گفتار درمانی و توانبخشی     پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر

             پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر          ارائه دهنده کاملترین و جامع ترین اطلاعات توانبخشی             گفتار درمانی      کاردرمانی       فیزیو تراپی          اپتومتری        شنوایی سنجی          ارتوپدی فنی                   

                                           پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر          ارائه دهنده کاملترین و جامع ترین اطلاعات توانبخشی             گفتار درمانی      کاردرمانی       فیزیو تراپی          اپتومتری        شنوایی سنجی          ارتوپدی فنی           


                   مدیریت سایت : سیاوش عطایی  آسیب شناس گفتار و زبان         همراه   :  09121623463


      صفحه اصلی       درباره ما       تماس با ما        نظر سنجی     تماس با شما      نحوه تبلیغات در سایت     مشاوره      لینکهای ما   

                    گفتار در مانی           کاردرمانی           فیزیو تراپی        شنوایی شناسی       بینایی سنجی         ارتوپدی فنی

 

                 

 انجمنها             مجلات علمی           دانشگاه ها و دانشکده ها            کلینیکهای تخصصی               مراکز توانبخشی                        

مراکز تشخیصی و  درمانی                تجهیزات پزشکی                     مراکز آموزشی خصوصی    

اطلاعات  پزشکان تهران                                                  اطلاعات  پزشکان کرج                

  page:  1     2      3        5     6    7    8    9     10    11    12      13     14     15   16    17   18    19    20     NEXT   ....


 

 

آنچه ملاحظه خواهيد کرد ، حاصل تعامل يکي از کارشناسان توانبخشی است که راهبرد توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) را در وجة نظری و در کار عملی آزموده است

توانبخشی مبتنی بر جامعه در ميان راهبردهای چندگانه و مرسوم توانبخشی در دنيا که عمدتاً توانبخشی مبتنی بر مؤسسه ها و توانبخشی بر پاية کار عملياتی گروههای سيار است از چند ويژگی عمده برخوردار می باشد که عبارتند از : توجه به محور توانايي های فرد معلول در بازتوانی ، نگاه و توجه ويژه به اهميت پيشگيری و آگاهی های پايه و عمومی برای خانواده هايي که فرد يا افراد معلولی در ميانشان زندگی    می کنند و مهارت هايي که می توانند در بازتواناي افراد معلول يافته و آن را بکار گيرند و توجه به مهارت های موجود در جامعه و نقشی که می توانند در مسير بازتوانی افراد معلول ايفا نمايند و بالاخره يافتن شيوه های ساده ، هدفمند و اثرگذار در الحاق افراد معلول به جامعه و همچنين تصحيح نگاه و نگرش افراد جامعه به معلولين و عادی سازی روابط بين آنها و برخورداری افراد معلول از حقوق انسانی ، اجتماعی و حتی سياسی مشابه افراد عادی در يک جامعه رشد يابنده و سلامت نگر . زمانی که همکاری خود را با برنامة توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) آغاز کردم . علی رغم داشتن سابقة کار در زمينة توانبخشی ، هيچگونه تصوير روشنی از اين برنامه در ذهن نداشتم . به ياد می آورم که در اولين تجربه پايش خود با ديدن وضعيت روستاها (يا اماکنی بعضاً بسيار ابتدايي) ، شرايط زندگی افراد معلول ، آشنايي با افکار و عقايد مرسوم و نگرش های رايج درخصوص معلوليت ها دچار يأس و نااميدی شديدی شدم . در آن زمان احساس کردم که به راستی با توجه به مجموعه شرايط حاکم بر روستاها چگونه خواهيم توانست کاری انجام دهيم ؟ حافظة تاريخی من در اين خصوص حاصل تجربياتم در توانبخشی مرسوم کشور و نحوة ارائة خدمات در همان چارچوب بود ، روشی که در آن متخصصين و کارشناسان حرف اول را می زنند . آنان نيازهای افراد معلول را دسته بندی کرده و اقدامات لازم را برای آنان پيش بينی می کردند ، نيازهای فيزيوتراپی ، کار درمانی و گفتار درمانی در مراکز تخصصی انجام می گرفت و اين دانش در حيطة کنترل متخصصين بود . معلولين ذهنی و جسمی اغلب برای نگهداری در مراکز معرفی می شدند و افراد نيازمند به کار و حرفه در ليست های انتظار طولانی باقی می ماندند .

