کلینیک
توانبخشی ولیعصر

برای اولین بار در کرج بزرگ استفاده از بیو فید بک
و سیمولاتور اسب سواری
در درمان انواع
اختلالات جسمی - ذهنی -حرکتی
د رمان انواع
اختلالات گفتاری بزرگسالان و کودکان
سکته مغزی - فلج
مغزی - لکنت - ناشنوایی - کم شنوایی
کم توانی ذهنی و درمان اختلالات یادگیری
و اوتیسم
تعیین بهره هوشی و
آماده سازی برای تست
با تعیین
وقت قبلی
آدرس مطب
کلیک کنید


لکنت شکن همراه
...ویژه رفع لکنت زبان و حرکات ثانویه صورت و فکها و زبان و ایجاد هماهنگی
در تنفس و گفتار
بدون نیاز به تنظیم متوالی ...پرتابل.. مطمئن.. قابل شارژ ...D.S.A
لطفا در صورت تمایل برای کسب اطلاعات
بیشتر این لینک را کلیک کنید
کاتالوگ دستگاههای موجود
مجموعه همخوان های فارسی
مصور و سخنگو با قابلیت نمایش خودکار

اختلالات تولیدی از رایجترین
اختلالات گفتاری ، خصوصا در سنین قبل از دبستان می باشد . آسیب شناسان گفتار و
زبان در روند درمان این اختلال ، نیاز به فهرستی از کلمات به منظور آموزش و
تمرین همخوانهای مختلف دارند . ولی ازآنجا که کودکان در این محدوده سنی قادر به
خواندن نیستند و از طرفی هنوز به مراحل رشد انتزاعی نرسیده اند ، تکرار و تمرین
به صورت شفاهی باعث خستگی و کم شدن توجه آنها می گردد . لذا ، نرم افزار مصور
همخوان ها ، با هدف افزایش دقت و جلب همکاری کودکان در محیط های درمانی و
همچنین پیگیری درمان توسط والدین در منزل طراحی و تدوین شده است. این مجموعه
شامل 22 همخوان فارسی و ترکیبات طبقه بندی شده آن ها با شش واکه می باشد . شیوه
تنظیم و طبقه بندی کلمات بر مبنای جایگاه ظهور آوای هدف ( اول ، وسط ،آخر ) ،
تعداد هجا ، ساختمان هجا ، مرز نشینی با واجهای دیگر، و برخی موارد هم
ارائه خوشه های دو همخوانی یا واژه هایی با بیش از یک آوای هدف بوده است
ویژه
درمان انواع اختلالات گفتاری بزرگسالان و کودکان ، سکته
مغزی - فلج مغزی - ناشنوایی - کم شنوایی
،کم
توانی ذهنی و درمان اختلالات یادگیری و اوتیسم

فرانسيس گالتون انگليسى در كتاب خود، نبوغ
ارثى (1869) اين نظر را مطرح كرد كه تواناييهاى ذهنى انسان قابل اندازه گيرى است.
بر اساس اين نظريه، بينه و سيمون آزمونى براى اندازه گيرى هوش طرّاحى كردند.
آزمون آنها بر تعريف زير استوار است
در مفهوم هوش، استعداد فكرىِ بنيادينى وجود دارد. اين استعداد فكرى، توان داورى
است و مىتوان آن را 'حس خوب`، 'حس عملى`، 'قريحه` و 'استعداد فكرىِ فرد براى
تطبيق با محيط` ناميد. بنابراين، خوب داورىكردن، خوب درككردن و خوب استدلالكردن
فعاليتهاى اساسى هوشاند (بينه و سيمون، 1905)
آزمون سيمون و بينه مجموعهاى از مسائل است كه از كودك انتظار مىرود بدون استفاده
از يادگيرىهاى قبلى يا حافظه طوطىوار، و با يارىگرفتن از نيروى داورى و استدلال
خويش، از پس حل آنها بر آيد، گرچه در اين باره كه آيا مىتوان از كودك، يا هر فردى،
انتظار داشت كه مستقل از پيشينه اطلاعاتى خويش به پرسشهايى پاسخ صحيح بدهد جاى پرسش
و تأمل است
درهرحال، بينه دريافت كه نسبت سن عقلى كودك به سن حقيقىاش تقريباً در تمام مراحل
رشد او ثابت است. براى مثال، كودكى كه در چهار سالگى سن عقلىِ او دو سال است، به
احتمال زياد در هشت سالگى سن عقلى او چهار سال نشان می
دهد، يعنى سن عقلى اين كودك در برابر سن عقلى ِ كودك 'بهنجار` همواره نسبت يك به
دو خواهد بود
نسبت تقريباً ثابت بين سن حقيقى (يا تقويمى) و سن عقلى را ضريب هوشى، بهره هوشى يا
هوشبهر( Intelligence Quotient, IQ) می نامند. اين آزمون و
معادله منتج از آن مبناى همه ارزيابيها و سنجشهاى مهارتهاى ذهنى قرار گرفت
