گفتار درمانی و توانبخشی پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر
صفحه اصلی درباره ما تماس با ما نظر سنجی تماس با شما نحوه تبلیغات در سایت مشاوره لینکهای ما
گفتار در مانی کاردرمانی فیزیو تراپی شنوایی شناسی بینایی سنجی ارتوپدی فنی
انجمنها مجلات علمی دانشگاه ها و دانشکده ها کلینیکهای تخصصی مراکز توانبخشی
مراکز تشخیصی و درمانی تجهیزات پزشکی مراکز آموزشی خصوصی
اطلاعات پزشکان تهران اطلاعات پزشکان کرج
page: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 NEXT ....
بازی درمانی
شاید علت اینکه تعریف دقیقی از بازی وجود ندارد به این خاطر است که فعالیت های مربوط به بازی و کار بسیار به هم امیخته اند.روانشناسان برای تشخیص بازی از کار پنج ضابطه را به عنوان شاخص های بازی معرفی میکنند:
1- بازی دارای هدف است
2-بازی اختیاری است.
3- بازی دلپذیر و خوشایند است
4- -بازی فاقد سازمان است.
5- بازی از قید کشاکش و پرخاش آزاد است.
برای درک بیشتر دنیای کودکان باید انها را هنگام بازی مشاهده کرد زیرا کودکان از طریق بازی احساسات ناکامی ها و اضطرابهای خود را بیان می کنندو در این مورد هم فروید بر این باور است که بازی نوعی رفتار و وسیله ای برای بیان خواسته های درونی کودک است.بازی فعالیتی انطباقی است که توانایی های ذهنی معمول در کودکان را منعکس و مهارت های ادراکی و اجتماعی انها توسعه پیدا میکند.باید در نظر داشته باشیم که بازی جزئ جدا نشدنی زندگی کودکان و شیوه طبیعی یادگیری و ارتباط بر قرار کردن انها با دیگران می باشد.بازی هرگز نباید به عنوان روشی برای وقت کشی تلقی گردد
بازی درمانی کودک محور
بازی درمانی کودک محور در حکم فلسفه ای است که منجر به ايجاد نگرشها و رفتارهايی برای بقاء و احساس لذت در زندگی فرد در رابطه با کودکان می گردد . بازی درمانی کودک محور هم يک فلسفه اصلی استعداد فطری کودک برای کوشش در جهت رشد و بلوغ و هم نگرشی نسبت به اعتقاد عميق و پايدار به توانايی کودک برای خودفرمان بودن به گونه ای سازنده است . بازی درمانگری که براساس رويکرد کودک محوری به فعاليت می پردازد دارای باوری عميق و اعتقادی روشن و آشکار به شخص درونی کودک است. بنابراين هدف او برقراری ارتباط با کودک از راههايی است که قدرت کارگردانی و هدايت درونی سازندگی حرکت به جلو خلاقيت و خودشفابخشی او آزاد سازد و کودک قادر به آزاد کردن قابليتهای رشدی نسبت به خوديابی و خوداکتشافی در خود می شود که منجر به تغييری سازنده ميگردد. اصول پايه بازی درمانی کودک محور فرد بدون اطلاع از اصول پايه هشتگانه اکسلاين (۱۹۸۲) در مورد بازی درمانی قادر نيست بازی درمانی کودک محور را آغاز نمايد . تحقيقات و نوشته های او در حکم ابزاری فوق العاده ارزشمند به حساب می آيند او چنين می نويسد:
درمانگر بايد به توسعه يک رابطه گرم و دوستانه با کودک بپردازد که در آن تا آنجا که ممکن است ارتباط و تفاهم خوبی برقرار شود . درمانگر بايد بدون قيد و شرط کودک را بپذيرد. درمانگر در اين رابطه حس آسان گيری به وجود می آورد به گونه ای که کودک برای ابراز کامل احساسات خود احساس آزادی می کند وراحت است. درمانگر برای شناخت احساساتی که کودک بيان می کند سرعت عمل دارد و با شيوه ای توام با بينش برای کودک تفسير می کند تا کودک نسبت به رفتار خود بصيرت پيدا کند. درمانگر برای توانايی کودک در حل مشکل به محض يافتن فرصتی برای انجام آن احترام قايل است. اين مسووليت کودک است که انتخاب می کند و تغييراتی بوجود می آورد. درمانگر در جهت هدايت اعمال يا صحبتهای کودک به هر حالت تلاش نميکند. کودک راه را نشان ميدهد و درمانگر او را دنبال می کند. در مانگر در جهت تسريع پيشرفت درمان کوشش نمی کند . درمان يک فرايند تدريجی است و توسط درمانگر به مفهوم معمول کلمه شناخته می شود. درمانگر تنها محدوديتهايی را اعمال می کند که برای نزديک سازی درمان به دنيای واقعی ضروری است و کودک را از مسووليت در اين رابطه آگاه می کند .