 

روشی که در آن برای حل کلية مشکلات رو به سوی مراکز تخصصی و متخصصين داشتيم . حال با وضعيتی کاملاً متفاوت رو به رو بودم . به راستی نمی دانستم برای '' جليل '' پسر بچة فلج مغزی که نياز به فيزيوتراپی و کاردرمانی جهت جلوگيری از شدت يافتن معلوليتش دارد ، در اينجا که کيلومترها از مراکز تخصصی موجود در شهرها فاصله دارد ، چه بايد کرد ؟ برای '' ثريای '' 8 ساله که ناشنوا است و برای رفتن به مدرسه بهمراه خواهر و برادرانش هر روز اشک   می ريزد و يا برای '' يوسف ''  که سند رم دان دارد و از صبح تا شب در روستا پرسه می زند ، فحش می دهد ، سنگ  می خورد و مضحکه می شود . نمی دانستم برای '' سهراب '' که از هر دو چشم نابيناست و چون شئی ای   بی جان در گوشة خانه نگهداری می شود و يا برای '' گلچين '' با آن زيبايي فرشته ای که 18 سال از فرط شرم به خاطر فلج پاهايش در خانه زندانی بوده و ده ها علی و امير و محبوبه و شيرين در اين روستاهای دورافتاده چه بايد کرد ؟ آيا براستی بايد امکانات تخصصی موجود در شهرها را برای کمک به آنان به روستا می برديم ؟ و يا گروهای تخصصی را به آنجا گسيل می کرديم ؟ بايد جای تازه ای را در حافظة تاريخی ام برای نوع ديگری از توانبخشی می گشودم چرا که در اينجا نياز به اتخاذ روش هايي متفاوت بود ، روش هايي که به کمک آن بتوان اقدامات توانبخشی را در قالب متدهاي جديد ساده نمود ، و اين روش نوين بی شک در انديشة توانبخشی مبتنی بر جامعة نهفته بود . راهبردی قابل اجرا و منعطف همراه با تکنولوژي آموزشی طبقه بندی شده و ساده ، روشی که قابليت حرکت از عرصه های ذهنی و تئوريک به عرصه های علمی و منطبق بر عينيت های موجود در روستاهای کشورمان را داشت و البته پذيريش اين روش مستلزم نگاه ديگر به فرآيند اجرای توانبخشی بود . فرآيندی که می کوشد افراد معلول را به حداقل شرايط و امکانات مطلوب برساند و برای آنان زندگی انسانی تری را فراهم نمايد و تحولی را در نظام فکری انسان ها بوجود آورد که متضمن اجرای عدالتی درخور شأن انسانی افراد معلول باشد و در نهايت بتواند شرايط را برای يک زندگی نسبتاً عادی برای آنان فراهم سازد . بنابراين می بايد هدفی قابل دسترس و عينی را در ذهنم به عنوان راهنمای عمل ، حفظ می کردم . آن اينکه : توانبخشی مبتنی بر جامعة خواهان دستيابی تمامی افراد معلول به حداقل شرايط و امکانات مطلوب است .

 

حال بايد خود را برای مبارزة سخت و طولانی آماده می کردم . اولين مبارزه با نگرش های سنتی حاکم بر متخصصين در حوزة توانبخشی بود و آماده کردن اين افراد برای پذيريش اين حقيقت که نبايد نسبت به دانش و تجربة خود احساس مالکيت نمايند ، بلکه بايد آن را ميان مردمی که بدان نياز دارند توزيع کرده و اين واقعيت را بپذيرند که اگر در اين عرصه توانبخشی ساده نشود خواهد مرد .

