيشتر ممكن است ايجاد
خواب عميقتر كند و در طي روز نيز در جريان خون
وجود داشته باشد و سبب عوارض ناخواسته شود
تغيير توان دارويي: ملاتونين تمايل ندارد كه
در طول زمان اثر آن كاهش يابد اما بنا به
دلايل ناشناخته در همه افراد نيز اينچنين
نيست. اگر دوز پايين ملاتونين با مصرف طولاني
مدت رفته رفته اثر خود را از دست داده است
عاقلانه اين است كه براي مدتي مثلا" يك هفته
تا يك ماه مصرف دارو را قطع كرد تا دوز آن را
افزايش دهيم
دركودكان اوتيستيك علاوه بر بهبودي در خواب
اين كودكان اثرات مفيد آن در ريتم كارهاي
روزمره اين كودكان ديده مي شود اما چگونگي و
علت اين اثرات در پس پرده ابهام قرار دارد كه
فقط با تحقيقات بيشتر در آينده مشخص مي شود.
روان
درماني
مشاوره ممكن است
براي كمك به والديني كه كودك ناتواني را پرورش
مي دهند مفيد باشد اگر كودك پيشتر در مدرسه
حضور يافته است نياز است كه در مورد علائم و
نشانه هاي PDD NOS و اينكه چگونه اين علائم
مي توانند توانايي هاي كودك را در مدرسه ،
خانه يا در همسايگي تحت تاثير قرار دهند با
والدين و معلمان صحبت شود. روان شناس مي تواند
همچنين ارزيابي مداوم و مشاوره در مدرسه و
كنترل بيمار و آموزش رفتاري را انجام دهد .
بسياري از كودكان از كمك پزشكي كه با اين گونه
كودكان PDD NOS آشنايي داشته باشد بهره مند
مي گردند. كار تيمي خانواده مي تواند تحمل بار
اين مسئوليت را كه به عهده مراقب اصلي مي باشد
را كاهش دهد .
درمانهاي ديگر
وقتي به دنبال
ديگر درمانها ميگرديد به انواع ديگري از
درمانها بر مي خوريد كه ممكن است در تركيب با
درمانهاي سنتي مفيد باشند. وقتي اين گونه
درمانها را مد نظر قرار مي گيرند بايد برنامه
نوشته شده تفصيلي را كه شامل طول درمان ،
تعداد جلسات ، هزينه ، و منطق و فلسفه اين نوع
درمان و هدف و منظور نهايي اين نوع درمان باشد
را از درمانگران درخواست كرد همچنين مهم است
كه در مورد مدرك و مجوز كار مسئول كلينيك در
ارائه اينگونه درمانها از وي سوال شود. و
همچنين بايد از شواهد موثر بودن اين گونه
درمانها و عوارض جانبي احتمالي آنها سوال شود.
نمونه هايي از اين درمانها به شرح زير هستند.
ارتباط تسهيل
شده
اين روشي است
كه افراد با نواقص ارتباطي را تشويق به بيان
خودشان مي كند. بوسيله كمك فيزيكي يك شخص كه
تسهيل كننده ناميده مي شود به فرد كمك مي كند
تا حروفي را كه روي كي بورد فشرده ميشود و در
صفحه نمايش نشان داده مي شود را تلفظ كند. كمك
ممكن است بصورت دست روي دست يا فقط بصورت يك
تماس روي شانه باشد. كودك حركت را در زماني كه
فرد تسهيل كننده يك كمك فيزيكي به او مي دهد
شروع مي كند .
گزارشاتي كه نشان مي دهند اين روش در درمان
نواقص ارتباطي موفق و موثر بوده اند در چند
سال گذشته جاپ شده اند . به نظر مي رسد كه
ارتباط تسهيل شده مي تواند بالقوه تكنيك
مفيدي در بعضي كودكان با PDD NOS بالاخص
آنهايي كه خواننده هاي باهوش و در شكلهاي
ارتباطي ديگر نظير كامپيوتر خوب مي باشند اما
نواقص شديد در مهارتهاي بياني داشته باشند
مفيد مي باشد.