براى پيداكردن ضريب هوشى، سن عقلىِ فرد را بر سن حقيقى يا تقويمى ِ او تقسيم می كنيم: دو تقسيم بر چهار مساوى ½ يا 5/0 خواهد بود. با ضرب
كردن اين عدد در ، عدد به دست می آيد كه بهرۀ هوشى يا
ضريب هوشىِ كودكِ مورد بحث است
در مثالى ديگر، اگر سن عقلىِ يك فرد بيست ساله در حد 15
سال باشد، معادله چنين خواهد بود: 15 تقسيم بر 20، كه عدد 5/7 تقسيم بر 10 يا 75/0
را بهدست می دهد. با ضرب كردن اين عدد در 100 به رقم 75 می رسيم كه بهرۀ هوشى چنين فردى است. بر اين قرار، ضريب هوشى ِ
فردى كه سن عقلی اش 12 و سن حقيقی اش
نيز 12 سال باشد، يكيكم يا 100 است. فردى كه سن حقيقى اش
18 اما سن عقلى او 22 سال باشد داراى ضريب هوشىِ 22 تقسيم بر 18 باشد داراى بهره
هوشىِ 22/1 (و با ضرب شدن در عدد صد) معادل 122 خواهد بود
منحنى توزيع هوش
در بررسيهاى آمارى و تحقيقات تجربى، می توان ديد كه افراد
به دو دسته پرهوش و كم هوش تقسيم نمی
شوند. توزيع هوش نيز، همانند قد يا وزن افراد، روى منحنى مشهور به منحنىِ
طبيعي (normal curve) قرار دارد؛ به اين ترتيب كه اكثريت افراد در وسط منحنى و
شمارى كمتر در دو سمت آنند. اكثريت واقع در وسط منحنى طبيعى را 'عادى` و افراد
واقع در دو طرف آن را كمتر برخوردار و بيشتر برخوردار می
نامند
در منحنى توزيع هوش، افراد داراى ضريب هوشىِ بين 90 تا 110 را عادى و داراى هوش
متوسط، كمتر از آن را، بهترتيب، كـُند، كم هوش يا عقب مانده، و بيش از 110 را پرهوش، سرآمد يا نابغه می
خوانند. شمار افرادى كه در دو بالِ منحنى قرار می
گيرند كمتر از افراد 'عادى` است. حدود 64 درصد افراد هر جامعه
اى هوش متوسط دارند و تنها 2 درصد افراد را می توان
فوق العاده پرهوش، و 2 درصد را بسيار كم
هوش دانست. بنابراين، خوشبختانه، در هيچ جامعه اى
اكثريت افراد مجبور به رقابت با جماعت كثيرى از نوابغ يا گرفتار خيلِ كودنها نيستند
تعاريف هوش
چندين راه براى تعريف هوش وجود دارد. سه نظر متداول
هوش عبارت است از توانايى يادگيرى
هوش عبارت است از توانايى فرد در تطبيق با محيط خود
هوش عبارت است ازتوانايىِ تفكر انتزاعى
اين سه تعريف مغاير يكديگر نيستند. تعريف اول تأكيد بر تعليم و تربيت دارد. تعريف
دوم بر شيوه مواجهه افراد با موقعيتهاى جديد تأكيد مىكند، و تعريف سوم ناظر بر
توانايى افراد در زمينه استدلال كلامى و رياضى است. به اين ترتيب، اين سه توانايى
با يكديگر وجوه مشتركى دارند
در زمينه هوش دو نظر كلى وجود دارد: نظريه هوش كلى و نظريه چند عاملى
بر پايه نظريه هوش كلى، تواناييهاى ذهنى انسان داراى يك عامل مشترك است كه اسپيرمن
آن را عامل g (حرف اول general) معرفى مىكند. در نظريه چند عاملى، چند
عامل مجزا يا مهارتهايى اساسى وجود دارد كه هر فعاليتى با يك يا چند عامل از آنها
درگير است. براى مثال، ترستون بر اين باور است كه هوش از شش عامل تشكيل يافته
عامل عددى: مهارت انجام عمليات رياضى با صحّت و سرعت
عامل كلامى: مهارت انجام آزمونهاى درك كلامى
عامل فضايى: مهارت بهكارگيرى اشيا در فضاى تخيلى
عامل روانى كلمات: مهارت بهكارگيرىِ سريع كلمات
عامل استدلال: مهارت كشف قوانين تفكر قياسى و استقرايى
عامل حافظه: مهارتِ يادسپارى و يادآورىِ سريع
در ايران بسيارى از پدران و مادران، و حتى مربيان آموزشديده، بر اين باورند كه
واداشتن كودك به حفظ كردنِ اشعار و چيزهاى ديگر، خصوصاً در
اوان كودكى، حافظۀ او را تقويت می كند و كمكى است به افزايش
هوش و پيشرفت آتى او. در اين باره مىتوان گفت صِرف تقويت حافظه طوطی وار تأثيرى قابل اثبات در افزايش كلّى ِ هوش كودك ندارد و اين
جنبه تنها يكى از عوامل مؤثر در هوش به شمار می آيد.