 

کم کم دريافتم که کار در روانبخشی مبتنی بر جامعه و بستر روستاها از طريق آگاهی و درک شرايط افراد معلول در موقعيت های خانوادگی ، مناسبات اجتماعی ، افکار و عقايد ، فرهنگ و منابع موجود در جوامعه شان امکان پذير است . آموختم که بايد در اينگونه جوامع و با اين سرشت ها کار کنم و بايد تلاشی مضاعف بکوشم در باورها و سنت های ديرينه اين مردم رسوخ کرده و نگرش های منفی آنان را درخصوص معلوليت بزدايم و اين مستلزم کاری طولانی و صبورانه است . به مرور ياد گرفتم که CBR برنامه ای در قالب بوروکراسی های رايج اداری نبوده و هرگز با صدور چند بخشنامه ، آيين نامه و مصوبه نهادينه نخواهد شد و کسانی که در اين برنامه کار می کنند بايد از ذهن و قلب خود توأمان کمک بگيرند و از دانش و عاطفة خود سرمايه گذاری نمايند . وگرنه هرگز نخواهند توانست اهداف اين برنامه را به پيش ببرند .

و شايد به همين دليل باشد که دکتر منديس در يکي از سخنرانی هايش می گويد : CBR بيش از آنکه به افراد متخصص نياز داشته باشد به کسانی نيازمند است که روح CBR را درک نمايند .

در واقع توانبخشی مبتنی بر جامعه به لحاظ محتوايي نمی تواند در قالب اقدامات توانپزشکی جای گيرد . چرا که بيشتر بر زمينه های اجتماعی و محيط زندگی فرد معلول ، ايجاد نگرش های مثبت و زدودن تفکرات منفی تأکيد داشته و    می کوشد تا در کنار افزايش توانمندی های اين افراد ، زمينة پذيرش آنها را در جوامع شان فراهم نمايد و اين امری است دشوار که متضمن شناخت فرهنگ و انسان های حامل آن است و برای رسيدن به اين مهم بايد محيط و آدم هايي را که با آنان کار می کنيم به درستی بشناسيم و آنان را دوست داشته باشيم و راههای ارتباط با آنان را بياموزيم .

دکتر زينکن مدرس CBR در دانشگاه لندن می گويد : کارکنان CBR قبل از داشتن هرگونه تخصص بايد ديپلمات باشند تا بتوانند ارتباط خوبی با مردم برقرار کنند . CBR تماماً روابط انسانی است و بايد در قلب مردم باشد ، ارتباط بايد از نوع انسانی و عاطفی باشد نه ارتباط بالادست و پايين دست .

کم کم آموختم که اگر بخواهيم آگاه سازی را بستر مناسب تغييرات خود قرار دهيم و مشارکت و همکاری افراد جامعه را طالب باشيم ، بايد اين مشارکت از طريق گفتگو و تبادل نظر با آنان و دادن مسؤوليت و تشويقشان برای انجام فعاليت های بيشتر صورت گيرد . بايد قادر باشيم با ايجاد ارتباطات انسانی و صادقانه سکوت تاريخی اين مردم را بشکنيم و با احترام و ايجاد اعتماد آنان را در برنامه های خود شرکت دهيم . روستاهای غالباً از نظر اقتصادی و معيشتی در شرايط دشواری قرار دارند ، روابط اجتماعی حاکم مبتنی بر تعصبات شديد بوده و فرهنگی سخت و غيرقابل نفوذ دارند . بنابراين در چنين شرايطی بايد تصويری منطقی و روشن از نحوة ارائة خدمات و دامنة تغييرات حاصل داشته باشيم . تصور ايجاد تغييرات خارق العاده و واکنش های سريع و دلخواه را بايد از ذهن دور ساخته و آرام و صبور اهداف خويش را پيش ببريم . حال می دانستم قبل از اينکه برای '' جليل '' کاری کنم بايد به متون و تکنيک های ساده ای بيانديشم که قابل آموزش به خانوادة او باشد . دانستم که امکان بردن '' ثريا '' به مدرسة ناشنوايان وجود ندارد و '' ثريا '' علی رغم همة مشکلات بايد در مدرسة عادی و کنار ساير بچه ها بنشيند حتی اگر چيزی در مفهوم آموزش کلاسيک نياموزد .   ياد گرفتم که اگر بتوانم به خانوادة يوسف اين آگاهی را بدهم که در مورد معلوليت فرزندانشان گناهی  نداشته اند و اگر اهالی روستا بدانند که يوسف و يوسف ها معلول خطاهای پدرها و مادرهايشان نبوده اند ، اگر بتوانم کاری کنم که يوسف را در کوچه های روستا نرقصانند و او را کتک نزنند ، اگر شب ها در آغل حيوانات زنجير نشود و بر سر سفرة خانواده بنشيند و از محبتی يکسان برخوردار شود بی شک مار بزرگی انجام داده ام .