درمان همگرايي
شنوايي Auditory Integration Therapy(AIT)
در اين روش
درماني از وسيله اي استفاده مي شود كه بطور
اتفاقي موسيقي هاي با فركانسهاي بالا و پايين
را انتخاب مي كند و از طريق گوشي به گوش كودك
هدايت مي كند.
گزارشاتي در باره اثرات مثبت اين روش گزارش
شده است بعضي گزارشات حكايت از كاهش حساسيت
شنوايي به اصوات و شروع صحبت كردن خودبخودي و
رشد زباني كامل تر و پاسخ به سوالات و تعامل
بهتر با همسن وسالان و روابط بهتر اجتماعي
دارند . به هر حال نتايج مشخص از يك مطالعه
درماني خوب طراحي شده در دسترس نمي باشد .
هنوز مشخص نيست كه چگونه اين روش موثر است و
آيا افراد از آن واقعا" سود ميبرند.
درمان همگرايي
حسي sensory integration therapy
همگرايي حسي
مراحل سيستمي از سلسله اعصاب است كه اطلاعات
حسي را براي استفاده عملي ساخته و پرداخته مي
كند. اين مطلب اشاره به مراحل پرداخت
اطلاعاتي در مغز مي كند كه به مردم اجازه مي
دهد حواس مختلف از جمله حس بينايي ، شنوايي ،
حس لمسي ، ذائقه ، بويايي و حس حركت با
همديگر و در تعامل با يكديگر در درك دنياي
اطراف عمل كنند.) mailoux&lacroix 1992)
براساس ارزيابي نتايج، يك كار درمانگر كه در
خصوص همگرايي حسي آموزش ديده است فرد را به
فعاليتها و كارهايي هدايت مي كند كه سبب ارائه
پاسخ مطلوب به محركهاي حسي مي شود. اين نوع
درمان فرد را به بهبود چگونگي پاسخ مراحل
تحريك حسي بطور مناسب به محركها هدايت مي كند.
نظير ديگر درمانها هيچ نتيجه تحقيقي پيشرفت
واضحي را در نتيجه اين درمان نشان نداده است
اما در بسياري از مناطق به كار مي رود.
همگرايي حسي
يكي از روشهاي
درماني كودكان PDD كه كمتر به آن پرداخته شده
است درمان همگرايي حسي است چرا كه در اين گونه
كودكان ديده شده است كه حواس پنج گانه بطور
متناسب و هماهنگ با هم نيستند و در مطالعه اي
كه توسط Lindeman TM و Stewart KB از مركز
درماني كودكان Mighty oaks در Oregon آمريكا
در سال 1999 كه در ژورنال كار درماني آمريكا
به چاپ رسيده بر روي 2 كودك 3 ساله مبتلا به
اختلالات حسي در يك دوره 11 هفته اي در كودك
اول و يك دوره 7 هفته اي در كودك دوم انجام شد
ديده شد كه هر دو شركت كننده بهبود واضحي را
در تعاملات اجتماعي و انجام فعاليتهاي جديد و
پاسخ به بغل كردن و گرفتن از خود نشان دادند
همچنين كاهش مشخصي در رفتارهاي انقطاعي و بيش
فعالي و رفتارهاي تهاجمي با افزايشي در
رفتارهاي عملي معقول و صحبت خودبخودي و
بازيهاي هدفمند و افزايش توجه به مكالمات و
فعاليتها نشان دادند.
در مطالعه اي ديگر كه بصورت پرسشنامه اي از
292 كار درمانگر فعال بر روي همگرايي حسي
كودكان مبتلا به PDD توسط دانشگاه اوهايو
انجام گرديد ديده شد كه كودكاني كه بهتر به
درمان همگرايي حسي پاسخ داده اند علائم بهبودي
بيشتري از قبيل مهارتهاي بازي پيدا كردند.
مطالب مذكور ما را به سمت اختلال پردازشهاي
حسي (Sensory Processing Disorder-SPD ) در
كودكان PDD هدايت مي كند.
اختلال
پردازشهاي حسي SPD-
تعريف : اختلال
پردازشهاي حسي يك اختلال پيچيده مغز است.