مشهورترين نظريۀ چندعاملى ِ هوش را گيلفورد در سال 1959 پايه
گذارى كرد. در الگوى او 120 عامل مجزا قابل تشخيص است
رهيافتهاى پردازش اطلاعات
ديديم كه روانسنجها به روش اندازهگيرىِ هوش و پيشبينى ِ فعاليتهايى مانند
يادگيرى بر اساس نتايج چنين آزمونهايى علاقهمند بوده اند.
در مقابل، روانشناسانِ پيرو ديدگاه پردازش اطلاعات بر مطالعۀ فرايندهاى فكرى
تأكيد داشته اند
برخى نظريه پردازان بر اين باورند كه تفاوت در تواناييهاى
شناختى در نتيجه تفاوت در نظام پردازش اطلاعات در ذهن شخص است. براى مثال، هانت و
همكارانش چنين بيان می دارند كه تفاوتهاى فردى در پردازش
اطلاعات متضمّن سه بنيان است: آگاهى؛ روش پردازش اطلاعات؛ برنامه هاى اوليۀ پردازش اطلاعات
شمار بزرگى از محققان به اين سه بنيانِ تفاوتهاى فردى در پردازش اطلاعات توجه كرده اند
در مقايسه افرادى كه مهارت كلامى بالايی دارند با افرادى
كه داراى مهارت كلامى پايينترى هستند: افراد دسته اول اطلاعات موجود در حافظه كارى (كوتاه مدت) را بسيار سريعتر
پردازش می كنند. افراد دسته اول اطلاعات را در نظم صحيحترى
نگهدارى می كنند
افراد دسته اول با سرعت بيشترى اطلاعات را فرا مىگيرند و براى ذخيرهكردن و
يادآورى آن اطلاعات از حافظه درازمدت بيشتر كمك می گيرند
افراد دسته اول نمادهاى نوشتارى را با سرعت بيشترى به فكر تبديل می
كنند
بنابراين، افرادى كه نمره هاى بالاترى در ضريب هوشى میگيرند از افرادى كه نمره هاى پايينترى
كسب می كنند در زمينه بسيارى از وظايف مربوط به پردازش
اطلاعات برترى نشان می دهند. به اين ترتيب، در آزمونهاى
روانسنجىِ توان ذهنى، تفاوتهاى فردى در پردازش اطلاعات را اندازه
گيرى می كنند
در سالهاى اخير، برخى روانشناسان در پى ايجاد روشهايى هستند كه بتوان تفاوتهاى
فردى در پردازش اطلاعات را با آنها اندازه گرفت و چنين روشهايى را جايگزين روشهاى
روانسنجى كرد
هوش از ديدگاه رشد
پياژه هوش را نوعى انطباق فرد با جهان خارج تلقى مىكند. در واقع، او بر اين باور
است كه انسان براى ادامه حيات خود بايد وسايل انطباق خويش با محيط را فراهم آورد.
از اين ديدگاه هوش عبارت است از نمونه اى ويژه از انطباق
زيستى، يا توانايىِ ايجاد كنش متقابل و كارا با محيط
پياژه رشد شناخت را عبور گام به
گام از بازتابهاى نوزاد تا توانايىِ بزرگسالى از حيث استدلال منطقى و انتزاعى می داند. بر اين اساس، سازوكار (مكانيسم) حالات رشد شناخت براى هر
فرد اختصاص به خود او دارد، زيرا محيط هر فرد وضعيت خاصى بر او تحميل می كند و، در نتيجه، رشد شناخت هر فرد هم محدود به فرايندهاى عام
رشد ذهن و هم محدود به تجارب خاص اوست
پياژه استدلال می كند كه چهار عامل اساسى در رشد تفكر آدمى
تأثير می گذارد: 1) بلوغ زيست
شناختى؛ 2) تجربه اندوزى از محيط فيزيكى؛ 3) تجربه اندوزى از محيط اجتماعى؛ 4) تعادل. با بلوغ كودك، ساختار جسمىِ
او كاملتر می شود و می تواند از
محيط خود با مهارت بيشترى كسب تجربه كند
فرايند تعادل جويى نيز، به سبب تنظيم و يكپارچه سازىِ تغييراتى كه در اثر بلوغ و نيز تجارب مادى و اجتماعى پديد
می آيد، در تحقق رشدِ كودك از نظر توانِ شناخت نقشى مهم
دارد. در واقع، تعادل جويى، از طريق جذب و انطباق، فرد را
از حالت عدم تعادل به سوى تعادل می برد. از ديدگاه پياژه، هوش همين فرايند تعادل
جويى است
هوش و مسئله طبيعت ـ تربيت
چرا افرادى ضريب هوشىِ بالاترى دارند؟ يكى از روشهاى بررسىِ حدوحدود تأثير دو عامل
طبيعت (يا فطرت و ذات و خميره) و تربيت (و آموزش و پرورش)، مقايسه نمره هاى آزمون هوشىِ دوقلوهاى يكسان است كه در يك محيط واحد پرورش
يافته باشند. نتايج چنين بررسيهايى حاكى از آن است كه وراثت نقشى نسبتاً مهم در
تعيين حد و سطح هوش ايفا می كند دوقلوهايى كه از يك تخمك
واحد ايجاد شده اند و دقيقاً كپي يكديگرند، نه صِرفاً دو
نوزاد مستقل كه دوران جنينى را با هم گذرانده اند
براى مثال، هورن (1983 و 85) گزارشى از يك مطالعه گسترده درباره مسئله طبيعی تربيت تهيه كرده كه در آن از مطالعه طرح فرزندپذيرى در ايالت
تگزاس استفاده شده است. اين يكى از طرحهاى ملى آمريكاست كه در آن بر پرورش
فرزندخوانده به دقت نظارت می شود.