اگر سهراب بياموزد که خود بخورد ، بياشامد و نظافت کند ، اگر از خانه بيرون رود و تن رنجورش را به گرمای آرام بخش خورشيد بسپارد و نوای زندگی را با گوش جانش بشنود ، کاری بزرگ انجام داده ايم . اگر خانوادة گلچين قبول کنند که هيچ کس آنها را بخاطر داشتن فرزند فلج سرزنش نخواهد کرد ، گلچين هم می تواند لرزش خرمن های گندم را در يک روز زيبا تجربه کند . و به هر حال برای بی بی گل و شهربانو و ابراهيم و صمد هم راهی پيدا خواهيم کرد تا آنان نيز بتوانند در کنار انسان های ديگر يک زندگی عادی داشته باشند .

شهناز عباس نيا

کارشناس توانبخش مبتنی بر جامعه


 

يك آزمايش جديد بر روي جنين به زوج‌هاي جواني كه شانس بيشتري براي داشتن فرزند سالم مي‌دهد.


         در اين تست توجه به DNA كامل سلول و نه به يك جهش خاص در يك ژن معطوف مي‌شود و لذا تشخيص بيماري‌ها را در جنين تسريع مي‌كند.


        همچنين به پزشكان اين امكان را مي‌دهد كه وجود ساير بيماري‌ها را نيز كنترل كنند.


         تست جديد انگشت‌نگاري DNA سلول وجود بيماري مانند سيستيك فيبروزيس را نيز نشان مي‌دهد.

 
       به گزارش BBC ، يك گروه تحقيقاتي از بيمارستان گايز لندن روشي به نام هاپلوتايپينگ ژنتيكي پيش از ايمپلنت (در IVF) را ابداع كرده است. اين تست

         اكنون تشخيص ژنتيكي پيش از ايمپلنت (PGD) نام گرفته است.


        (PGD   مستلزم بررسي والدين و فرزندان يا بستگاني است كه حامل يا مبتلا به يك نقص ژنتيكي هستند تا بخش‌هاي غيرطبيعي و ناهنجار DNA

       تشخيص داده شود. با استفاده از اين اطلاعات، گرفتن يك سلول از جنين، كشت آن در آزمايشگاه براي ايجاد كپي‌هاي بيشتر از ژنوم، و سپس جستجوي

          ماركرهايي كه نشان‌دهنده وجود دو عدد از اين واحدها يا هاپلو تايپ‌ها باشد امكان‌پذير است.
 


 سقط جنين

 متاسفانه هنوز مراجع شرعي و دينی حتی در صورت تشخيص در هنگام حاملگی ، فرزندان دان ، اجازه سقط جنين را به مادران و خانواده نميدهند . ا در کشور ما فقط  برای  بيماری تالاسمی چنين مجوزی موجود است . همه ما بايد تلاش نمائيم ضمن بررسی و پيگيری جديد ترين روشهای تشخيص در زمان حاملگی و عمومی نمودن آن برای همه زنان حامله ( حتی کسانی که از نظر شرايط ظاهری مانند فاميلی و ارثی و ... ) در مراکز بهداشتی کشور اول از تولد اين فرزندان جلوگيری کنيم . که اين شايد وظيفه ای مهمتر از تربيت آنها بعد از تولد ميباشد


