کلینیک
توانبخشی ولیعصر

برای اولین بار در کرج بزرگ استفاده از بیو فید بک
و سیمولاتور اسب سواری
در درمان انواع
اختلالات جسمی - ذهنی -حرکتی
د رمان انواع
اختلالات گفتاری بزرگسالان و کودکان
سکته مغزی - فلج
مغزی - لکنت - ناشنوایی - کم شنوایی
کم توانی ذهنی و درمان اختلالات یادگیری
و اوتیسم
تعیین بهره هوشی و
آماده سازی برای تست
با تعیین
وقت قبلی
آدرس مطب
کلیک کنید

استفاده غالب از یك دست، چه ارتباطی با دو قسمتی بودن مغز
دارد؟
دو قسمتی بودن مغز
مغز انسان یك عضو دو بخشی است و از دو نیمه تشكیل یافته است (نیمكره های مغزی) كه
بسیار شبیه به هم هستند. اصطلاح دو بخشی بودن به این حقیقت اشاره دارد كه دو نیمكره
مغز انسان دقیقاً شبیه هم نیستند. هر نیمكره ویژگی های كاری مشخص و نقش هایی دارد
كه ساز و كار عصبی آن بیشتر در یك نیمه از مغز متمركز شده است
در انسان ها بارزترین ویژگی كاری، توانایی های گفتار و زبان است. در اوالی سال های
آغلز قرن نوزدهم پل بروكا ، جراح اعصاب فرانسوی، حیطه خاصی از نیمكره چپ را شناخت
كه در تولید گفتار نقش اساسی بازی می كند. كمی بعد از آن یك عصب شناس آلمانی به نام
كارل ورنیكه ، قسمت دیگری از نیمكره چپ را باز شناخت كه اساساً با درك زبان مرتبط
بود
ویژگی كار نیمكره چپ مغز بیشتر انسان ها(ولی نه همه آنها) مربوط به توانایی های
زبان است. آزمایش های مستقیم برای تقسیم بندی گفتار جهت آزمایش روی افراد سالم،
بسیار شتاب زده است. بنابراین، بیشتر آن چیزی كه در این زمینه می دانیم، از گزارش
های پزشكی در مورد آسیب ها یا بیماری های مغزی نشأت می گیرد. بر اساس این داده ها
با ابزار غیر مستقیم، تخمین می زنیم كه ویژگی زبان بین70 تا95% انسان ها، در نیمكره
چپ مغز آنهاست. این بدین معنی است كه در صد نامشخصی از انسان ها ( شاید بین 5 تا
30% ) در زمینه زبان نمونه های غیر عادی از ویژگی كار نیمكره مغز داشته باشند. این
مطلب ممكن است شامل: داشتن ویژگی كاری زبان در نیمكره راست یا داشتن كمی ویژگی كاری
تقسیم شده باشد. هر چه بیشتر از ساز و كارهای عصب شناختی - شامل توانایی های زبان-
آگاه شویم، این مسائل پیچیده تر می شود. مثلاً ویژگی كاری بعضی نقش های زبان (
مانند علم عروض و محتوای احساسی گفتار) در نیمكره راست مغز افرادی است كه ویژگی
كاری زبان آنها در نیمكره چپ قرار دارد. نكته اصلی این است كه علیرغم طرح بسیار
ساده ماده نیمكره چپ یا راست مغز، كه ممكن است یك نفر در كتاب ها و مطبوعات به آنها
آشنا شود، مطالب زیادی در مورد دو نیمه بودن مغز هست كه چیزی از آنها نمی دانیم
استفاده بیشتر از یك دست به چه معنی است؟
استفاده غالب از یك دست، اصطلاحی مبهم و ناشناخته است و ممكن است برای افراد
گوناگون، معانی متفاوتی داشته باشد. بسیاری از مردم، دست غالب را دستی می دانند كه
برای نوشتن از آن استفاده می شود، اما در مجامع علمی، ابهام این اصطلاح بحث های
زیادی برانگیخته است. پژوهشگران استفاده از دست غالب را بر اساس فرضیات نظری
گوناگونی تعریف می كنند. مثلاً بعضی ها استفاده بیشتر از یك دست را دستی می دانند
كه در آزمایش های عملی سریع تر یا دقیق تر عمل كند. اما دیگران آن را دستی می دانند
كه بدون توجه به عملكرد شخص ترجیح می دهد از آن استفاده كند
بعضی ها می پندارند كه دو نوع دست غالب داریم
راست یا چپ و راست یا غیر راست. در حالی كه دیگران بر
این عقیده اند كه امكان دارد سه مقوله داشته باشیم ( با احتساب دو دستی كاركردن ،
یعنی هم چپ و هم راست.) بعضی ها می گویند دو نوع استفاده توام از یك دست را نباید
به 2، 3یا5 گروه تقسیم كرد؛ بلكه باید آن را با استفاده از مقیاس استمرار سنجید.