در بخشى از اين طرح، هورن نمره هاى آزمون هوش سيصد كودك و
پدر و مادرخوانده ها و نيز مادرواقعی
شان را به دست آورد و آنها را با هم مقايسه كرد. نتيجة مقايسه، نقش قوىِ
وراثت در تعيين هوش را نشان می دهد
با اين همه، نمی توان يكسره نتيجه گرفت كه وراثت تنها عامل
مهم در توانايىِ هوش كودكان است. نتايج تعليمات همگانى و آموخته
هاى شخصى افراد مشابه در محيطهاى مختلف نشان می دهد
كه تأثيروتأثر متقابل و پيچيده فطرت و تربيت سبب ساز
تفاوتهاى هوشى است
تعریف رسمی انجمن
کم توانی ذهنی آمریکا
AAMR
از کم توانی ذهنی
چیست ؟
کم توانی ذهنی یک نوع ناتوانی است که با محدودیتهای عمده
در عملکرد عقلانی و نیز رفتار سازشی آنگونه که در مهارتهای
مفهومی ، اجتماعی و عملی پیداست ،مشخص می شود.این ناتوانی
قبل از 18 سالگی تظاهر پیدا می کند. درک کامل و دقیق کم
توانی ذهنی و از جمله فهم این موضوع که کم توانی ذهنی به
حالت خاصی از عملکرد اشاره دارد که از کودکی شروع می شود ،
می تواند ابعاد مختلفی داشته باشد و سخت تحت تاثیر مثبت
حمایتهای فردی شده است. الگوی عملکردشامل شرایط و محیطی
است که در آن ،فرد رفتار و تعامل دارد و این الگوی عملکرد
نیازمند رویکرد و دیدگاهی چند بعدی و بوم شناختی است که
نشانگر تعامل فرد با محیط و پیامد های این تعامل با توجه
به استقلال ،ارتباطات ،مشارکت در انجمنها ،مشارکت در مدرسه
و جامعه وفاه فردی است.
هوش چیست ؟
هوش به یک توانایی
ذهنی عمومی اطلاق می شود . هوش شامل توانایی استدلال
،برنامه ریزی ،حل مسائل ،تفکر انتزاعی ،درک افکار پیچیده
،یادگیری سریع و یادگیری از تجارب است. گرچه این چه تعریف
کامل نیست اما هوش با استفاده از نمرات ضریب هوشی (IQ)بدست
آمده از آزمونهای استاندارد ارائه شده بوسیله یک متخصص
آموزش دیده ارائه می شود.با توجه به ملاک عقلانی برای
تشخیص کم توانی ذهنی ،این اختلال عموماٌ در صورتی محرز می
شود که فرد در یک آزمون ،نمره
IQ
یی در حدود 70 یا پایین تر داشته باشد.
نمره
IQ
ی بدست آمده همیشه باید در پرتو خطای استاندارد اندازه
گیری ،تناسب و همخوانی با نحوه اجرای آن مورد بررسی قرار
گیرد.در حالیکه خطای استاندارد اندازه گیری برای اغلب
آزمونهای
IQ تقریبا
5 است ،اما سقف آن تا 75 نیز ممکن است افزایش پیدا کند.
این نمره ،با توجه به خطای استاندارد اندازه گیری در حدود
2 انحراف استاندارد پایین تر از میانگین است.اما ذکر این
نکته حائز اهمیت است که نمرهٌ
IQ
تنها یک جنبه از تشخیص کم توانی ذهنی است.محدودیتهای عمده
در مهارتهای سازشی و شواهد و قرائن حاکی از بروز ناتوانی
پیش از 18 سالگی نیز دو جز مهم دیگر تشخیص کم توانی ذهنی
هستند.