فروش غير قانونی آمپولهای سقط جنين در خيابان ناصر خسرو تهران

اگر دلالان و کوپن فروشان سالهاست کنار معابر و گذرگاهها ، فروش انواع نوارها و سي دي هاي غير مجاز و مبتذل را در گوش عابران نجوا مي کنند ، به تازگي فروش آمپول ها و قرص هاي سقط جنين نيز به اين مساله افزوده شده که اين امر در بسياري موارد جان مردم را تهديد مي کندیک متخصص زنان و زايمان در گفتگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر در اين باره گفت: متاسفانه امروزه آمپول هاي سقط جنين متقاضيان زيادي پيدا کرده است و به نوعي جزء نياز هاي روزمره مردم شده است  . دکتر نرگس قلاوند افزود: بسياري از زنان به علت هاي مختلف خواستار سقط جنين مي شوند و مشکلات اقتصادي نقش مهمي در اين زمينه دارد تا جايي که حتي برخي از خانواده ها با وجود هشت سال زندگي به خاطر مسائل و مشکلات زياد مالي حاضر مي شوند که جنين خود را ا بين ببرند.  وي با با انتقاد از مسوولان ذيربط که با فروش غير قانوني داروهاي سقط جنين برخورد نمي کنند ، افزود :  آمپول هاي سقط جنين فقط با کنترل پزشکان مي تواند در هفته هاي نخست بارداري به صورت عضلاني تزريق شود که در اين صورت عوارض کمتري دارد اما اگر اين آمپول ها در ماه هاي  غير مجاز آن به کار برده شود احتمال پاره شدن رحم افزايش مي يابد. وي افزود: با مصرف اين آمپول ها بدون اجازه پزشک احتمال بروز بيماري هاي قلبي، عروقي، تنفسي و همچنين اسهال و استفراغ شديد در مادران  بسيار زياد مي شود. اين متخصص زنان و زايمان گفت: اغلب جوانان به علت آنکه نمي خواهند چاق شوند از قرص هاي جلوگيري از حاملگي استفاده نمي کنند و يا حتي از برخي دستگاه هاي موجود در اين زمينه استفاده مناسب نمي کنند که  بروز اين مسائل از عدم آگاهي مردم از آموزش هاي صحيح پيشگيري از بارداري ناشي مي شود.  وي با اشاره به اينکه در صورت بيماري  حاد جنين  سازمان پزشکي قانوني مجوز سقط را ميدهد اظهار داشت: تولد نوزاداني که به بيماري   منگوليسم( سندرم دان )  مبتلا هستند مي تواند از لحاظ اقتصادي به کشور و همچنين از لحاظ روحي و اقتصادي به خانواده ها صدمات زيادي را وارد مي کند. اين متخصص زنان و زايمان گفت: متاسفانه به علت اينکه اغلب شخيص هاي سونوگرافي ها در آزمايشگاه ها قطعي نيست بنابراين اگردر سونوگرافي زن بارداري مشخص شود که جنين نرمال و طبيعي نيست، پزشکي قانوني به راحتي آن را قبول نمي کند وي اظهار داشت: غلط بودن و يا قطعي نبودن تشخيص ها در سونوگرافي ها به علت  ضعف پزشکان و يا شلوغ بودن اين مراکز  است که تشخيص به خوبي انجام نمي شود چون تجهيزات مورد استفاده در آزمايشگاه از کيفيت بسيار خوبي برخوردار است. دکتر قلاوند توصيه کرد:  حتي در صورت داشتن مجوز سقط جنين  بهتر است عمل هاي سقط در مراکز دانشگاهي صورت گيرد چون اين مراکز ذي نفع نيستند،  اما اگر اين عمل ها در بيمارستان هاي خصوصي و مطب ها روال شود، باعث رواج عمل سقط جنين در کشور ميشود .  وي گفت: متاسفانه بسياري از سقط هاي غير قانوني امروزه به وسيله افرادي که در اين زمينه تخصصي ندارند ، انجام مي شود که در برخي موارد سبب عفونت لوله تخمدان، چسبندگي لوله و چسبندگي داخل شکم و يا حتي به پاره شدن رحم و روده مادر منجر شده است که با ايجاد شوک، مادر فوت کرده است


                 

 

   قسمتی از آنچه که می توانید در این پایگاه اطلاع رسانی مشاهده کنید :