افراد دچار اين اختلال هر روزه بطور اشتباه
اطلاعات حسي نظير تماس ، صوت و حركت را تفسير
مي كنند. اين اشتباهات در تفسير اطلاعات، كودك
را به مشكلات رفتاري ، اشكال در تطابق و ديگر
موارد هدايت ميكند.
مقدمه
:
همچنانكه دانش
بد عملكردي همگرايي حسي بالغ تر مي شود و
محققين بيشتر در مورد آن مي آموزند بسياري از
مردم مي تصور مي كنند كه اكنون نوبت شفاف سازي
و تفسير ترمينولوژي آن است . گرچه كار
درمانگران از عنوان همگرايي حسي درك ديگري
دارند معمولا" پزشكان و ديگر متخصصان سلامتي
بدون آشنايي با تئوري ، ارزيابي و نحوه و
تناوب مداخلات ممكن است به آن به گونه يك نماي
نوروبيولوژيكي بنگرند. از آنجا كه پزشكان
مسئوليت كلي درمان را به عهده دارند و در
نهايت براي تشخيص و دريافت يك عنوان درماني
بيماران به پزشكان كه شايسته آن هستند ارجاع
مي شوند عنوان همگرايي حسي (Sensory Integrity
– SI) خيلي شناخته شده نيست ولي قدمت و گنجينه
دانش اين عنوان در تئوريهاي كار درمانگران
بسيار زياد است و بنابر اين بهتر است از اين
عنوان براي صحبت استفاده شود تا جريان تاريخي
و جاري اطلاعات منتشر شده حفظ گردد.
گروه بندي پيشنهاد شده در زمينه اختلالات
پردازش حسي –SPD- شبيه يك چتر است كه سه گروه
عمده تشخيصي را شامل مي شود كه عبارتند از
1- اختلال تنظيم حسي sensory modulation
disorder
2- اختلال حسي تبعيضي sensory
discrimination disorder
3- اختلال حركتي پايه حسي sensory based motor
disorder
SPD - اختلال پردازش حسي
اختلال حركتي با پايه
حسي اختلال حسي
تبعيضي
اختلال تنظيم حسي
Dyspraxia postural
disorders
SS SUR SOR
SOR= sensory over responsivity
SUR= sensory under responsivity
SS= sensory seeking/craving
دكتر A.Jean Ayres محقق و پيش قدم در اين
زمينه عنوان اختلال همگرايي حسي را ابداع كرد.
او اين عنوان را در خلال دوره كاري خود براي
توضيح نماهاي رفتاري ، حركتي ، هيجاني ،
اجتماعي و عملكردي غير طبيعي مرتبط با پردازش
ضعيف محركهاي حسي بكار مي برد.
ايشان اين عنوان را به دو دليل بكار مي برد .
اول اينكه آن مرتبط مي شد با مدل تئوريك نظريه
وي كه وجود نقصي را در پايه نورولوژيك توانايي
انتقال اطلاعات حسي بين سيستم هاي حسي در مغز
بيان مي كرد. دوم اينكه عنوان او اشاره به مدل
مداخله اي پيشنهادي وي مي كرد كه عبارت بود از
تحريك يك زمينه حسي براي تاثير گذاري روي
زمينه حسي ديگر براي مثال استفاده از فشار
عميق يا پروپريوسپتيو براي تاثيرگذاري روي بيش
حسي لامسه. در خلال مداخله درماني، كار
درمانگر يك چارچوب همگرايي حسي را براي ارجاع
بكار مي برد و اين به اين معني است كه 2 يا
بيشتر از حواس را بطور فعال و همزمان بكار
برده مي شود. اغلب ، عمل روي يك يا بيشتر از
حواس صورت مي گيرد ( يا به عبارت ديگر يك يا
بيشتر، محركهاي حسي بكار برده مي شود) تا كودك
در يك حس ديگر در چالشهاي حسي خود يك پاسخ
تطابقي مناسب ارائه كند. يك پاسخ تطابقي
زماني اتفاق مي افتد كه كودك در فعاليتهايي كه
سختي آن افزايش مي يابد موفق شود يك پاسخ
مناسب ارائه دهد.