رفتار سازشی چیست ؟
رفتار سازشی مجموعه ای از مهارتهای مفهومی ،اجتماعی و عملی
است که افراد یادگرفته اند و به این ترتیب با توجه به آنها
در زندگی روزمره رفتار مناسبی دارند.محدودیتهای عمده در
رفتار سازشی به زندگی روزمرهٌ فرد تاثیر می گذارند و
توانایی پاسخدهی وی را به یک موقعیت خاص یا محیط تحت تاثیر
قرار می دهد.محدودیتها در رفتار سازشی با استفاده از
آزمونهای استاندارد شده ای که بر روی جمعیت کلی شامل افراد
دارای ناتوانی و افراد عادی هنجار شده اند ،قابل تعیین
هستند. در این مقیاسهای استاندارد شده ،محدودیتها ی عمده
در رفتار سازشی ،از لحاظ عملی بصورت عملکردی تعریف می شوند
که حداقل 2 انحراف استاندارد پایین تر از میانگین را در
یکی از موارد زیر داشته باشند:
(الف)یکی از سه نوع رفتار
سازشی که در پی ادامه می آید :
مفهومی ،اجتماعی ،یا عملی؛
(ب)نمرهٌ کلی در یک مقیاس استاندارد شده از مهارتهای
مفهومی ،اجتماعی و عملی.
عقب ماندگی ذهنی :
عبارتست از اعمال عمومی هوشی
کمتر از حد متوسط که همراه با نقص رفتار انطباقی بوده و در دوران رشد بوجود می آید
. ( اعمال عمومی هوشی
توسط آزمونهای هوشی انفرادی تعیین می گردد) رفتارهای انطباقی انتظاریست که دیگران
از توانایی انجام اعمال مختلف یک شخص و منظور از دوران رشد از بدو تولد تا آخر 18
سالگی می باشد .
طبقه بندی عقب ماندگی ذهنی :
1- خفیف بهره هوشی 55-45
تا 75- 65
2- متوسط بهره هوشی 40-30 تا
55-45 آموزش پذیر
3- شدید بهره هوشی 25-15
تا 40 - 30 تربیت پذیر
4- عمیق بهره هوشی کمتر از
20-15
علتهای ابتلا به کم توانی ذهنی
کدامند؟
علتهای ایجاد
کم توانی ذهنی را میتوان به عوامل خطر آفرین زیستی پزشکی
،اجتماعی، رفتاری و تربیتی تقسیم کرد که در طی زندگی فرد و
یا در طی نسلهایی از والد به کودک، با هم در تعامل
هستند.عوامل زیستی پزشکی به فرایندهای زیستی نظیر
اختلالهای ژنتیکی یا تغذیه مربوط است.عوامل اجتماعی به
تعامل خانواده و اجتماع مانند تحریک کودک و واکنش گری
بزرگسالان مربوط می شود.عوامل رفتاری به رفتارهای آسیب زا
مانند اعتیاد مادر به سو مصرف مواد مربوط می شود.
عوامل تربیتی
به دسترس پذیری به حمایتهای خانوادگی و تحصیلی مربوط است
که رشد روانی را تقویت می کند و مهارتهای سازگاری را
افزایش می دهد.عواملی که در یک نسل وجود دارد می تواند بر
دستاوردهای نسل بعد از خود اثر بگذارد.با شناخت علتهای بین
نسلی می توان برای پیشگیری از اثرات عوامل خطر ساز ،یا
معکوس سازی تاثیر آنها از حمایتهای مناسب استفاده کرد.
علل مغزی عقب ماندگی ذهنی :
1- اتصال زود رس در زهای
کاسه سر
2- دولیکوسفالی درازی جمجمه
3- براکی سفالی پهن بودن جمجمه
بیمار
4- آکروسفالی : انسداد تمام
درزهای جمجمه که منجر به ایجاد یک جمجمه نوک تیز بنام آکروسفالی می گردد. یک سری
ناهنجاریهای تکاملی
معلول ژن مغلوب که باعقب
ماندگی ذهنی همراه است :
-
- آنا نسفالی : عبارتست از
فقدان قشر مغز در قسمت اعظم سلسله اعصاب مرکزی یا حداقل فقدان نیمکره های مغزی .
-
- هیدرو سفالی : حالتی
است با علت ناشناخته که با فقدان قشر مغز مشخص می گردد ولی منشر دست تخورده و جمجمه
و منژ پر از مایع روشن
-
می باشد .
-
- پور انسفالی : این اختلال با
تشکیل کیست در نیمکره های مغز است . بچه هاییکه در اوایل طفولیت زنده می مانند
معمولا زمین گیر بوده و مبتلا
-
به همی پلژی یا کوادرو پلژی
بوده و بطور متوسط یا شدید دچار عقب ماندگی ذهنی هستند .
-
- میکروسفالی : جمجمه بیمار
کوچک و صورت شبیه پرنده است که مغایربا یک بدن که از نظر اندازه کوچکتر از طبیعی
بوده ولی نسبتا خوب رشد
-
کرده باشد . عقب ماندگی ذهنی
در این گروه از متوسط تا شدید متغییر است و اختلال حرکتی در آنها دیده می گردد.
-
علل میکروسفالی :
-
- تابش اشعه ایکس به مادر در
هنگام بارداری
-
- سرخجه مادر زادی
-
- توکسوپلاسموز
-
- دیابت مادر زادی
-
- انکلوزیون سیتومگال
-
- ماکروسفالی : اندازه مغز در
این اختلال بیش از اندازه بزرگ بوده و این معلول از عوارض آن عقب ماندگی ذهنی و صرع
می باشد .