اینها تنها مثال هایی محدود از معیارهای گوناگون برای موضوع استفاده از دست غالب
است
استفاده از دست غالب چه ارتباطی با دو نیمه مغز دارد؟
پل بروكا ، همان كسی كه منطقه ای از مغز را برای زبان مشخص كرد، گفت كه استفاده از
دست غالب در شخص، بر عكس تقسیم بندی مغزی او برای زبان است. ( پس ویژگی كاری زبان
یك شخص راست دست ، در نیمكره چپ است) ولی مسئله این جاست كه این ارتباط یك به یك
همیشگی نیست؛ یعنی نیمكره چپ مغزی تعداد زیادی از چپ دست ها كه اعمال مربوط به
توانایی های زبان آنها را انجام می دهد در طی بیش از 150سال بسیاری از محققان سعی
كرده اند این ارتباط دو جانبه قوی ولی ناقص را بین استفاده غالب از یك دست و دو
نیمه بودن مغز كشف كنند
بهره ای كه از این مطلب می بریم
دلیل اصلی تاریخی این كه ارتباط مغز با دست مهم و یك روش شناسی مورد قبول عموم فرض
شد، این بود كه طی حدود یك قرن ، یك جراح اعصاب تنها باید می دانست كه كدام نیمكره
در كار زبان دخالت دارد. پزشكان استفاده از دست غالب را نشانه ای برای دو قسمت كردن
كارهای مغز می دانستند، تا این كه آزمایش وادا در دهه 1960 معرفی گردید
این آزمایش، تصورات پژوهشگران را در مورد مغز و دست دگرگون كرد( زیرا این كار بسیار
مفید، آسان و خیلی ارزان بود) تا برای بررسی نمونه های نامتقارن مغز از دست غالب
شخص در حكم نشانه ای از دو جنبه بودن مغز كمك بگیرند
روشن كردن ارتباط بین استفاده غالب از یك دست و ویژگی های كاری مغز و یادگیری بیشتر
در مورد ساز و كارهای عصب شناختی و تحولی كه شالوده این ارتباط ها را در بر می گیرد،
به ما كمك می كند كه تعداد زیادی از مسائل به ظاهر غیر مرتبط، از قبیل خواندن پریشی،
لكنت زبان، تفاوت انسان ها، تحقق مقایسه ای مغز، زیست شناسی عصبی مغز و منشاء زبان
انسان را بهتر بشناسیم
نیمکره غالب یا برتر گفتار
نیمکره
ای از مغز که کارکنترل
روند تفکر را به عهده دارد نیمکره غالب یا برتر گفتار نامیده می شود که در بیشتر
موارد با نیمکره ی غالب برای کنترل حرکات و مهارت های دستی یکسان است . مثلا
بیشتر افرادی که راست دست هستند مرکز مربوط به به فعالیت عملی و همچنین مرکز کنترل
گفتار آنها در نیمکره ی چپ واقع شده است . این برتری اصطلاحا هدایت نیمکره ای مغزی نامیده می شود . گرچه هدایت
نیمکره ای بیشتر جنبه ی فیزیولوژیک دارد . اما اطلاعات اخیر نشان داده است که از
نظر تشریحی نیز لب آهیانه ای نیمکره ی غالب حجیم تر از طرف مقابل است و سلول های
عصبی بیشتری دارد . ضمنا در بر روی نیمکره ی غالب ریتم آلفا با ولتاژ کمتری نمودار می شود . اما بهرجهت نیمکره ی راست که بیشتر با درک کلام سروکار دارد تا
بیان مقدار محدودی استعداد زبانی از خود نشان می دهد . خصوصا در افراد بزرگسال یا
افرادی که به دلائل مختلف در نیمکره غالب دچار ضایعه شده اند
این موضوع که آیا نیمکره مغلوب گفتاری توانائی هرنوع درک زبانی را