در خلال سالها در طي درمان عنوان همگرايي حسي
بطور متداول به چهار صورت بكار مي رفت
1- يك تئوري ( تئوري همگرايي حسي)
2- يك تشخيص ( بر پايه ارزيابي همگرايي
حسي)
3- يك نماي عملي ( توانايي همگرايي حسي
نرمال)
4- يك رويكرد درماني ( مداخله همگرايي
حسي)
قابل ذكر است كه هيچكدام از اين موارد
استفاده مرتبط با مفهوم بيولوژي عصبي عنوان
همگرايي حسي كه به مراحل عصبي سلولي انتقال
محركها كه فقط با مشاهده تكنيكهاي ثبتي
الكتروفيزيولوژيك انجام مي پذيرد اشاره نمي
كند. همگرايي حسي در اين دلالت ضمني بستگي به
همگرايي انواع متعدد ايمپالسهاي تحريكي ايجاد
شده به داخل يك نورون يا يك شبكه نوروني دارد.
مناطقي كه ورودي هاي حسي همگرا از محركهاي
متفاوت دارند در بسياري از مناطق مغز وجود
دارند.
ما عنوان اختلال پردازش حسي را Sensory
Processing Disorder به دو دليل انتخاب مي
كنيم . اول اينكه استفاده مشترك در ادبيات
نوروبيولوژي اين كلمه نشان دهنده دريافت ،
تفسير و پاسخ مناسب به دريافتهاي محركهاي حسي
است و دوم اينكه كلمه پردازش process اشاره
به روش مشخصي مي كند كه در آن بطور عموم مراحل
يا عمليات هاي خاصي روي چيزي انجام مي شود تا
به يك نتيجه مشخص هدايت شود. ما پيشنهاد مي
كنيم كه كلمه پردازش ( process) در ميان جمله
اختلال پردازش حسي Sensory Processing
disorder) اين مفهوم را مي رساند كه در جريان
پردازش اطلاعات حسي يعني در دريافت ، تغيير و
يا تفسير آن اختلالي بوجود آمده است. در اين
اختلال رفتارهاي غير معمول در نتيجه اختلال
پردازش تشخيص يك محرك حسي و در نتيجه آن ايجاد
يك پاسخ حركتي و يا رفتاري پديد مي آيد. در
اين زمان ما اعتقاد داريم كه جمله اختلال
پردازش حسي( Sensory Processing Disorder)
عنوان مناسبتري براي ارتباط بين درمانگران و
ديگر متخصصين است.
بطور خلاصه ما
موارد زير را پيشنهاد مي دهيم
1- اين تئوري
اشاره به تئوري همگرايي حسي مي كند كه دكتر
A. Jean Ayres آن را پايه گذاري كرده است.
2-عنوان تشخيصي اختلال پردازش حسي استSensory
Processing Disorder –SPD است
3- ارزيابي اطلاعات علمي يا شامل عنوان
همگرايي يا پردازش مي شود چرا كه ارزيابي
اوليه در سنين 5/4 تا 8 سالگي براي اختلال
پردازش حسي همگرايي حسي و تستهاي كنشي(Praxis
test) است و بنابر اين استفاده از جمله اختلال
همگرايي حسي در اين زمينه منطقي است.
درمانگراني كه مدرك تستهاي كنشي همگرايي حسي
را دريافت نموده اند به خود به عنوان دارنده
مدرك ارزيابي همگرايي حسي اشاره مي كنند. به
هر حال افراديكه ارزيابي هاي جامعي مشتمل بر
تستهاي كنشي و مشاهدات تكميلي باليني انجام مي
دهند از نظر ديگر متخصصين بسيار قابل تفسير
هستند تا بتوان علائم مرتبط با اختلالات
پردازش حسي شامل اختلال در تغيير و مدل سازي
ايمپالسهاي حسي (Modulation) ، اختلال تبعيضي
حسي( Sensory discrimination) و اختلال حركتي
با پايه حسي را به آنها گزارش نمود.
4- عنوان مداخله درماني استفاده شده فقط
بر اساس اصول ابتدايي دكتر Ayer و با گسترش
بيشتر همراه با فهمي كه بر عناصر اجراي عملي
رفتارها و مشاركت در زمينه طبيعي و مراقبتهاي
خانواده محوري است انجام مي شود. توصيه مي شود
كه كاردرماني با هدف همگرايي و رفع اختلالات
پردازش حسي توسط كار درمانگر آموزش ديده در
اين زمينه در چارچوب اصول و قوانين آن انجام
شود.