بازی درمانی با نگرش شناختی - درمانی چرا بچهها بازي ميكنند؟
اولين بار در اين خصوص فردريش شيلر فرضيه انرژي مازاد را مطرح نمود، تئورياي كه بعدها توسط هربرت اسپنسر بسط داده شد و بر اساس آن اينگونه مطرح شد كه حيوانات رده بالاي تكاملي فقط وقت خود را صرف تهيه غذا نميكنند و انرژي مازاد خود را در ساير فعاليتها نيز بكار ميگيرند. بر اساس نظريه كارل گروس بازي تمرين مهارتهايي است كه كودك بعدها به آن احتياج دارد مثل بازي مبارزه كردن و يا بازيهاي پر افت و خيز در كودكان كه ممكن است اين مهارتها در زندگي آتي كودك كاربرد داشته باشد. بر اساس نظريات سايكودايناميك ناشي از فرضيات فرويد، بازي در شرايط محروميت از ارضاي اوليه، به كودك كمك ميكند تا بر اين موقعيتها تسلط يابد. تئوري پياژه بيشتر بر جنبههاي شناختي متمركز است. وي معتقد بود كه بازي در محتواي دو ويژگي اساسي تكاملي يعني تطابق و جذب قابل طرح ميباشد كه مورد اول فرصت تقليد و انطباق با محيط را فراهم ميسازد و در مورد دوم بازي تلاش براي همگرايي مفاهيم و عملكردهاي حركتي بيروني با تعداد نسبتاً محدود شماها و يا مهارتهاي حركتي و شناختي است كه كودك از قبل در اين سن داشته است. اريكسون بازي را موقعيتي ميداند كه در آن خود (Self) ميتواند با تجربياتش روبرو شود و به صورت تجربي و برنامهريزي شده بر آنها تسلط يابد. ويرجينيا آكسلاين معتقد است كه بازي ابزار كودك براي ابراز وجود و فرصتي براي بيان احساسات و مسائل اوست. علاوه بر فرضياتي كه مطرح شد، فرضيات بسيار ديگري نيز در خصوص نقش بازي در زندگي كودكان وجود دارد. گذشته از صحت يا عدم صحت اين فرضيات آنچه كه مهم بنظر ميرسد اين است كه بازي نقش اساسي در زندگي كودك دارد و در طي مراحل مختلف رشد اشكال مختلفي را به خود ميگيرد. بر اين اساس روشهاي درماني مختلفي با استفاده از بازي در اختلالات تكاملي و روانشناختي كودك تدوين شده است كه به عنوان مثال ميتوان از بازي درماني با نگرش سايكودايناميك و يا بازي كودكان با نگرش شناختي-رفتاري نام برد. در اين نوشته سعي ميشود برخي جنبههاي نگرش شناختي-رفتاري را در بازي درماني بيان نمائيم...
● تفاوتهای رفتاری در بازی کودکان
یکی از راههایی که میتواند تفاوتهای رفتاری بین زن و مرد را توجیه کند،
مشاهده این تفاوتها در سازمان اجتماعی بازیهاست که الگوهای تعامل اجتماعی خاص را
از طرف هر دو جنس میطلبد.
در مورد تفاوت بازیها در بین کودکان دبستانی، تحقیقی توسط لاور در سال ۱۹۷۲ صورت
گرفت. او شش ویژگی در بازی کودکان را به شرح زیر مشاهده کرد.
۱) دخترها بیشتر از پسرها در محیطهای سربسته و محیط خانه بازی میکنند.
۲) پسرها تمایل به بازی در گروههای بزرگ را دارند.
۳) گروههای بازی پسران را افرادی با سنین مختلف تشکیل میدهند. به عبارت دیگر
دامنه سنی همبازیهای پسران گسترده و وسیع است.