-
- هیدروسفالی : این اختلال
شامل عده زیادی از حالات می شود که خصوصیت مشترک آنها عبارت از افزایش مایع نخاع
بوده که منجر به بزرگ
-
شدن جمجمه و بطنهای مغز می
گردد. علایم این افزایش بصورت استفراغ - ادم پاپی - سختی عضلات گردن ظاهر می گردد.
-
- اژنزی جسم پینه ای :
-
این اختلال نادر با فقدان جزیی
یا کامل رابط بین دو نیمکره مشخص می شو د. از علایم آن عقب ماندگیهای ذهنی بشکلهای
مختلف و حملات
-
تشنجی بزرگ و کوچک یا موضعی
شایع می باشد .
-
- آتاکسی توام با تلانژیکتازی:
در این بیماری پیشرونده اغلب
در ابتدا تشخیص سر برال پالسی داده می شود . از علایم اولیه آن آتاکسی مخچه ای بوده
.
نکته : در میان انواع عقب
ماندگان ذهنی تعداد افراد لکنتی درمنگولها بیش از بقیه است ( طبق یک بررسی تعداد
اشخاص لکنتی در میان منگلوها
33% و در میان عقب ماندگان
ذهنی غیر منگول 14% می باشد .
نارسی (
PREMATURITY )
مهمترین علت مرگ و میر
پریناتال و مسئول 29% آن است . نوزادی نارس است که پبش از هفته 37 آبستنی بدنیا می
آید . شیوع نارسی 10%است
. وزن نوزاد کمتر از 2500 گرم . طول سر تا پا شنه کمتر از 47 سانتی متر دور سر کمتر
از 33 سانتی متر است . مغز نوزاد نارس بستر
عروقی نارس دارد و این خود منجر به خونریزی درون بطنی است .
عقب ماندگی ذهنی و رابطه آن به هیپربیلروبینمی یکی
از عوارض جبران ناپذیر
و خطرناک افزایش بیلیروبین خون
در نوزادن پیدایش ضایعات مغزی است که بنام آنفالوپاتی بیلروبینمی شناخته شده است .
اصطلاح کونیکتروس که
به این ضایعات مغزی داده شده است بیان می کند که هسته های بازال مغز- مخچه و پل
مغزی به وسیله بیلیروبین زنگ زرد بخود گرفته است .
دو مکانیسم در بیلیروبین آنسفالوپاتی وجود دارد :
1- بالا بودن سطح بیلروبین غیر مستقیم سرم خون
2- نفوذ پذیر شدن سد خونی - مغزی
بیلیروبین غیر مستقیم 18 تا 20 میلی گرم در صد میلی لیتر سرم خون حد بحرانی تلقی می
شود و باید اقدام به درمان های مناسب کرد بخصوص
تعویض خون با خون تازه .
عقب ماندگی ذهنی و رابطه آن با
سوء تغذیه :
سوء تغذیه شدید و طولانی در
دوران بحرانی رشد و تکامل مغز موجب عقب ماندگی ذهنی غیر قابل برگشت می شود .malanutritiun
هم به موارد محدودیت غذایی و کم غذایی و هم به موارد پر
خوری و زیاده روی در کسب کالری گفته می شود .
سوء تغذیه وقتی شدید وطولانی باشد اثر سوء در:
1- رشد جسمی (
فیزیکی )
2- جذب مواد غذایی از دستگاه گوارش
3- مصونیت در برابر بیماریها
4- کار غدد
متر شحه داخلی
5- رشد ذهنی
حداکثر رشد و تکامل مغز از سه
ماه آخر دوران زندگی داخل رحمی شروع می شود و تا پایان دو سالگی ادامه می یابد و
اوج آن سه ماه آخر
حاملگی و شش ماه بعد از تولد است .هیپر پلازی سلولهای مغزی عمدتا تا پایان سه ماهه
دوم حاملگی صورت می گیرد ولی از آن به بعد
هم با رشد کمتر ادامه می یابد . سوء تغذیه شدید و طولانی در مراحل بحرانی رشد مغز
به نقصان دائمی سلولهای مغزی ارگانیزاسیون ناکامل مغز کوچکی وکم وزنی مغز اختلالات
عمیق و دائمی در توان فانکشنال مغز هوشبهر پایین - اختلال در رشد شخصیت و بالاخره
رفتار غیر طبیعی
خواهد شد .
کم کاری غدد تیروئید در
نوزادان :
کم کاری تیروئید از امراض
نسبتا شایع دوران نوزادی و کودکی است و در صورت عدم تشخیص و درمان مناسب عقب
ماندگیهای ذهنی دائمی
بجای خواهد گذاشت علایم بالینی کم کاری تیروئید :
1-طولانی شدن دوران داخل رحمی 20% بیشتر از 42 هفته
2- زیادی وزن هنگام تولد
3- یبوست
4- لتارژی (سستی)
5- طولانی شدن یرقان فیزیولوژیک
6- اشکالات تغذیه ای
علایم کم کاری تیروئید در
نوزادان :
ارزیابی ذهنی یا
mental status:
- اعمال شناختی
- سطح هوشیاری
سطح هوشیاری نوزاد می تواند به
زمان آخرین تغذیه دمای اتاق و سن داخل رحمی بستگی دارد .