ما اين تغيير را به عنوان راهي براي روشن
نمودن دسته بندي تشخيصي كودكان با علائم حسي
پيشنهاد مي كنيم. ما بطور فعالي با كميته هاي
بازبيني دسته بندي هاي تشخيصي بيماريها براي
گنجاندن اين اختلالات در دسته بندي هاي جديد
در ارتباط هستيم براي مثال با چاپ آينده
diagnostic and statistical manual و
Diagnostic classification of mental health
and developmental disorders of infancy and
early childhood ) شناخت رسمي تشخيص افتراقي
تحقيقات چند زمينه اي را براي يافتن
مكانيسمهاي زمينه اي حالاتي كه تاكنون كمتر
درك شده اند بر مي انگيزاند و بدست آوردن
سرويسهاي حمايتي براي كودكان و خانواده هاي
آنها را تسهيل مي كند .
ما اميدواريم كه افراد جامعه مرتبط با
همگرايي حسي شامل والدين ، كار درمانگران ،
پزشكان و آموزش دهندگان اين دسته بندي را در
نظر داشته باشند. ما انتقال اين ترمينولوژي
را به عنوان مرحله اي كه در ادامه آن يافته
هايي را كه ما بطور تجربي يافته ايم بهتر
اختلال را تعريف نمايد مي بينيم . اين زمينه
بايد ادامه يابد تا بيشتر مورد بحث قرار گيرد
تا رشد يافته و ترمينولوژي جديدي را همراه و
بر پايه تحقيقات و تجربيات جديد بيابد.
هيجانات و ديگر
حالات متاثر شده از اختلال پردازش حسي
كودكان متاثر از
اختلال پردازش حسي ممكن است از اضطراب ،
افسردگي و تهاجم و ديگر مشكلات رفتاري رنج
ببرند. آنها ممكن است با مهارتهاي حركتي و
ديگر مهارنهاي لازم براي موفقيت در مدرسه مشكل
داشته باشند. آنها ممكن است از لحاظ اجتماعي
منزوي باشند و از احترام به نفس پايين رنج
ببرند. آنها معمولا" داراي شهرتي به نام كودك
سخت هستند.
اين مشكلات اين كودكان را در معرض خطر بسياري
از مشكلات آموزشي ، اجتماعي و هيجاني مي باشند
كه شامل ناتواني براي دوستيابي يا عضو گروه
شدن يا درك ضعيف از خود يا شكست در تحصيلات
دانشگاهي مي باشد و اين افراد معمولا" به
عنوان افراد خام و ناپخته ، بدون تشريك مساعي
، متخاصم ، انقطاعي و غير قابل كنترل شناخته
مي شوند. والدين ممكن است براي رفتار
كودكانشان از سوي كساني كه به عقب ماندگي مخفي
اين كودكان آگاه نيستند مقصر شناخته شوند.
درمان موثر اختلال پردازش حسي كودكان در دسترس
است اما بسياري از اين كودكان اشتباها" تشخيص
داده شده و مورد درمان قرار نمي گيرند.
پرسشنامه اختلالات حسي حركتي والدين كودكان
پيش دبستاني
پاسخهاي شما
بيشترين دقت را خواهند داشت در صورتيكه ابتدا
كليه سوالات را خوانده و آنهايي كه در كودك
ديده مي شود با پاسخ مثبت مشخص نماييد.
1- آيا كودك شما مشخصا" به تماس حساس
است بله
خير
- هميشه تماس را به عنوان يك كودك
آرامبخش و دلپذير نمي يابد
- وقتي صورت و سرش را مي شويم بيشتر
از بچه هاي هم سن خود اذيت مي شود.
- به كوتاه كردن مو يا گرفتن ناخن
واكنش منفي مي دهد
- نسبت به پارچه ها احساس ناخنك زدن
مي كند
- براي لباس پوشيدن خيلي هياهو مي كند
براي مثال يقه را دوست ندارد يا از لباسهاي
يقه اسكي خوشش نمي آيد يا در پوشيدن جوراب يا
كلاه يا كت خيلي ناراحت مي شود و لباسهاي شل
را ترجيح مي دهد.