۴) دختران در بازیهای پسرانه شرکت میکنند ولی عکس قضیه کمتر اتفاق میافتد.
۵) در بازی پسرها رقابت وجود دارد.
۶) بازی پسرها از نظر زمانی طولانیتر از بازیهای دختران است.
● دنیای دخترها
دختران در گروههای کوچک بازی میکنند و اکثر مواقع بازیهای دو نفره را
ترجیح میدهند. اعضای گروه بازی هم سن هستند. بازیهای آنها در مکانهای سربسته و
خصوصی مثل خانه صورت میگیرد. در مکانی که همبازیها باید دعوت به بازی شوند، بازیها
جنبه همکاری و تعاون دارد. فعالیتهای مربوط به بازی به هیچ وجه جنبه رقابتی ندارد
و کسی به خاطر داشتن قدرت از دیگران متمایز نمیشود . تفاوتها بر اثر نزدیکی و
میزان دوستی است. در دوستیهای آنها صمیمیت، برابری، تعهد دوجانبه و وفاداری به
یکدیگر بسیار مهم است. دوست خوب جایگاه ویژهای برای دختران دارد. رابطه دوستی با
اعضاء یک گروه جنبه انحصاری دارد. یک عده از دختران فقط با یکدیگر دوست میباشند و
صمیمیت دارند. هرم قدرت در دوستی دختران وجود ندارد و با یکدیگر بر اساس صمیمیت
متحد میشوند و در مقام مخالفت با گروه دیگر درمیآیند.
ساخت روابط اجتماعی دختران تضادمند نیست، به این معنی که دوستان با یکدیگر برابر
هستند و همه باید نسبت به یکدیگر سازگاری داشته باشند، ولی اگر این سازش و تساهل
صورت نگرفت باید منتظر تضاد و کشمکش بود. دختران نمیتوانند از قدرت اجتماعی خود
برای حل مشکل و رفع تضاد استفاده کنند چون اصولاً چنین قدرتی وجود ندارد. تحقیقات
نشان میدهد که دختران در این مواقع سعی نمیکنند تا مسأله را حل کنند و اکثر اوقات
این دوستیها به هم میخورد و جدایی پیش میآید. دختران یاد میگیرند که چگونه در
شرایطی که همه با یکدیگر برابرند با به کارگیری زبان و گفتار از عهده حل مشکلات
برآیند. اساساً دختران یاد میگیرند که با به کارگیری زبان این دو عمل را انجام
دهند.
۱) خلق رابطه صمیمانه و برابر با یکدیگر
دوستی در بین دختران بیشتر بر اساس کلام صورت میگیرد. دختران یاد میگیرند که حامی
دوست خود باشند. در ضمن قوانین مربوط به صحبت کردن و حقوق مربوط به آن را فرا میگیرند.
این حقوق عبارت است از رعایت نوبت صحبت، اجازه صحبت دادن به دیگران، و قبول محتوای
گفتاری دیگران که بر اساس آن روابط دوستی، صمیمیت و برابری شکل میگیرد. آنها
همچنین یاد میگیرند که باید با یکدیگر تعاون و همکاری داشته باشند. به کارگیری
کلماتی که در آن ضمایر و افعال همکاری نهفته است مانند «بچهها بیابند» «ما باید»،
«دخترها» نشانگر توان آنها در سازمان دادن کار گروهی است . همچنین دیده شده است که
در گروه دختران اگر کسی پیشنهادی بدهند دختران دیگر آن را قبول میکنند. آنها میدانند
که با تبادل اطلاعات و اسراسر میتوانند روابط نزدیک خود را با دیگران حفظ کنند.
تبادل افکار شخصی نه تنها بیانگر وجود رابطه صمیمانه بین دختران است بلکه جنبه
ایجاد تعهد هم دارد. گزارشاتی مبنی بر رفتار دختران وجود دارد که میگوید:
«اکثر اوقات دختران وقت خود را به حرف زدن اختصاص میدهند و صحبتها، انعکاسگر
افکار درونی آنهاست. وفاداری یکی از ویژگیهای عمده دوستی بین دختران ۱۲ تا ۱۴ ساله
است، چون یک دوست محرم دورنیترین اسرار یک دختر است. به این ترتیب یک دوست حامل
خطرناکترین اطلاعات شخصی راجع به دوست خود است و فاش شدن راز به منزله پایان دوستی
است» (جنیش و دایسون ۱۹۸۴).