طفل هنگام تولد دو فونتانل
دارد.
1- قدامی که سوزنی شکل و باز بوده و محل آن د رخط وسط و در پیوندگاه درزهای
ساژیتال و کرونال است .
2- خلفی که بین استخوانهای
پاریتال واکسی پیتال قرار داشته ممکن است هنگام تولد بسته باشد یا حداکثر باندازه
یک نوک انگشت جای داشته باشد . دور سر هنگام تولد در نوزادان
فول ترم 35-34 سانتی متر و در 6 ماهگی 44 سانتی متر و در یک سالگی 47 سانتی متر است
.
علل بروز اختلالات یادگیری
ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری
نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل
زیر در بروز این اختلالات
مورد تائید بودهاند. هر چند همواره
تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است
عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری
بسیاری از متخصصان بر این
باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی
مغزی شدید یا جزئی و صدمه
وارده به
دستگاه عصبی مرکزی
است.
عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری
شواهدی در دست است که نشان میدهد
اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانوادهها بیش از
دیگران دیده میشود. مطالعات
انجام شده بر روی دوقلوها به گونهای حاکی از نشانههای
عمل ژنتیکی است.
واکر
،
"کول"
و
"ولف"
به الگوهای خانوادگی پی بردهاند
که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.
عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری
گفته شده است که اختلالات
گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت
یادگیری میشوند. برخی از
عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از
آنها نام برده شده است
عبارتند از
:
هایپوگلیسمی
، عدم توازن
استیل کولی نستروز
و
کم کاری تیروئید.
عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری
اختلالات یادگیری
برخی کودکان میتواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد
، هنگام تولد و بلافاصله
بعد از تولد وجود داشته است
از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند
از:
عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
اختلالات در ترشحات داخلی مادر
قرار گرفتن در برابر اشعه
استفاده از دارو
از عوامل هنگام تولد میتواند به مواردی
چون:
-
·
کم وزنی هنگام تولد
-
·
آسیب وارده بر سر
-
·
آمدن جفت پیش از نوزاد
-
·
تولد با پا
از عوامل بعد از تولد عبارتند
از:
·
نارساییهای تغذیهای
·
مسمومیت سرب
·
محرومیتهای محیطی و
...
عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری
به عقیده برخی متخصصان تدریس
ناکافی و ناصحیح میتواند در بسیاری از اختلالات یادگیری
عامل به حساب بیاید. به
نظر میرسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری
مرکز تحت آموزش کافی و
مناسب قرار نگرفتهاند.
انواع اختلالات یادگیری
کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی
یا چند مورد از زمینههای زیر دچار مشکل باشند:
اختلال در زبان گفتاری
، اختلال در زبان
نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن
است کودکی در همه
زمینههای فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته
باشد، ولی در یک زمینه
دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در
زمینههای یاد شده ممکن است
اتفاق بیافتد
درمان اختلالات یادگیری
هر چند اختلالات یادگیری اصولا مسالهای آموزشی
است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.
بسیاری تلاشها در این
زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود میجویند و بدین
ترتیب میکوشند تا با
ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را
برطرف کنند. از جمله
شیوههای درمانی رایج بر این اساس میتوان به درمان رایج
بر نگرشهای
"ادراکی"
- "حرکتی"
اشاره کرد.
در این شیوه تلاش میشود تا
موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از
محیط دریافت دارد، به
یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ،
بازیهایی برای آموزش حرکت
، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک
دیداری ، حل معما در این
شیوه کاربرد دارد.
از روشهای درمانی دیگر میتوان به روش
"دیداری"
- "حرکتی
فراستیگ"
و شیوههای رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی
نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور
آزمایشی دارو تجویز کرد. با این
حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به
اختلالات یادگیری مطالعات
انجام شده بسیار اندک است.
"مگا
ویتامین درمانی"
اولین بار توسط
کوت
برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده
از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن
گفته میشود.
از
سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان
مورد توجه قرار گفته است
مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال
مساله جای دهی مبتلایان به
اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری
از متخصصان آموزش و پرورش
است.
انواع هوش از دیدگاه ثرندایک
ثرندایک رفتار هوشمندانه را متشکل از توناییهای خاص گوناگون میداند. او از
سه نوع صحبت میکند که افراد مختلف در هر یک از این انواع میتوانند متفاوت باشند.
هوش انتزاعی:
این نوع از هوش با اندیشه و نهادها سروکار دارد. در ک روابط اجزا و
پدیدهها با این نوع از هوش ارتباط دارد. توان درک نظریهها ، ریاضیات و ... به این
نوع هوش مرتبط است.