- با پوشيدن لباسهاي آستين بلند و
شلوارهاي بلند احساس ناراحتي مي كند و ترجيح
مي دهد تا آنجا كه ممكن است كوتاه باشند
- حتي در هواي گرم نيز لباسهاي آستين
بلند و شلوارهاي بلند را ترجيح مي دهد.
- از فعاليتهاي همراه با كثيفي مثل
بازي با خمير يا گل رس يا رنگ بازي با دست
اجتناب مي كند
- به تحريكات دردناك بيش از حد واكنش
مي دهد
- به تحريكات دردناك كمتر از نرمال
واكنش مي دهد
- تمايل دارد از گروه پس بكشد يا
ديگران را هل دهد يا با آنها برخوردكند ( ضربه
بزند) و در مسابقات نزديك خيلي تحريك پذير
است .
2- آيا كودك شما از فعاليتهاي همراه با
حركت سريع يا چرخش به دور خود در زمين بازي يا
منزل لذت مي برد. شايد بدون يا اندكي
سرگيجه بله
خير
- تاب بازي را با سرعت زياد و بلند و
طولاني مدت دوست دارد
- استفاده مكرر از چرخ و فلك را دوست
دارد
- مخصوصا" در منزل دوست دارد روي
مبلمان يا تخت خواب بالا و پايين بپرد و بازي
كند يا از صندلي هاي راحتي متحرك استفاده مي
كند
- از حالت سر و ته لذت مي برد
- از بازي هايي كه همراه با بستن چشم
هستند لذت مي برد
- از بازيهايي كه در پاركها همراه با
چرخش هستند مثل اسب سواري لذت مي برد
3- آيا كودك شما در فعاليتهايي كه مستلزم
حركت سريع يا حركت سريع بدن در فضا است با
احتياط برخورد مي كند
بله خير
- تمايل به اجتناب از تاب بازي يا
سرخوردن دارد يا آنها را با تاخير انجام مي
دهد
- بازي با الاكلنگ يا بالا پايين رفتن
از پله برقي را دوست ندارد
- آيا از ارتفاع و در بالا رفتن
احتياط مي كند
- از حركت دادن لذت مي برد اما حركت
داده شدن توسط ديگران را دوست ندارد مخصوصا"
اگر غير قابل پيش بيني باشد
- امتحان فعاليتهاي حركتي را دوست
ندارد يا در يادگيري آنها مشكل دارد
- در بالا رفتن يا پايين آمدن از پله
ها يا تپه مشكل دارد
- تمايل دارد كه در ماشين به بيماري
حركت( motion sickness) مبتلا شود
4- آيا كودك شما حساسيت غير معمول به بو
ها دارد
بله خير
- در تشخيص چيزها از طريق بوي آنها
مشكل دارد
- از بوهاي معمولي به سبب حس كردن
نامطبوع آنها شكايت مي كند ( بوهاي خوب را نا
مطبوع حس مي كنند)
- تمايل دارند كه بوهاي نامطبوع را
ناديده بگيرند ( بوي نامطبوع را حس نمي كنند)
5- آيا كودك شما بيش از حد به سر و صدا حساس
است براي مثال در صداهايي كه ديگران را آزا
نمي دهد گوش خود را مي گيرد و از آن صدا آزرده
مي
شود
بله خير
6- آيا در مورد شنوايي كودك تا به حال نگران
شده ايد
بله خير
7- آيا تا به حال نگران گفتار يا مهارتهاي
گفتاري كودك شده ايد
بله خير
8- آيا تا به حال نگران بينايي كودك شده
ايد
بله خير
9- آيا كودك شما بدني شل تر از ديگر كودك
منبع :
http://www.adhd-pdd.blogfa.com
قسمتی از آنچه که می توانید در این پایگاه اطلاع رسانی مشاهده کنید :
اتیسم و ارتباط ...
سکته مغزی و توانبخشی
لکنت1
ناروانی گفتار (لکنت)
نا توانی جنسی در
مردان
بیماریهای جنسی![]()