۲) انتقاد و تفسیر رفتارها و گفتارها
دختران گفتار و رفتار دختران دیگر را به نقد میکشند و مورد بحث قرار میدهند ولی
انتقاد آنها اکثر اوقات همراه با گفتار و رفتار تعارضآمیز نیست. روابط آنها با
یکدیگر بر اساس روابط رییس و مرئوس نیست چون پذیرفتن نقش ریاست باعث میشود تا
رابطه برابری بین آنها مختل شود. دختران برخورد انتقادی با کسانی دارند که میخواهند
در نقش رییس ظاهر شوند و نقش ریاست از نظر آنها فقط در هنگام مواجهه با خواهر و
برادر کوچکتر است که کاربرد دارد. دختران یاد میگیرند که چگونه بدون آنکه نقش
ریاست داشته باشند از عهده اداره کارها برآیند. به هنگام منازعات عادی، خواستها و
اعتراضات خود را از طرف جمع مطرح میکنند و به آنها جنبه شخصی و فردی نمیدهند (جیون
۱۹۸۳). بدجنسی هنگامی رخ میدهد که دختری بر علیه دختری بسیج شود و یا اینکه قصد
پایان دادن رابطه را داشته باشد. کنار گذاشتن دیگری از جمع، یک رفتار عادی در بین
دختران است و یاد میگیرند که چگونه دختران دیگر را از جمع کنار بگذارند و در ضمن
طوری رفتار کنند که انگار این عمل بر اساس اراده و تصمیم جمع بوده و نه بر اساس هوی
و هوس شخصی. معمولاً کنار گذاشتن کسی به بهانه عدم هماهنگی او با هنجارهای گروه
قلمداد میشود. روابط اجتماعی دختران بر اساس تضاد و انتقاد ممکن است متزلزل شود.
دختران منبع و منشاء انتقاد را پنهان میکنند و معمولاً انتقادها را از جانب فرد
دیگر و یا شخص سومی مطرح میکنند.
دخترها بر اساس آنکه چه اطلاعاتی به آنها داده شده و اینکه چه اطلاعاتی از آنها
دریغ شده درجه صمیمیت دیگران با خود را میسنجند. از آنجایی که معیار سنجش صمیمیت
دختران منوط به درمیان گذاشتن اسراسر پنهانی است، دختران با تفسیر این قضیه که محرم
چه نوع اسراری هستند تشخیص میدهند درجهی صمیمیت یک دوست با او در چه حدی است و
آیا این صمیمیت واقعی است یا خیر. آنها باید بدانند که چه کسی را محرم راز خود کنند
چه چیزی را به عنوان اسرار مطرح کنند و تا چه حدی با کسی پیش بروند. برای موفقیت
اجتماعی، دانستن صحیح این روابط و قواعد بسیار ضروری است اگر نگوییم که راز بقا در
اجتماع وابسته به این اصول است.
● دنیای پسرها
بازی پسرها در گروههای بزرگتر و بر اساس هرم سلسله مراتبی انجام میگیرد.
منزلت نسبی دراین هرم سلسله مراتبی همیشه متغیر، مهمترین دستاورد پسرها در
تعاملاتشان با یکدیگر است. پسرهایی که منزلت غالب در گروه را ندارند به ندرت ممکن
است به بازی گرفته نشوند ولی، منزلت سخیف آنها در گروه به نحوی دیگر به آنها گوشزد
میشود. از آنجایی که هرم سلسله مراتب بنابر شرایط و زمان همیشه در حال تغییر است،
هر پسری این فرصت را دارد تا شانس خود را آزمایش کند و از این هرم صعود کند و یا در
بعضی مواقع سقوط کرده و شکست را بپذیرد. در دنیای پسران گفتار دارای سه نقش اساسی
است (ساکس و جفرسون ۱۹۷۴).
۱) استفاده از گفتار برای بیان موضع غالب در گروه
در اردوگاه پسران دیده شده که آنها با به کارگیری نحوه خاصی از گفتار قادر به نشان
دادن تسلط خود در گروه هستند. این نوع گفتار را میتوان در پنج دسته زیر معرفی کرد.
الف) دستور دادن به دیگران مثل «پاشو»، «اینو به من بده»، «تو برو اونجا» و غیره .