دارد یا خیر ؟
آزمایشاتی توسط محققین انجام گرفته است که نتیجه ی آن به این شکل گزارش شده است که
نیمکره مغلوب تحریکات را در زمینه های شنیداری – بینائی و لمس حس می کند – ادراک می
نماید – به خاطر می آورد و همچنین یاد می گیرد اما قادر به بیان و نوشتن این جنبه
از تجارب زمانی یا گفتاری نیست . با این توصیف نیمکره راست یا مغلوب می تواند به
عنوان یک بانک اطلاعات لغوی متوسط و مرکز درک بسیاری از اسامی و عبارات پیچیده به
حساب آید . گوش راست نسبت به اصوات گفتاری مثل کلمات – ارقام و سیلاب های بی معنی
برتری دارد و این درحالی است که گوش چپ نسبت به ملودی اصوات یا صداهای موزیکال و
دیگر اصوات غیرگفتاری تفوق نشان می دهد . با توجه به تقاطع راه شنوایی در مسیر تنه
ی دماغی و تمرکز بیشتر آنها در نیمکره ی غالب گفتاری می توان گفت که نیمکره ی راست
یا مغلوب گفتاری محل دریافت تنالیته یا موسیقی گفتار است . این وضعیت باعث می شود
که نسبت به دریافت تحریکات کلامی و غیر کلامی بین دو نیمکره غالب و مغلوب گفتاری
تقسیم کار صورت گیرد .
در
ابتدا نوزاد هیچ برتری طرفی برای استفاده از هیچیک از دستان خود قائل نیست اما به
هنگام شروع گفتار در سن 9 ماهگی برتری دست مشهود می شود و تا سن دو سالگی وضیعت
نهایی آن تثبیت می شود و این به عقیده ی لن برگ زمانی است که وزن خام مغز و غلظت
عصبی در قشر به چیزی در حدود 65% از ارزش تکاملی خود رسیده باشد در کل برای
گفتار 90 تا 95% موارد نیمکره ی غالب سمت چپ است این افراد عمدتا راست دست هستند .
حالا
جالبه که گفته می شود افرادی که چپ دست هستند الگوی غالب بودن نیمکره ی
مغزی آنها برای گفتار خیلی پیچیده است . تحقیقات هم نشان داده که از میان افرادی که
دارای اختلال گفتاری هستند حدود 50 درصد آنها چپ دست هستند یعنی نیمکره
ی غالب گفتاری آنها سمت راست است بنابراین نتیجه می گیریم که
حداقل بخش مربوط به گفتار در نیمکره چپ از اهمیت و پیچیدگی بیشتری برخوردار است و
همنطور که در بالا ذکر شده لب آهیانه نیمکره غالب اندکی حجیم تر و از
نظر سلولی دارای تراکم بیشتری می باشد .
گفتاردرمانها
اول تعیین می کنند که بچه چپ دست باید باشد یا راست دست و این با ارزیابی ها
یی که از دست ، پا ، چشم ، گوش و اطلاعات ژنتیکی خانواده و... بدست می آید
بعد اگر بچه راست دست بود یعنی نیمکره چپ گفتاری ولی بصورت ظاهری با دست چپ
فعالیت می کرد باید از لحاظ فعالیت های ظاهری هم راست دست کنیم که مشکل ما
زمانی است که فرد چشم چپ برتر و راست دست یا برعکس و یا پا و چشم راست برتر و
چپ دست و برعکس و......... باشد .
البته
95 درصد راست دست و 5 درصد افراد چپ دست و از 5 درصد 60 تا 70 درصد به صورت ظاهری
چپ دست هستند و این ها با محدود بودن اندام در کودکی مرتبط است.
دسترسی به
قسمت مشاوره
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12 13
14
15
16 17
18
19
20.......next