هوش مکانیکی:
به ویژگیهایی ارتباط دارد که به بهرهگیری موثر از ابزارها و انجام
اعمال و فعالیتها مربوط میشود. افرادی که از نظر انجام فعالیتها و مهارتهای عملی
بازده خوبی دارند، از هوش مکانیکی بالایی برخورداند.
هوش اجتماعی:
به تواناییهای فرد که ایجاد روابط اجتماعی مناسب را میسر میسازد اطلاق
میشود.
انواع هوش از دیدگاه اسپیرمن
اسپیرمن معتقد است که در همه کارکردهای روانی یک حامل کلی هوشی (g) و شماری
از عوامل اختصاصی هوشی (s) وجود دارد. به عبارتی او هوش را به یک نوع هوش کلی و
تعدادی هوش اختصاصی تقسیم میکند.
انواع هوش از دیدگاه ترستون
ترستون برخلاف اسپیرمن معتقد است که نوعی از هوش به نام هوش کلی وجود ندارد
و بلکه هوش از انواعی از استعدادهای نخستین روانی تشکیل یافته است. که شامل هوش
کلامی ، استعداد عددی ، درک روابط فضایی ، درک معنای کلامی ، حافظه ، استدلال و
ادراک را شامل میشود. هوش کلامی روابط واژگان ارتباط کلامی و استعداد عددی سرعت و
دقت در عملیات حساب را شامل میشود. درک روابط فضایی به استعداد پی بردن به
بازشناسی و همگونی شکلها به یاری بینایی اطلاق میشود و منظور از درک معنای کلامی
عبارت از به خاطر سپردن واژههای منحصر به فرد است.
منظور از حافظه ، حفظ کردن هر گونه طرح و نقشه ، شعر و قطعه یا اعداد و ارقامی ، به
صورت طولیوار است و استدلال به استنتاج قاعده و اصول از موارد مختلف و همچنین
توانایی در حل مسائل اطلاق میشود. ادراک عبارت است از تمییز دادن اختلافهای اندازه
، شکل ، طول و عرض یا جای خالی واژهها و اندامها در شکلها.
تقسیم بندی هوش به انواع کلامی و عملی (غیر کلامی)
این نوع تقسیم بندی در آزمونهایی چون استنفر و پیته و آزمون هوشی و کسر دیده
میشود. در سال 1937 ترمن با همکاری مریل تجدید نظری در آزمون هوش استنفرد - بینه
به عمل آوردند و آنرا به دو دسته M و C (کلامی و عملی) تقسیم نمودند. هر چند این
دسته بندی در تجدید نظر سال 1960 چهار گستره عمده استدلال کلامی ، استدلال انتزاعی
، استدلال کمی و حافظه کوتاه مدت را در انواع هوش که مورد سنجش قرار میداد شامل
شد.
آزمون وکسلر نیز دو نوع هوش کلامی و عملی را اندازه گیری میکنند. 6 نوع آزمون که
هوش کلامی را در این آزمون میسنجند، عبارتند از اطلاعات عمومی ، درک مطلب محاسبه
عددی ، تشابهات ، فراخوانی ارقام یا حافظه عددی و اجزا آزمونهای مربوط به هوش شعاعی
عبارتند از: تکمیل تصویرها ، تنظیم تصویرها ، طراحی با مکعبها ، الحاق قطعات
رمزگردانی یا رمزنویس.
انواع هوش از دیدگاه اشترن برگ
اشترن برگ که نظریه خود را در دهه 80 میلادی مطرح کرده به اجزای عالیه ،
عملیاتی و اجزا کسب معلومات در هوش اشاره میکند و بر این اساس وی نیز هوش را به
انواع هوش کلامی ، هوش کاربردی و هوش اجتماعی تقسیم میکند.
هوش کلامی:
در این نوع هوش فرد مطالب را به سرعت میخواند و میفهمد و در سخن گویی
واژگان بیشتر و دقیقتری بکار میبرد.
هوش کاربردی:
با استفاده از این نوع هوش فرد هوشمند همواره موقعیتها را خوب بررسی
میکند و مسائل خود را به نحو مطلوب و موفقیت آمیز حل میکند.
هوش اجتماعی:
فرد هوشمند با این نوع از هوش را آن گونه که هستند میپذیرد، پیش از
سخن گفتن میاندیشد و رفتار و کردارش با سنجیدگی و ژرف نگری همراه است.
انواع هوش از دیدگاه گاردنر
هاوردگاردنر روان شناس آمریکایی را در هفت نوع جداگانه مشخص کرده است: هوش
زبانی یا کلامی ، هوش هنر موسیقی ، هوش منطق ریاضی ، هوش فضایی ، هوش حرکات بدنی ،
هوش اجتماعی و هوش درون فردی یا مهار نفس. گاردنر معتقد است که افراد آدمی برای هر
مساله خاصی ، هوش مربوط به آن مساله را بکار میبرند.