ب) دادن القاب مضحک به دیگران و مخاطب قراردادن دیگران با این القاب از قبیل «کله
پوک»، «خنگه»، «خیکی» و غیره.
ج) تهدیدهای شفاهی و یا استفاده از جملاتی که نشانگر قدرت است مانند:
«اگه خفه نشی خودم خفهات میکنم» و غیره .
د) تشبث و یا مقاومت در قبول دستور.
ه) نشان دادن اهمیت و سابقه در امری. مثلاً «دهنت بوی شیر میده».
قابل توجه است که بدانیم قدرت پسرها در جمع در نحوهی به کارگیری صحیح، و به جای
مراتب مذکور است. هر چقدر مهارت در به کارگیری این اصول صحیحتر و مناسبتر باشد
احتمال ریاست گروه و قلدری و گردن کشی که نهایت درجه ریاست است بیشتر میشود. به
عبارت دیگر موفقیت اجتماعی پسران نه تنها بستگی به دانستن صرف این جملات و واژگان
است بلکه وابسته به نحوهی استفاده صحیح از آنهاست. پسران باید بدانند که در چه
مواقعی از چه جملهای استفاده کنند و در چه مواقعی ساکت باشند. یک رئیس موفق با به
کارگیری گفتار مناسب رقبا را سرکوب میکند و با ضرب شصت نشان دادن به گروه حفظ
موقعیت میکند و گاه گداری با تذکر موقعیت پست آنها، یادآوری میکند که رییس کیست.
او از عتاب و خطاب بیهوده دوری میجوید و به این ترتیب احترام پسرانی را هم که قدرت
او را ندارند جلب میکند.
۲) جلب و حفظ گروه با استفاده از واژگان صحیح در گفتار
دومین جنبهی جامعهشناسی زبان در تعامل دوستانه در بین پسران، استفاده از واژگان
برای حفظ و نگهداری و جلب همگروهان است. قصه سرایی، لطیفه گویی و دیگر عملیاتگفتاری
جنبههایی عادی در تعامل اجتماعی پسران است. قصهسرایی و یا تعریف یک داستان برای
راوی داستان کاری است بسیار پرزحمت چون او باید در تمام مراحل قصهگویی، تحمل و
کنترل اتفاقاتی را که در دوروبرش میافتد داشته باشد. این اتفاقات شامل مسخره بازیهای
بچههای دیگر، ادا و اصول درآوردن آنها، سؤالات جور وا جور که همراه با به مضحکه
کشاندن وضعیت است میباشد. در این شرایط باید قبول کرد که به نتیجه رسانیدن داستان
کاری است بسیار دشوار چون روای داستان بایدل بداند چگونه از پس این همه مزاحمتها
در بیاید و در ضمن شنوندگان خود را نیز از دست بدهند و حرف خود را نیز به انجام
برساند. تعریف لطیفه نیز بسیار مشکل است چون ممکن است کسی نخندد و یا لطیفه را آنطور
که باید و شاید تحول نگیرد ولی گوینده لطیفه باید یاد بگیرد که در خلال صحبت خود
حال و هوای شنوندگان را نیز ارزیابی کند تا بر اساس آن لطیفه را به انجام
رساند(ساکس ۱۹۷۴).
۳) تأکید بر موجودیت خود هنگامی که دیگران میدان دار گروه هستند
پسرها در تعاملات خود با دیگر پسران یاد میگیرند که چگونه به عنوان شنوندگان
داستان و یا لطیفه عمل کنند. پسرها چه به عنوان شنوندگان و چه به عنوان راوی داستان
باید یاد بگیرند تا بر عقاید خود پافشاری کنند و مهر تأکید بر گفتههای خود بگذارند.
به نظر میرسد که عکسالعمل پسرها به داستانهای دیگران توأم با چالش و اظهارات
گوناگون است. این عکسالعمل برای قطع سخن طرف گفت و گو و یا عرض کردن موضوع گفت و
گو نیست، بلکه برای تأکید خود در جمع حضار و بر جسته کردن موقعیت خویش در جمع است .
قسمتی از آنچه که می توانید در این پایگاه اطلاع رسانی مشاهده کنید :
اتیسم و ارتباط ...
سکته مغزی و توانبخشی
لکنت1
ناروانی گفتار (لکنت)
نا توانی جنسی در
مردان
بیماریهای جنسی![]()